روزهای ذرت و ميگو و كرم خاكی

روزهای ذرت و ميگو و كرم خاكی

نویسنده : q_baqdadi

هفته‌ای یک بار می‌رفتیم ماهیگیری. قلاب‌های‌مان را می‌زدیم روی دوشمان، ذرت و میگو و کرم خاکی‌ها را می‌ریختیم توی قوطی‌های آلمانی و می‌گذاشتیم کنار سطل دسته‌دار فلزی. بعد سبد حصیری را پر می‌کردیم از کالباس و گوجه فرنگی‌های مینیاتوری و آب پرتقال طبیعی و کنجد و پنیر گودا و کرم ضد آفتاب. و با تیشرت سفید گشاد و شلوارک خردالی و عینک آفتابی از کلبه بیرون می‌زدیم و زیر نور مستقیم آفتاب تابستانی و باد خنکی که از جنگل هوووو کشان به سمت ما می‌آمد و لا به لای کلاه‌های‌مان می‌نشست پیاده به سمت مرداب می‌رفتیم. پاهای‌مان را تا زانو توی گل مرطوب فرو می‌کردیم و صمغ درختان را به امید خاصیت نرم کنندگی‌شان که توی داستان‌ها خوانده بودیم به خشکی آرنج‌های‌مان می‌مالیدیم.

هفته‌ای یک بار استاد دانشگاه و کمیسر و محقق نبودیم و روزمان را با احوالپرسی از ماهی‌ها و کرم‌های خاکی و بو کشیدن تنه‌ی خیس درختان و خواندن قصه‌ی هانسل و گرتل پر می‌کردیم. هفته‌ای یک بار مداد و خودکارهای لهستانی‌مان را روی میز و توی کشو و لای دفترها جا می‌گذاشتیم و دست‌های‌مان را پر می‌کردیم از ازگیل‌های وحشی و بلند بلند می‌خندیدیم. هفته‌ای یک بار ما روی چمن‌های نمدار حاشیه جنگل دراز می‌کشیدیم و غرق شدن آفتاب پشت دریاچه را تماشا می‌کردیم و بعد به کلبه بر می‌گشتیم, سوئیچ ماشین‌های‌مان را برمی‌داشتیم و سطل فلزی پر از ماهی و یخ را توی صندوق عقب می‌گذاشتیم و از جاده نیمه روشن جنوبی با سرعت به سمت آپارتمان‌های‌مان می‌راندیم و توی تخت خواب‌های طوسی و سفیدمان فرو می‌رفتیم و ساعت را برای هفت و نیم صبح کوک می‌کردیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
عالی بودش :) خیلی قشنگ نوشته بودین
سمیرا
سمیرا
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
غزل عزیزم توصیف هات بی نظیره
Vania
Vania
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
چه حس خوبی داشت.آدم هوسش می کنه...بنظرم همه آدما باید ازین هفته ای یک بارها داشته باشن برای خودشون.هفته ای یک بارهایی که حس سرزندگی میده به آدم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
چه جالب که همین دیشب با اسم شما آشنا شدم و بعد دیدم اینجاهم مینویسین :) خیلی خوب بود توصیفاتتون و میشد کامل حسشون کرد و حتی هوس. آدم باید هفته ای یه بار به خودش برسه :)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
هفته ای یکبار مارا هم با خود ببرید :| :دی قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
از آلودگی هوا تا رفتار عجیب شاخ های اونستاگرام

فائزه در سرزمين عجايب / قسمت اول

٩٥/١١/٠٥
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
غریبانه

خدانگهدار، سفرت بخیر!

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
نسل جدید عشق و عاشقی

عشق الکترونیک

٩٥/١١/٠٤
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات