امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

نویسنده : محسن_قربانی

آیه 104 سوره آلعمران بیان میکند ((باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.)) این افراد باید کسانی باشند که معروفهای دین را به خوبی بشناسند و منکرهای دین را به درستی تشخیص دهند. معروف و منکری که یک فرد مسلمان در قالب اصول و فروع دین و حلال و حرام آن را میشناسد. معروف و منکرهای دین را کسی به غیر از یک کارشناس دین نمیشناسد و به آن اشراف ندارد. پس باید یک کارشناس دین این وظیفه خطیر را به عهده گیرد. کارشناس دین قطعا کسی است که معمم باشد و به تمامی معروفها و منکرها اشراف کامل داشته باشد و در صورتی که لازم بود دعوت به دین نماید و بتواند سادهترین و تخصصیترین سوالات فرد مورد نظر را بدهد. چون اگر کسی غیراز کارشناس دین این وظیفه مهم را انجام دهد امکان خطا وجود دارد.

لا يَأمُرُ بِالمَعروفِ و َلا يَنهى عَنِ المُنكَرِ إلاّ مَن كانَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفيقٌ بِما يَأمُرُ بِهِ رَفيقٌ فيما يَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فيما يَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فيما يَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما يَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما يَنهى عَنهُ؛ (حضرت محمد (ص)

امر به معروف و نهى از منكر نكند مگر كسى كه سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا كند، در امر و نهى خود ميانه‏‌روى نمايد و به آنچه امر و نهى مى‏‌كند، دانا باشد.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 97 ، ص 87 ، ح 64 {شبیه این حدیث دعائم الاسلام ج 1 ، ص 3}

إِنَّمَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مَنْ كَانَتْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا يَأْمُرُ بِهِ تَارِكٌ لِمَا يَنْهَى عَنْهُ عَادِلٌ فِيمَا يَأْمُرُ عَادِلٌ فِيمَا يَنْهَى رَفِيقٌ فِيمَا يَأْمُرُ رَفِيقٌ فِيمَا يَنْهَى‏. امام صادق (ع)

كسى مى‌تواند امر به معروف و نهى از منكر كند كه داراى سه صفت باشد: 1 ـ به آنچه امر مى‌كند عمل كند و از آنچه نهى مى‌كند اجتناب نمايد. 2 ـ در امر كردن و نهى نمودن ميانه‌روى را پيشه خود كند. 3 ـ از روى دلسوزى و مهربانى و با مدارا امـر و نهى كند.

وسایل الشیعه ج 16 ، ص 150

با توجه به این دو حدیث می‌توان نتیجه گرفت که نه تنها باید یک کارشناس دین کار خطیر امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهد، بلکه باید طریقه میانه‌روی (نه زور و اجبار) را طریق خود نماید و تنها از روی دلسوزی و مهربانی این کار را انجام دهد نه بر مبنای دستور حکومت و یا دستور شخص سوم. و اگر چنانچه این کارشناسان دینی که معمم هم هستند این وظیفه خطیر را انجام ندهد و خود را درگیر زندگی دنیایی و شغل و منصب های حکومتی کنند و به جای امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه اصلی و وجودی آنهاست که باید عده‌ای به طور خاص این وظیفه خطیر را انجام دهند، به فکر تهیه خانه و ماشین و حقوق و دریافتی باشند چه اتفاقی می‌افتد:

لا يَزالُ النّاسُ بِخَيرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ و َنَهَوا عَنِ المُنكَرِ و َتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَإذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ، وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ و َلَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛ حضرت محمد (ص)

تا زمانى كه مردم امر به معروف و نهى از منكر نمايند و در كارهاى نيك و تقوا به يارى يكديگر بشتابند در خير و سعادت خواهند بود، اما اگر چنين نكنند، بركت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه ديگر سلطه پيدا كنند و نه در زمين ياورى دارند و نه در آسمان.

تهذيب الاحكام(تحقیقخرسان) ج6، ص181، ح 22 {شبیه این حدیث در بحارالانوار(ط-بیروت) ج 97 ، ص

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَقُولُ إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى. امام رضا (ع)

رسول خدا صلي الله عليه و آله همواره مى‌فرمودند: هرگاه امّت من از انجام امر به معروف و نهى از منكر سرپيچى كنند و آن را به يكديگر واگذار نمايند، گويا با خداوند اعلان جنگ داده‌اند.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص 59 ، ح

امربه معروف و نهی از منکر شامل دزدی از بیت‌المال و اختلاس و خوردن حق مردم هم می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر شامل رسیدگی به حق و حقوقات جامعه مسلمین هم می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر، افراد دارای مناصب خاص را مستثنی نمی‌کند و در صورت مشاهده باید جرات گفتن آن وجود داشته باشد بدون ترس از زندان و محاکمه و اعدام. اعاده حق الناس و گوشزد نمودن آن بزرگ‌ترین امر به معروف و نهی از منکر است که یک روحانی مععم جدا از سیستم حکومت باید آن را شبانه روز گوشزد نماید. ولی خدا نکند معمم ما از آبشخوری تغذیه شود که امر به معروف و نهی از منکران موجب قطع شدن مواجبش شود!

وَ اعلَموا أنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهیَ عن المُنکَر لَم یُقَرّبا اجَلاً وَ لَم یَقطَعا رَزقاً. حضرت علی (ع)

بدانید که امر به معروف و نهی از منکر نه مرگ کسی را نزدیک کرده و نه روزی کسی را قطع

کافی(ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص 57 ، ح

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زینب_خالقی
زینب_خالقی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
موضوع خیلی خوبی رو برای نوشتن انتخاب کردید. با قسمت‌هایی از متن خیلی زیاد موافقم و قسمت‌هایی از اون رو هم مصادره به مطلوبی می‌دونم که بدون دلیل کافی، نکته مورد منازعه رو مسلم فرض کرده. در بند اول هیچ نکته دلالت‌انگیزی وجود نداره تا اثبات کنه فقط یک کارشناس معمم دین باید وظیفه امر به معروف و نهی از منکر رو انجام بده. در مورد شیوه امر به معروف برای خودم نیز یادآوری یک نکته مهم صورت گرفته، اما باز به نظرم بدون هیچ دلیلی نتیجه گرفته‌اید که نباید کارشناس معمم در مناصب حکومتی باشد. در این متن دلیل کافی وجود ندارد برای این نتیجه گیری که حکومت نتواند دلسوزانه به امر ارشاد مردم بپردازد. و باز هم در این متن دلیل کافی وجود ندارد که چرا کارشناس دینی معممِ دارایِ منصب حکومتی نتواند به وظایف دینی غیرحکومتی خود بپردازد . و واقعاً نمی‌دانم چرا این فرض گرفته شده که هر کارشناس دینی معمم صاحب منصب حتما دچار خطا در وظایف دینی خود خواهد شد و حتماً به دنبال دنیا و خانه و ماشین خواهد بود.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
((در بند اول هیچ نکته دلالت‌انگیزی وجود نداره تا اثبات کنه فقط یک کارشناس معمم دین باید وظیفه امر به معروف و نهی از منکر رو انجام بده.)) : در خصوص این موردی که شما فرمودید استناد به آیه 104 سوره آل عمران که امر شده باید یک عده ایی باشند که این کار را انجام دهند از یک طرف، و از طرف دیگر شواهد فعلی جامعه و برخوردهای تند و زننده نیروهای دولتی که مطالبات و موارد حساسیت برانگیز و خواسته های نظام رو به اسم امر به معروف و نهی از منکر بر روی مردم پیاده می کنند، فکر می کنم به اندازه کافی ادله لازم و ارائه میده که برخورد نرم و متوازن اون هم توسط یک کارشناس خبره لازمه همانطور که احادیث هم پیداست.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
((بدون هیچ دلیلی نتیجه گرفته‌اید که نباید کارشناس معمم در مناصب حکومتی باشد. در این متن دلیل کافی وجود ندارد برای این نتیجه گیری که حکومت نتواند دلسوزانه به امر ارشاد مردم بپردازد. و باز هم در این متن دلیل کافی وجود ندارد که چرا کارشناس دینی معممِ دارایِ منصب حکومتی نتواند به وظایف دینی غیرحکومتی خود بپردازد.)) : به من بگید یک طلبه در حوزه درس میخونه که مبلغ مبانی دین اسلام بشه و راهگشای مشکلات دینی و مذهبی مردم و یا اینکه یاد میگیره چه جوری در مناصب حکومتی مشغول بشه؟ و اصلا یک طلبه و به زبان ساده یک شیخ ماهیت وجودیشون به خاطر چیه؟ ما همه میدونیم چرا دکتر و مهندس و جوشکار و نانوا نماینده مجلس وکیل احتیاج داریم، در مورد یک روحانی هر جوابی بدهید ماهیت وجودی اون ها رو مشخص میکنه و متوجه میشید دلیل اصلی وجودی اونها برای چیست///تمام حکومت های دینی و غیردینی غیر از منافع حکومت و تبلیغ و مستحکم نمودن پایه های خود در میام مردمش هیچ کار خیر و ارشاد و رایگانی رو برای مردمش انجام نمیده مگر نفع و استفاده ی اون امر رو برای حکومتش در نظر بگیره////در تمام ادوار تاریخ روحانیت(در همه ادیان) در دل مردم و با مردم در مقابل و یا در کنار حکومت ها بودند که اگر به هر دلیلی قصور و خطایی در دل حکومت بوجود آمد با قدرت مردم وروحانیت خطر رفع شود و بالاعکس. ولی خدا نکند قدرت روحانیت و حکومت در یک کاسه قرار گیرد ........///
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
مثال واضح و عینی تر که در تاریخ تکرار شده در فروپاشی امپراتوری روم به دو تیکه امپراتوری شرقی (بیزانس) و امپراتوری غربی می توان دید. بعد از مسیحیت و پذیرش دین مسیح، مذهب و امپراتور پادشاهی روم یک کاسه شدند و نهایتا در قرن 5 و 6 به فروپاشی رسید. در امپراتوری شرقی یا بیزانس قدرت مذهب و حکومت یک کاسه ماندند و 1000 سال دیگر به حیا خودش ادامه دادند و نهایتا در قرن 15 میلادی توسط ترک های عثمانی متلاشی شدند. خروجی این امپراتوری کشورهای شمال افریقا، جنوب شرقی اروپا( ارمنستان و گرجستان و ترکیه...) و حوزه مدیترانه بود. اما در امپراتوری غربی مذهب از سیستم حکومتی و پادشاهی جدا گردید و قدرت های مردمی تحت عنوان فئودال ها شکل گرفتند و خروجی این امپراتوری اولین مفاهیم دولت مدرن بود(کشورهای انگستان، آلمان ایتالیا، شمال اسپانیا، پرتغال و کشورهای شمال اروپا شامل سوئد، سوئیس و دانمارک... بود. مسیحیت در این کشورها جدا از حکومت به حیات خود ادامه دادند.
زینب_خالقی
زینب_خالقی
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
از این که به تفصیل پاسخ دادید سپاس‌گزارم. اول یک نکته رو بگم که انتفادهای من بیشتر معطوف به متن شما بود تا اعتقادات شما. اگر دلالت‌های متنتون کافی بود میتونستید به همون ها ارجاع بدید نه اینکه برید سراغ مفروضات ذهنیتون و ادله جانبی. خوبی بحث بر سر متن اینه که دیگه ناچار نیستیم به این که در ذهن فرد مقابلمون چی میگذره خیلی فکر کنیم، البته باز هم تصوری که اون فرد از مفاهیم داخل متنش داره مهمه اما این نیازِ به ذهن خوانی کاهش پیدا می‌کنه و از پراکندگی بحث جلوگیری میشه. در مورد مواردی که در پاسخ‌ها فرمودید نظر دارم اما از خوندن باقی بحث‌هایی که صورت گرفته کمی ناامید شدم. برنامه‌های جنجالی آمفی تئاتری دانشگاه‌ها (حداقل دانشگاه ما) که مثلا قرار بوده کرسی آزاداندیشی باشن، تبدیل شدن به صحنه رقابت کف‌زدن‌ها و هو کردن‌ها و رفتارهای بی‌ربط مشابه. در مقابل این رفتارهای بی‌فکرانه، خوبی اینطور مکاتبات رو در این میدونستم که میشه بفهمیم چطور آدمایی که همه ادعای "طالب اصلاح بودن" و "پایبندی به اصول" رو دارن به دیدگاه‌های متفاوت میرسن و مسیرهای بعضاً مخالف رو طی میکنن. در بحث های زیر این مطلب دیدم این‌جا هم انگار نمیشه راه به جایی برد وقتی همه سفت به مفاهیمی چسبیدن که ظاهر یکسان و درون متفاوت دارن. شما میگین خوب و منهم، اما خوب شما یک چیزه و خوب من چیز دیگه. تامس کوون (Kohn) در کتاب ساختار انقلاب‌های علمی میگه پارادایم‌های علمی قیاس‌ناپذیرن. فردی که تو پارادایم نیوتونیه وقتی میگه جرم منظورش فرق داره با فردی که در پارادایم فیزیک نسبیتیه. این دوتا آدم هرچقدر هم بحث کنن راه به جایی نمی‌برن چون وقتی دارن به یک سنگ نگاه می‌کنن دو چیز متفاوت میبینن. حکایت این دو آدم هم حکایت شما و آقای s_mostafa_b است که نهایتا به جمله‌ای ختم می‌شود مثل: «من که این کار رو انجام نمیدم ولی اگر شما خیلی اعتقاد داری به این موضوع که انجام بدی، موفق باشی»، یه چیزی تو مایه‌های «لکم دینکم و لی دین»، یا این که من نظرم با حرفای تو عوض نمیشه پس هرچقدر میخوای حرف بزن اگر عمری بود و فرصتی و لطف خدا، در باب این موضوع و حواشیش سعی می‌کنم خودم یه مطلب بنویسم تا از بیهوده‌گویی زیر پست شما جلوگیری بشه و البته خوشحال خواهم شد اگر در آن صورت خواننده و نظردهنده در باب متنم باشید. با آرزوی موفقیت برای همه خوبی خواهان عالم
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
من به استناد یک ایه قرآن و 5 حدیث نتیجه گیری خاص خودم و گرفتم و این طبیعیه که من برای ثابت کردن دیدگاه خاص خودم از منابع خاصی استفاده کنم. یعنی برای اثبات یک مطلب از منابعی استفاده کردم که قبلا درستی این منابع و پذیرفتیم (آیه قران و 5 حدیث) اگر شما به عنوان مخالف نتیجه گیری بنده رو قبول ندارید به عنوان یک منتقد، باید در حد اندازه منابع من مخالفت خودتون و ابراز کنید یعنی باید حداقل به یک آیه قرانی و یا حداقل به یک حدیثی استناد کنید و بگید نتیجه گیری شما اشتباه است. صرفا از خودتون حرف بزنید و بگید ادله کافی نیست و دلیل کافی وجود نداره ارزشی نداره چون زینب خالقی نه حرفش سنده و نه منبع و کسی هم به استناد مفروضات ذهنی زینب خالقی استدلال نمیکنه. شما یا باید از روی منابعی که ارائه دادم نتیجه ی من و به چالش بکشید و یا باید منابع جدیدی معرفی کنید و بگید به استناد این منابع نتیجه گیری شما اشتباهه. اینکه شما بگید دلایل کافی نیست ارزشی نداره . کسی میگه دلایل کافی وجود نداره که علاوه بر ایه قران و حدیث های ارائه شده، به چندین ایه قران مرتب با موضوع و چندین حدیث دیگر اشراف داشته باشه و با بررسی و تحلیل این موارد به این نتیجه بررسه که دلایل کافی نیست. اگر شما همچین اشرافی رو دارید قید بفرمایید قطعا استفاده میکنیم.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
در ضمن شما بحث و تبادل نظر در این موارد رو به مثابه ی صحنبه نبرد و جنگ تن به تن نبین. قرار نیست کسی پیروز بشه و طرف مقابلش شکست بخوره. دوستمون آقا مصطفی یک نظری داره که من قبولش ندارم. قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم فقط داریم تبادل نظر میکنیم که خیلی چیز عالیه. من به دلیل دغدغه ی شخصیم امر به معروف و نهی از منکر وظیفه یک شیخ میدونم چون وظیفشه. روحانیت شغل نیست یک وظیفه ی سنگینه. روحانی که الان درگیر مسائل و مشاغل دنیوی شده. حالا شما دانسته یا ندانسته در دفاع از روحانیون شاغل درگیر مسائل دنیوی دراومدی. هیچ ایرادی نداره ولی حداقل برای دفاع به چهار تا منابع (آیه قران، احادیث) استناد کن که منم بتونم رو اون منابع درست تحقیق کنم و چیزی یاد بگیرم.
زینب_خالقی
زینب_خالقی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
فکر می کنم از پاسخ من دچار سوءتفاهم شدید. اتفاقاً بنظر من رسید که شما در برابر منتقد مثل فردی عمل می‌کنید که انگار با شما در نبرده. یعنی در جمله شما که ارجاع دادم این روحیه رو دیدم. یعنی من همون چیزی رو در مورد شما حدس زدم که شما درمورد من. و شاید هردو برحق باشیم یا هردو در اشتباه. اما در مورد نظرات شخصیم چون تمایل دارم با ادله کافی صحبت کنم و همین طور درمورد هرکدوم از موضوعات مهم مطرح‌شده مجزا، و ازون جایی که همین الانم فقط با وقت‌دزدی از کارای مهمم تونستم این چندخط رو در جوابتون بنویسم پس این امر مهم رو موکول می‌کنم به یه وقت بهتر. امیدوارم این نکته رو درک بفرمایید که پاسخ و نظر دادن به شما از روی حسن نیت و ادای احترام بوده چرا که مطمئناً اگر قصدم چیزی مثل نبرد یا کری خونی باشه راه‌های موثرتر و آسون تری وجود داره براش . در مورد این هم که گفتم ادله تون کافی نیست بذارید بیشتر توضیح بدم: شما در بند اول متنتون نوشتید: «آیه 104 سوره آلعمران بیان میکند ((باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.)) این افراد باید کسانی باشند که معروفهای دین را به خوبی بشناسند و منکرهای دین را به درستی تشخیص دهند. معروف و منکری که یک فرد مسلمان در قالب اصول و فروع دین و حلال و حرام آن را میشناسد. معروف و منکرهای دین را کسی به غیر از یک کارشناس دین نمیشناسد و به آن اشراف ندارد. پس باید یک کارشناس دین این وظیفه خطیر را به عهده گیرد. کارشناس دین قطعا کسی است که معمم باشد و به تمامی معروفها و منکرها اشراف کامل داشته باشد و در صورتی که لازم بود دعوت به دین نماید و بتواند سادهترین و تخصصیترین سوالات فرد مورد نظر را بدهد. چون اگر کسی غیراز کارشناس دین این وظیفه مهم را انجام دهد امکان خطا وجود دارد.» خوب در همین بند شما از صرف یک آیه، یعنی فقط یک مقدمه، فقط یک دلیل مستند که برای همه معتبر است، این همه نتیجه گرفته‌اید. مطالعات منطقی من ازیکی دو کتاب فراتر نمیره اما این رو خوب میدونم که برای هر نتیجه گیری باید حداقل دو مقدمه داشته باشید. وقتی به شما میگم دلیلتون کافی نیست، شما دوباره همون بند رو برام کپی نمی کنید که استنادات درونش رو نشون بدید، آن یک آیه یا دلیل را با دلیل دیگری که از مشاهدات خود به دست آورده اید همراه می کنید. صرف نظر از این که این دو دلیل چقدر بتوانند کمک کنند به نتیجه‌های گرفته شده در این بند، دلیل دوم در متن نیست و فقط در ذهن شما بوده پس همین خود گواه عدم کفایت متن در دلیلوری است. از آیه‌ای هم که اشاره کردید به تنهایی فقط می‌توان نتیجه گرفت که دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر لازم است
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
در انواع استدلال ها دو نوع استدلال و معرفی میکنم: استنباطی و استقرایی. در استدلال استقرایی از جزء به کل می رسیم و در استدلال استنباطی از کل به جزء . آیه قران یک دستور کلی رو داره بیان میکنه (چون لفظ باید در آن به کار رفته) پس اینجا روش استقرایی کارایی نداره چون با یک دستور کلی طرف هستیم و نیازی به اثبات دستور خدا نیست و باید به جزئیات دستور خدا پی ببریم پس باید از استدلال استنباطی کمک بگیریم و از کل به جزء برسیم. ما می خوایم جزئیات این دستور و پیدا کنیم و ببینیم این باید در آیه قران یعنی چی، قران میگه باید کسانی باشند که امر به معروف و نهی از منکر کنند، سوالی که پیش میاد اینه که چه کسانی؟ منطقی ترین جواب به این سوال اینه که کسانی که حداقل معروف و منکر دین و بشناسن، سوال بعدی که پیش میاد اینه که چه کسانی معروف و منکر دین و می شناسن؟ منطقی ترین جواب به این سوال بدون هیچ شبهه ای کارشناس دینه. کارشناس دین کیه؟ کسی که تو حوزه تحصیل کرده. کیا تو حوزه تحصیل می کنن؟ افراد روحانی ملبس به لباس پیغمبر (و یا عزیزان غیر ملبس) تمام# این میشه استدلال استنباطی. رسیدن از کل به جزء. این استدلال اگر شما رو راضی نمیکنه خوشحال میشم روش استدلالی شما رو هم بدونم.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
در آیات مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر تنها این آیه است که لفظ باید در آن به کار رفته در بقیه آیات اینگونه نیست. در عبارت دستوری نتیجه گیری هم باید دستوری باشه در حالیکه حضرتعالی از عبارت دستوری خداوند نتیجه گیری خبری گرفتی ((از آیه‌ای هم که اشاره کردید به تنهایی فقط می‌توان نتیجه گرفت که دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر لازم است)) اینکه گفته بشه امر به معروف لازم است صرفا یک عبارت خبریه که هیچ گونه دستوری تو اون دیده نمیشه در حالیکه عبارت قران کاملا دستوریه و لفظ باید توش اومده. پس باید نتیجه گیری دستوری و مشخصی گرفته بشود.
sara_dana_29
sara_dana_29
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
زیبا بود ممنون :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
خواهش میکنم
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
عالی بود.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
مرسی. خوشحالم خوشتون اومد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
با این موضوع که امر به معروف و نهی از منکر کار هرکسی نیست به شدت موافقم چرا که دارم نتایج عکس این کار توسط افراد نابلد و به خصوص نظامی(منظورم برخورد شدید و زشته بیشتر) رو میبینم، اما خوب، با اینکه میفرمایید فقط معمم‌ها باید اینکار رو بکنند هم به شدت مخالفم البته که یکی از وظایف حوزوی ها همینه، اما برخلاف نظر شما «فقط» وظیفه اونها نیست و غیر معممین هم باید بیان وسط گود... اما طبیعتا درست و با توجه به شرایطی که ذکرشون هم کردید. و اینکه حسی من باب تخریب منبری‌ها هم به شدت از متنتون حس میشد... البته امیدوارم اشتباه کرده باشم هم در این مورد و هم در این باب که حس کردم گویا شما دین رو از سیاست جدا میدونید(البته این رو از کامنتتون برای خانم خالقی حس کردم نه از متن)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
((با این موضوع که امر به معروف و نهی از منکر کار هرکسی نیست به شدت موافقم چرا که دارم نتایج عکس این کار توسط افراد نابلد و به خصوص نظامی(منظورم برخورد شدید و زشته بیشتر) رو میبینم، اما خوب، با اینکه میفرمایید فقط معمم‌ها باید اینکار رو بکنند هم به شدت مخالفم البته که یکی از وظایف حوزوی ها همینه، اما برخلاف نظر شما «فقط» وظیفه اونها نیست و غیر معممین هم باید بیان وسط گود)) : غیر معمم که دانش دینی داشته باشه و معروف و منکر دین و بشناسه و حلال و حرام و واجب و مستحب و به طور خلاصه دین و بشناسه شما بهش چی میگین؟ قطعا اون عزیز هم تحصیل کرده ی حوزه است. اگر یکی از همون عزیزانی که من و شما بخوایم به معروفی هدایتش کنیم و از منکری نهیش کنیم به خاطر دانش ناقص ما به مسیر بدتری افتاد و یا نتوستیم جوابش و بدیم چه تاثیری میذاره؟ پس باید کارشناس دین این کار رو انجام بده.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
((و اینکه حسی من باب تخریب منبری‌ها هم به شدت از متنتون حس میشد... البته امیدوارم اشتباه کرده باشم هم در این مورد و هم در این باب که حس کردم گویا شما دین رو از سیاست جدا میدونید(البته این رو از کامنتتون برای خانم خالقی حس کردم نه از متن) )) : دین از سیاست نمیتونه جدا باشه ولی از حکومت باید جدا باشه. حکومت و سیاست و یکی ندونیم. چون حکومت دینی غیر از ضربه زدن به دین و ضایع کردن ایمان مردم ثمری نداره.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
من به کسی که معروف و منکر دین و بشناسه و حلال و حرام و واجب و مستحب و به طور خلاصه دین و بشناسه میگم مومن دغدغه مند( و در این مورد الزامی به حوزوی بودن نمیبینم)، و به کسی که یه لول بالاتر باشه و محدوده و میزان شناختش از دین بیشتر، به طوریکه بتونه به سوالات مومنین و شبهات مغرضین درست جواب بده میگم منبری یا به قول شما معمم. من و شما همونطور که گفتم باید با رعایت شروطی که ذکر کردید این کار رو انجام بدیم... هست معروفی که به اون عامل باشیم و منکری که از اون مبرا، خوب میتونیم همون رو تذکر بدیم البته خوب اگه بلد نیستیم چطوری بگیم مشکلیه که باید حلش کنیم :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٠
٠
٠
تعجبم بیشتر شد!!! یعنی شما حکومت رو از سیاست جدا میدونید؟! چون حکومت دینی غیر از ضربه زدن به دین و ضایع کردن ایمان مردم ثمری نداره. من با این پیش فرضتون اصلا موافق نیستم...اصلا
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
در خصوص مسئله مومن دغدغه مند پیشنهاد من به شما اینه دخالت نکنیم و اگر موردی رو دیدیم به کارشناس خبره رجوعش بدیم و دخالت نکنیم. چون امری رو که همه به خودشون اجازه بدن انجامش بدن و توش دخالت کنن غیر از هرج و مرج هیچی نداره. مومن دغدغه مند ضررش به جامعه بیشتر از بی دین بی دغدغه است.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٠
١
٠
در خصوص سیاست و حکومت : سیاست یک روش است و حکومت یک ابزار. با ابزار حکومت جامعه اداره و زندگی مادی مردم تامین می شود. اما این سیاست است که به ما میگوید با چه روشی جامعه اداره و زندگی مادی مردم تامین شود. اینجا اصلا صحبت از مذهب و دین نیست چون مذهب و دین خودش یک قدرت همسنگ حکومت است که جایگاه ویژه خودش و دارد و نباید با حکومت خلط شود. مذهب روح جامعه را اداره می کند و حکومت جسم جامعه را. مذهب زندگی معنوی مردم را تامین می کند و حکومت زندگی مادی را. اما نقطه اشتراک این دو کجاست: سیاست که به ما می گوید با چه روشی به نقطه مطلوب برسیم.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
من پسشنهادات زیادی رو بررسی کردم بهترینش این بود که اگه یه چیزی رو بلدی و میتونی انجام بدی و خوبه که انجام بدی پس انجامش اگه بلد نیستی ارجاع به خبره حرف عقله! من نگفتم تو هر مسئله ای خودمون رو عالم بدونیم من گفتم اون چارتا چیزی که بلدیم و عاملیم رو تذکر بدیم. شما یا تعریفتون از مومن دغدغه مند با من متفاوته و یا سر نفع و ضرر با هم تفاهم نداریم!!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
مصطفی عزیز من شما رو ارجاع میدم به آیه 104 سوره آل عمران و احادیثی که در بالا اشاره کردم یک بار دیگه مطالعه کن. اگر خودت و واجد شرایط فوق میدونی بسم الله
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. " امت" در اصل از ماده" ام" به معنى هر چيزى است كه اشياء ديگرى به آن بضميمه گردد و به همين جهت" امت" به جماعتى كه جنبه وحدتى در ميان آنها باشد گفته مى‏شود خواه وحدت از نظر زمان يا از نظر مكان و يا از نظر هدف و مرام باشد، بنا بر اين به اشخاص متفرق و پراكنده" امت" گفته نمى‏شود. *** به دنبال آيات پيشين كه مسئله اخوت و اتحاد را توصيف ميكرد در اين آيه اشاره به مسئله" امر به معروف" و" نهى از منكر" شده كه در حقيقت بمنزله‏ تفسير نمونه، ج‏3، ص: 35 يك پوشش اجتماعى براى محافظت جمعيت است، زيرا اگر مسئله امر به معروف و نهى از منكر در ميان نباشد عوامل مختلفى كه دشمن بقاى" وحدت اجتماعى" هستند، همچون موريانه از درون، ريشه‏هاى اجتماع را مى‏خورند، و آن را از هم متلاشى ميسازند، بنا بر اين حفظ وحدت اجتماعى بدون نظارت عمومى ممكن نيست!. در آيه فوق دستور داده شده كه همواره در ميان مسلمانان بايد امتى باشند كه اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى را انجام دهند: مردم را به نيكى‏ها دعوت كنند، و از بدى‏ها باز دارند. و در پايان آيه تصريح مى‏كند كه فلاح و رستگارى تنها از اين راه ممكن است. سؤال‏ در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه ظاهر" منكم امة" اين است كه اين امت بعضى از جمعيت مسلمانان را تشكيل مى‏دهد، نه همه آنها را، و به اين ترتيب وظيفه امر به معروف و نهى از منكر جنبه عمومى نخواهد داشت، بلكه وظيفه طايفه خاصى است، اگر چه انتخاب و تربيت اين جمعيت، وظيفه همه مردم است، و به عبارت ديگر اين دو وظيفه واجب كفايى است نه عينى، با اينكه از ديگر آيات قرآن بر مى‏آيد كه اين دو وظيفه جنبه عمومى دارد، و به عبارت ديگر واجب عينى است نه واجب كفايى، مثلا در چند آيه بعد از اين آيه مى‏خوانيم: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ" شما بهترين امتى بوديد كه بسود مردم مبعوث شديد، چه اينكه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد" و در سوره" العصر" مى‏فرمايد:" همه مردم در زيانند جز آنان كه ايمان و عمل صالح دارند و دعوت به حق و توصيه به صبر و استقامت مى‏كنند" طبق اين آيات و مانند آنها اين دو وظيفه اختصاص به دسته معينى ندارد. تفسير نمونه، ج‏3، ص: 36 پاسخ‏ دقت در مجموع اين آيات پاسخ سؤال را روشن مى‏سازد، زيرا چنين استفاده مى‏شود كه" امر به معروف و نهى از منكر" دو مرحله دارد: يكى" مرحله فردى" كه هر كس موظف است به تنهايى ناظر اعمال ديگران باشد، و ديگرى" مرحله دسته جمعى" كه امتى موظفند براى پايان دادن به نابسامانيهاى اجتماع دست به- دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعى كنند. قسمت اول وظيفه عموم مردم است، و چون جنبه فردى دارد طبعا شعاع آن محدود بتوانايى فرد است، اما قسمت دوم شكل واجب كفايى بخود مى‏گيرد و چون جنبه دسته جمعى دارد و شعاع قدرت آن وسيع و طبعا از شئون حكومت اسلامى محسوب مى‏شود اين دو شكل از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق، از شاهكارهاى قوانين اسلامى محسوب مى‏گردد، و مسئله تقسيم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكيل يك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمانهاى حكومت مشخص مى‏سازد. //تفسیر نمونه ذیل آیه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
اول به من بگو ببینم این و تایپش کردی یا کپی پیسته؟ :))) مصطفی عزیز اعتقادات یک فرد چیزی نیست که با کپی پیست بهش برسی. وقتی عمیقا به چیزی معتقد باشی به زبان ساده و دانش دینی خودت باید بتونی بهش جواب بدی اگر قبلا واقعا به این موضوع فکر کرده باشی. اگر الان روبروی هم نشسته بودیم باز هم همین متن کپی پیست رو با زبون خودت برام بیان می کردی؟! امر به معروف و نهی از منکری که من و شما بخوایم انجام بدیم اسم دخالت و فضولی بخودش میگیره و معمولا با توهین طرف مقابل و به زبان ساده-به شما ربطی نداره ی محترمانه-ختم میشه. من که این کار رو انجام نمیدم ولی اگر شما خیلی اعتقاد داری به این موضوع که انجام بدی، موفق باشی. در ضمن جایگاه حدیث از جایگاه تفسیر بالاتره. حدیث از زبان معصوم متصل به وحی(غیب) است و تفسیر از زبان غیر معصوم غیر متصل به وحی. یک بار دیگه احادیث و مرور کن: دانایی، مدارایی، میانه روی، از روی دلسوزی، 4 صفتی است که یک آمِر باید داشته باشه. امیدوارم این 4 صفت توی همه ی مردم باشه و همه به هم تذکر بدهیم.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
شما ارجاع دیدی به آیه و گفتی برو مطالعه کن برای همین هم آیه و هم تفاسیر ذیلش رو مطالعه کردم و تفسیر نمونه به عنوان نمونه باهاتون به اشتراک گذاشتم تا شما هم مطالعه‌ای داشته باشید، اگر هم رو در رو بودیم و لب تاب همراهم بود حتما همین کار رو میکردم... اجازه بدید تکرار مکررات کنم من مخالف این نیستم که حوزوی ها یکی از وظایف مهمشون امر به معروف و نهی از منکر هستش حرف من اینه که ما هم باید با توجه به شرایطی که ذکر کردید این کار رو انجام بدیم من که نمیگم بریم تو خیابون به هرکی که رسیدیم بگیم این کار غلطه اینکار درست یا هرچیزی رو که مخالف شرع دیدیم بریم و تذکر بدیم من حرفم اینه ما اگه فقط و فقط وفقط در یک مورد معروف عاملیم و از یک مورد منکر مبرا و در موردش علم هم داریم باید اون رو تذکر بدیم نمیتونیم به یه نفر تو خیابون این تذکر رو بدیم باشه به برادرمون به خواهرمون که میتونیم اصل حرف من اینه که امر به معروف و نهی از منکر متوقف در اهالی حوزه نیست ما هم باید بیایم وسط گود هرچند به کمترین وسعت
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
عرض کردم تو کامنت قبلیم: ((من که این کار رو انجام نمیدم ولی اگر شما خیلی اعتقاد داری به این موضوع که انجام بدی، موفق باشی.))
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٩/١١
٠
٠
من خیلی موافق امر به معروف ونهی از منکر نبودم ولی یکمی راجبش نظرم عوض شد البته اگر واقعا همینجوری که نوشتید باشه مخصوصا آخر متن ...امر به معروف و نهی از منکر شامل رسیدگی به حق و حقوقات جامعه مسلمین هم می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر، افراد دارای مناصب خاص را مستثنی نمی‌کند و در صورت مشاهده باید جرات گفتن آن وجود داشته باشد بدون ترس از زندان و محاکمه و اعدام. اعاده حق الناس و گوشزد نمودن آن بزرگ‌ترین امر به معروف و نهی از منکر است که یک روحانی مععم جدا از سیستم حکومت باید آن را شبانه روز گوشزد نماید. ...
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١١
٠
٠
متاسفانه ما فکر میکنیم امر به معروف و نهی از منکر یعنی مسائل مربوط به حجاب و بی حجابی و گشت ارشاد و اینگونه مسائل است ولی خوردن و حیف و میل کردن پول بیت المال جامعه مسلمین و بی توجهی به زندگی و معیشت مردم از بزرگترین منکر و معروف های روزگار ماست که در نمونه تاریخی شدت برخورد حضرت علی را با خورندگان بیت المال شاهدیم. متاسفانه در قضیه اختلاس ها و دزدی ها اخیر هیچ حرکت از جانب حوزه و روحانیون دیده نشد. درصورتی که امر به معروف و نهی از منکر از فروع دهگانه دین است که اهمیت آن کمتر از نماز نیست.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
با ابزار حکومت جامعه اداره و زندگی مادی مردم تامین می شود. این سیاست است که به ما میگوید با چه روشی جامعه اداره و زندگی مادی مردم تامین شود./ این حرف شما خودش نشون دهنده اینه که سیاست و حکومت با هم گره خوردن چرا که سیاست تعیین میکنه با چه روشی و از چه راهی جامعه اداره بشه!!!!!!!!!! ضمن اینکه حکومت هرگز همسنگ با دین نیست حداقل دینی که من میشناسم اینجوری نیست چرا که دین برای حکومت اصولی در نظر گرفته و قواعد معین کرده و اون رو زیر سیطره خودش درآورده...
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
برای اینکه حرف تو حرف نیاد و از این کامنت ها چیزی یاد بگیریم: مفهوم سیاست یک مفهوم عام است و مفهوم حکومت یک مفهوم خاص. یعنی همه میتونیم سیاسی باشیم، مومن سیاسی، روحانی سیاسی، مومن دغدغه مند سیاسی، ولی همه نمیتونن حکومتی باشیم. چون حکومت خاص است. حکومت یک ابزار است و کار با ابزار تخصص می خواد. حوزه های ما متخصص دین مذهب پرورش میده نه متخصص حکومت کردن که اگر غیر از این باشه قطعا مسیر عوض شده.مردان حکومت در دانشگاه ها پروش می یابند. در دانشگاه ها متخصص هر امری می توان شد غیر از مذهب و دین و در حوزه ها متخصص هیچ امری نمی توان شد غیر از مذهب و دین.#
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
و قطعا افرادی که در هر دو مسیر حوزه و دانشگاه تحصیلات داشته باشند افراد مفیدتری برای جامعه خواهند بود و باید از آنها حمایت و پیروی کرد و حکومت را باید به دست چنین افرادی سپرد با حمایت مردم.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
من هم نگفتم که یکی هستند یا همه میتونیم حکومتی بشیم، گفتم این دو به هم گره خوردند! اینکه حوزه ما از دانشگاه ما جدا شده معنیش جدا شدن دین از سیاست(حکومت) نیست. ضمن اینکه صرف حضور در دانشگاه انسان باسواد نمیشه(فکر کنم در این مورد موافق هم باشیم) و صرف گذروندن تحصیلات حوزوی انسان عامل به دین نمیشه(در این مورد هم فکر میکنم هم عقیده ایم)، برای سپردن حکومت به کسی معیارهایی غیر از مدارک حوزوی و دانشگاهی هم لازم به نظر میرسه که به نظرم خوبه بیشتر بهشون توجه بشه...
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
همینکه بتونیم فرق این مفاهیم و بدونیم از نظر من کافیه: سیاست فرق داره با حکومت. دین سیاسی فرق داره با دین حکومتی. دین سیاسی منتهی کمال و روش دینداری یک فرد مسلمان باهوشه (مسلمانی که با زمان و مکان روزگارش زندگی میکنه) و دین حکومتی ابزاری است که آخرین درجه از زوال دینداری یک فرد مسلمان و رقم میزنه(فردی که قدرت تشخیص زمان و مکان روزگارش از او گرفته شده)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
متاسفانه من نمیتونم دین رو مثله شما سوا کنم و بگم خوب این قسمت حکومتیه، این قسمتش سیاسیه، اون قسمتش عبادیه و اون قسمتش اجتماعی، بعد بیام عبادی و سیاسیش رو بردارم بذارم رو سرم حکومتی و اجتماعیش و پرت کنم اون ور. لپ مطلب اینکه از نظر من دین برای صفر تا صد زندگی برنامه داره و این صفر تا صد از چطوری سر سفره نشستن و چطوری سفر کردن تا چطوری پول در آوردن و چطوری حکومت کردن رو شامل میشه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٢
٠
٠
تو کامنت قبلیم اشاره شد در مورد قدرت تشخیص زمان و مکان که یک مسلمان و تبدیل به یک جریان فکری میکنه و یا تبدیل به یک ابزار. انتخاب با ماست. منم باهات موافقم. دقیقا صحبت سر تونستن یا نتونستنه
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
می بخشید که تووی بحثتون دخالت می کنم فقط پیرو بحثی که تووی کامنت ها کردید می خواستم بگم بنظر من بخشی از امر به معروف که به حوزه ی فردی مربوط میشه در واقع باید اینجوری انجام بشه که هر فرد خودش عامل به اون معروفی که قبول داره باشه و اعضای خانواده،دوستانش و همسایه ها با دیدن رفتار اون فرد به سمت اون معروف تشویق بشن یا با دیدن منش شما از منکری که انجام میدن شرمنده بشن و ترکش کنن،اینجوری هرکس با رفتارش توو جامعه داره در حوزه ی فردی امر به معروف و نهی از منکر میکنه...ولی اینکه هرکس بره جلوی کسی رو بگیره و بهش تذکر بده،بدون اینکه شناختی از اون فرد داشته باشه میتونه باعث دافعه بشه...شاید اون آدم سهوا داره مرتکب خطایی میشه و اون لحظه تذکر شما باعث میشه غرور و شخصیت اون آدم جریحه دار بشه...گذشته از این ها خود مراحل و شرایط امر به معروف انقدری سخت هست که به هیچ وجه نمیشه رو تذکرات خیابانی اسم امر به معروف گذاشت.حداقلش اینه که شما مطمئن باشید منکری که می خواهید ازش نهی کنید چیزی هست که فرد به صورت ممتد انجام میده،درباره آدمی که خارج از محیط خانوادتون باهاشون برخورد دارید چطور می خواهید بفهمید بار اولش هست یا نه؟...قدم اول امر به معروف هم با رفتاره.این همه آمر به معروف داریم ولی من شخصا خیلی خیلی کم دیدم افرادی که با رفتارشون روی دیگران اثر میگذارن و هدایتشون میکنن.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
نه خواهش میکنم. این چه حرفیه، هیچ دخالتی نیست اتفاقا خیلی هم عالیه. امر به معروف و نهی از منکر در حوزه فردی فقط باید منوط به رفتار خودمون باشه و به هیچ وجه نباید وارد تذکر زبانی گردیدم. تذکر زبانی و وارد شدن مستقیم فقط باید توسط کارشناس مربوطش که حتما هم معمم و متخصص این امر هست باید باشه. امثال من و شما که دانش کافی رو نداریم فقط میتونیم رو رفتار خودمون کار کنیم و معروف ها رو به بهترین نحو انجام بدهیم و از منکر ها دوری کنیم. امر به معروف و نهی از منکر در حوزه فردی یعنی همین. یعنی باید رو رفتار خودمون کار کنیم. صحبت شما کاملا درسته. جوانان و مومنان دغدغه مند که به خودشون اجازه میدن توهر امری به اسم امر به معروف و نهی از منکر دخالت کنن به مراتب ضرر بیشتری برای جامعه دارن تا منفعت. این عزیزان بهتره رو رفتار خودشون کار کنند در این حد بیشتر وظیفه ای هم به گردنشون نیست.
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
مطلب شما مفید بود و بحث های پیرامون ش جالب ....معروف و منکر یک امر بدیهی نیست ..پس نمیتونه خاص باشه ..خیلی جاها بر اساس استدلال ادمها و بنا به شرایط حاکم به لحظه تشریح میشه و نتیجه گیری میکنن ...ما تغییر ساختار رو در معروف و منکر های "سیاسی مذهبی " هر روز شاهدیم ....اما جدای سیاست ..جدای مذهب ....وقتی فعلی در حال شدن هست در لحظه از کجا میشه یک معمم پیدا کرد تا معروف و منکر رو پیاده کنه ؟ ...خیلی جاها اونقدر مسائل پیچیده نیست ..باز در مورد ایه 104 سوره ی ال عمران در نظر داشته باشید بنحوی این مردم مردم "اخر الزمان " محسوب میشن ..مردمی که به دانش و هوش و برداشت های مذهبی شون اذعان شده ....اما توی بحث هاتون راجع به کم کاری اهل دین در باب اختلاس ها که گفتین : بشدت باهاتون موافق م و معتقدم خیلی جاها راه رو به ناکجا بردن
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
((وقتی فعلی در حال شدن هست در لحظه از کجا میشه یک معمم پیدا کرد تا معروف و منکر رو پیاده کنه ؟)) مرسی از شما. بابت این موضوع مسئله ی من این نیست که از کجا معمم پیدا کنیم. مسئله در وهله ی اول اینه که بپذیریم وظیفه ی ما به عنوان کسانی که دانش کافی دینی نداریم این نیست که وارد مرحله تذکر زبانی گردیم و تنها به اصلاح رفتار خودمون اکتفا کنیم و با تغییر در رفتار خودمون به تغییر مورد نظر در اجتماع کمک کنیم. در وهله ی دوم اینه که بپذریم که کارشناس دینی که دانا باشه و از روی دلسوزی و با روش میانه روی و مدارا به وظیفش که همین اشاعه معروف باشه نداریم و به کارهای دیگه ای مشغولن و سرگرم دنیا شدن. وقتی معروف و منکر ما محدود بشه به حجاب و گشت ارشاد، دزدی و اختلاس و بیت المال خوری و کاخ نشینی های روحانیون برامون عادی میشه دیگه
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٩/١٣
٠
٠
میدونید جناب قربانی این ایده و هدف توی نوشته تون مستتر شده ..کاش روی همون مانور میکردید ..بله متاسفانه مذهبی ها اونقدر گرفتار سیاست شدن که خیلی جاها از بیخ فراموش شده وظیفه شون چیه ...و دیدن خیلی هنجار ها و دوگانگی در رفتار ذهن ها رو شوکه کرده که این رفتار کجا درسته و چرا مثلا این فرد باید اینچنین باشه ..مثلا همین هفته یکی از ائمه ی جمعه فرمودن :استعفای مدیر راه اهن یه تقلید غربی ئه ..من که هاج و واج موندم ....الله اکبر
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/١٤
٠
٠
دقیقا . صحبت اون روحانی روانم بدجور بهم ریخت. اصلا انگار مردم و جامعه ما دچار یک استحاله و دگردیسی ژنتیکی شده. به یک چیزایی اهمیت میدیم که نباید بدیم و از یک چیزایی غافلیم که نباید باشیم. حساسیتمون و رو بعضی از موضوعات از دست دادیم. از درون داریم نابود میشیم. خودمون داریم خودمون نابود میکنیم.
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات