شهر یکصد و ده درصدی

شهر یکصد و ده درصدی

نویسنده : محسن_قربانی

قسمت قبل را از اینجا بخوانید

یک روز صبح، مثل هر یکصد و ده روز گذشته‌ی زندگی‌ام به سایت روزنامه خراسان رجوع کردم و مطالب روزنامه را بالا و پایین کردم که دیدم از این یکصد و ده درصد طلایی، چیزی در حدود صد درصد مطالب موضاعاتی مذهبی، سیاسی و شرعی داشت و ده درصد باقیمانده بین بقیه موضوعات بدردنخور و الکی پلکی، پخش و پلا شده‌بود. خُب البته خیلی هم بیراه نبود. هیچ حقی در هیچ جایی نباید از بین برود. باید نسبت طلایی همه چیز رعایت شود. نمی‌شود که برای صد درصد مردم مطالب ده درصدی گذاشت و برای ده درصد مردم مطالب صد درصدی؟! همه چیز باید با عدالت فراگیر رعایت شود و روزنامه هم از این قضیه مستثنی نیست. ولی قسمت جالب قضیه می‌دانید کجاست؟ آنجایی که آن صد درصد مردم به مطالبی که برای آن‌ها نوشته می‌شود توجه‌ای ندارد و فقط آن ده درصد باقیمانده‌اند که روزنامه را می‌خوانند که از آن ده درصد باقیمانده باز هم صد درصد آنها مرد هستند و ده درصد باقیمانده زن و باز هم طبق معمول چیزی به عنوان دختر و پسر وجود ندارد، بچه‌های کوچولو موچولو و گوگولی مگولی هم که روزنامه نمی‌خوانند و سرشان با چیز مامانی گرم است. 

از خانه خارج شدم به قصد لحظه‌ای خوشگذرانی و زبانم لال و روم به دیوار تفریح و لذت راهی جایی شدم که هنوز نمی‌دانم چیست و کجاست و قرار هست داشته‌باشیم و یا یک زمانی ساخته بشود یا نه!. از خانه خارج شدم. به قصدِ مقصدِ موهومِ نمی دانم کجا راهی خیابان شدم که چشمم به جمال مردم یکصد و ده درصدی‌ام روشن شد. این مردم یکصد و ده درصدی که صد درصد آنها شاد و خنده رو و مؤدب و خوش برخورد هستند و ده درصد الباقی مردمی عبوس و تندمزاج و بداخلاق و گنده ماغ و بد‌برخورد و بی‌ادب، در شهر درندشتِ من به چیزی به اسم زندگی که باز هم نمی‌دانم چی هست، مشغولند. این را فراموش نکنید که چه آن صد درصد شاد و چه آن ده درصد غمگین و افسرده و عصبانی، در هر دوی این دو گروه چیزی در حدود صد درصد آنان مرد هستند و طبق معمول ده درصد الباقی زن، و طبق معمول هم از چیزی به عنوان زبونم لال و روم به دیوار دختر و پسر، خبری نیست. از داستان خود دور نشویم.

داشتم می‌گفتم که چشمم به جمال مردم یکصد و ده درصدی‌ام روشن شد. ولی نمی‌دانم چرا همیشه‌ی خدا آن گروه اقلیت، البته عرض می‌کنم اقلیت ده درصدی عبوس و تندمزاج و بداخلاق و گنده دماغ و بد برخورد و بی‌ادب، فضای شهر را چنان پر کرده‌اند که مجالی برای عرض اندام آن صد درصد شاد و خنده رو و مؤدب و خوش برخورد باقی نمی‌ماند. یعنی با هیچ منطقی جور نمی‌شود که چگونه می‌شود با ده درصد مردم، فضای یکصد و ده درصدی شهر را چنان پر کرد که مجالی برای صد درصد باقی‌مانده نباشد. هر جا را که نگاه می‌کردم مردمی عبوس و بد اخلاق و عصبانی و اخمو و بد برخورد را می‌دیدم که دیو مادر مرده و عفریت خانه خراب در مقابل این جماعت عصبی نقش بلفی و دوستانش در شهر لی لی پوت را داشتند. ابروهای در هم رفته، صورت‌های اخمو و گرفته، لب و لوچه‌هایی در هم و برهم، سر و دماغی مشت خورده، ابروان پر پشت و موهایی ژولیده و چغر، کفش‌هایی کثیف، لباس‌هایی تیره و گرفته، عبوس، اخمو، عصبانی، طلبکار، قلدر، دعوایی، لات... که هر چه بگویم باز هم از این جماعت ده درصدی کم گفته‌ام. خدا رو شکر که فقط ده درصد هستند و بیشتر نیستند. آخرش هم من نفهمیدم این جماعت ده درصدی چگونه یکصد و ده درصد شهر را پر کرده‌اند که هر جا را می‌نگریستم عطرِ دماغ‌انگیز آن‌ها، دل و روده وحلقم را پر می‌کرد.

وقتی که سوار تاکسی شدم، از راننده‌اش که یک ریز داشت از مشکلات زندگی و درد و مصیبت‌هایی حرف می‌زد که خدای بدبختی و بی‌پولی تنها بر سر او آورده‌بود، پرسیدم که...

ادامه دارد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣