حیف شد... / شعر
شعری سروده خودم

حیف شد... / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

ناز کم ‌کن که دگر ناز کشیدن٬ گم شد 

یار را دیدن و اغیـار ندیدن٬ گم شد 

چشم‌ها هیز و زبان‌ها شده ‌پر از نیرنگ 

پاک در محضر الله رسیدن گم شد 

کاسبی‌ها شده‌ وارونه‌ که‌ سنگینی ‌وزن 

نرود سوی دگر وقت خریدن گم شد 

ادعاها شده بسیار نصیحت را حیف 

از بزرگان ز سر شوق‌ شنیدن گم شد 

هر کسی ‌منتظر جرم‌ و خطای‌ دگر است 

طبل رسوایی مردم ندمیدن گم شد 

شده عادی‌گنه و کار حرام٬ از بهرش 

عرق‌ شرم ز رخسـاره چکیدن گم شد 

جسم‌ و جان‌ها شده ‌آلوده‌ چو حامی ‌به ‌ریا 

روی مین ‌با دل آسوده پریدن گم شد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام. شعر زیبایی بود و واقعا لذت‌بخش (و البته تاسف‌انگیز به خاطر حقیقت محتوای شعر!) ** فقط یه نکته کوچک : «طبل رسوایی مردم ندمیدن»: «طبل» دمیدنی نیست. البته می‌دونم که به جبر قافیه بوده.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/٢٤
١
٠
سلام:ازمحبت شماسپاسگزارم.خودتون فرمودیدبه اجباراستفاده کردم.والا میشدازسازاستفاده کنم.چون درضرب المثل آمده طبل رسوایی رامیزنند.شادکام وسلامت باشید
Vania
Vania
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
چقدر جدیدا شعرهاتون غم انگیز شده...ناراحت کننده تر اینکه چیزهایی که میگین هم واقعیه..ان شاالله روزهای خوب و شعرهای خوب و حال خوب کن....ذوقتون جوشان
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام ودرودبرشما:بله متأسفانه.شعرخودش میادچه کنم که بادیدن مسائل ومشکلات جامعه اشعارشادبه ذهنم نمیاد.انشاءا... که روزهای شادهمراه باسلامت داشته باشید.سپاسگزارم
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
حیف یارانه ی چشم تو هدفمند نشد (تیتر منو یاد این شعر انداخت)زیبا بود و مثل کار مدرسه غم انگیز موفق باشید انشاا...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام دوست ارجمند:خیلی ممنونم ازمحبت شما.ایزدسبحان یارتان.شادوسلامت باشید
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
عالی بود جناب حسنی
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
عالی:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود سپاس و درود
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
تبلیغات