احساسات یخ زده
دلنوشت

احساسات یخ زده

نویسنده : sogand_taheri

آهای خواننده!

چرا فقط عشق؟! چرا فقط جدایی؟! اینبار از احساسات یخ زده من بخوان! از قلب سردم که نه با آمدنی گرم شده نه با رفتنی سردتر از گذشته.

آری بخوان. ولی نه از عاشقی یک مجنون، نه از بی‌قراری یک لیلی!  از تنهایی من بخوان. از تنهایی کسانی که نه لیلی بوده‌اند نه مجنون.

چرا نمی‌خوانی؟! نکند توصیف احوالم برای تو نیز مبهم است؟! ابهامی که سالیانی‌ست شکنجه‌ام می‌کند.

شاید ترانه سرایی پیدا نکرده‌ای شرح حال مرا بسراید. من خودم ترانه‌اش را می‌سرایم. آهنگش را هم می‌سازم. تو فقط بخوان. شاید صدای تو گوش نوازتر از هق‌هق‌های غروب‌های دلگیر من باشد.

پس بخوان  ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
:((((
سوگند
سوگند
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
😞😞😞😞😞
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
داداشم دوستت دارم

صدایت را هنوز می شنوم

٩٦/١٠/٢٠
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
خدایا، می‌سپرمش دست خودت

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨