قصه‌های من و مامان (4)

قصه‌های من و مامان (4)

نویسنده : minoo_moozari

والا هر چی بگم این سارای ما واقعا با نمکه کم گفتم. چند وقته توی خونه هستم، یه کم استراحت کردم، خوابم سبک شده، تازه صبح‌ها از صدای سارا بیدار می‌شم .

فهمیدم صبح‌ها که برای اذان بیدار می‌شه نماز بخونه، کارهای با نمکی انجام میده که به ترتیب میگم براتون. اول از همه زنگ گوشی موبایل رو خاموش می‌کنه و نیم ساعت بعد بیدار میشه. ده دقیقه می‌شینه روی تختش توی تاریکی شب زل میزنه به من، جوری که آدم به خودش شک می‌کنه اما نگران نباشید! به من نگاه نمی‌کنه با ارواحه (توهم خیالی که به خاطر بیماری داره). بعد میره آب میخوره، باز میگه باید نیم ساعت از آبم بگذره بعد نماز بخونم، بعد تازه نماز برای پدر مادر میخونه، بعدش می‌شینه روی تخت استراحت و خیلی آروم و بی‌صدا وقتی کاملا من رو خواب کرده میره آشپزخونه، میاد با دو مشت پر از بادام و انجیر و میشینه روی تخت، هی خرش خرش، درست عین همستر می‌خوره. میگم سارا چه خبره؟ میگه انجیر صبحمه، میخای؟

منم به خاطر همه این رفاهیات و از اونجا که پنج صبح هیچ میلی به جویدن ندارم از خیرش می‌گذرم، می‌گم نه ممنون سارا جون، شما بخور من نگاه میکنم. بعد تازه میره نماز صبح میخونه، بعد هم میشینه به زور، خوابش میاد، تو چُرت میگه باید از نمازم بگذره بعد بخوابم.

این میشه پروسه نماز صبح خوندن. بین نماز ظهر و عصر باید ناهار بخوره و همین طور بین مغرب و اعشا باید بیاد شام بخوره. اتاق منم دقیقا یک وجبه، کلا همش سجاده پهنه، سارا هم حساس، باید با حالت پرش و شیرجه وارد و خارج بشم از اتاق. خودم اگه کتابام احیانا زمین باشه با حالت شوت پای سارا هر کدوم میرن یک طرف تخت، منم خیلی شیک می‌خندم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

٩٦/٠٢/٢٧
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
گرمی دست هایت

کبریت می فروشم

٩٦/٠٢/٢٧
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
لعنت به خاطرات

راننده تاکسی عاشق

٩٦/٠٢/٢٧
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
برنده مناظرات او بود

بهترین نامزد انتخابات

٩٦/٠٢/٢٧
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بینندگان عزیز با شما هستیم

یک داستان اخباری

٩٦/٠٢/٢٧
تبلیغات
تبلیغات