ماجرای دانشگاه من!
نقدی بر دانش آموختن دانشجوها در دانشگاه!

ماجرای دانشگاه من!

نویسنده : amiralidoost

 ما می‌رویم دانشگاه که......که......راستش یادم نمی‌آید ولی فکرکنم می‌رویم که علم یاد بگیریم یا بهتر بگویم کارهایی که قرار است عملی انجام بشود را مطابق مطالبی که درست است و بر اساس روش‌های علمی و محاسباتی توی آزمایشگاه بدست آمده، اجرا کنیم.

خوب حالا بگذار ببینم از دانشگاه چی یادم می‌آید:

برای ثبت نام که میروی می‌بینی کلی آدم به ردیف نشسته‌اند وهمان کاغذ بازی همیشگی! البته خیلی مهم است چون تو ازهمین جا با روش و اصول کاغذ بازی آشنا می‌شوی!

بعد ترم شروع می‌شود تو هم که چون ترم اولت است،روز اول با شوق می‌روی سرکلاس می‌بینی همه نشسته‌اند وکم کم توی همان فاصله که استاد می‌آید با یکی دو نفر رفیق می‌شوی! بعد استاد می‌آید شروع می‌کند به توصیه و بهره‌مندی از وقت و این که تازه اول راه است و این حرف‌ها که هیچ وقت گفتنش تمامی ندارد و البته خرجی هم ندارد!

جلسه اول به همین حرف‌ها می‌گذرد. روز دوم که خیلی زود است ولی دیگر به هفته دوم که می‌رسد تازه متوجه می‌شوی که خود استاد هم در جریان خیلی از مسائل نیست و می‌فهمی که دانشگاهی که داری تویش درس می‌خوانی با این که دولتی است اما انگار که اصلا در دنیا وجود ندارد!

از این جا به بعد دیگر تو بعد استاد می‌رسی، سرکلاس استاد هم  بعد از اندکی غرغر راهت می‌دهد. کلاس‌ها اکثرا خانم‌اند. از هفته‌ی سوم دیگر خود پسرها طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها را اجرا می‌کنند و‌ فقط خانوم‌ها هستند که به کلاس می‌روند.

اما دیگر بالاخره هر جایی حتی همین دنیا هم امتحان دارد، پس حالا وقتش است بروی سراغ کسانی که سرکلاس بودند. می‌بینی کلا فقط خانوم‌ها می‌رفتن دانشگاه!  می‌روی جزوه بگیری. دخترها هم دیگر کم کم با سیاست خاص جزوه رد و بدل می‌کنند تاجایی که دیگر کم کم مجبور می‌شوی که از بعضی افراد که قبلا بیشتراز خانوم‌ها جزوه گرفته‌اند جزوه بگیری.

حالا فقط درس‌ها را پاس می‌کنی و صبح و شب اس ام اس بازی می‌کنی پس برای درس خوندن وقت نداری و البته اهمیتی هم ندارد چون با زنگ زدن به استاد و وجود کافی نت جهت پروژه و یک سری روش‌های خاص! نمره قابل قبولی می‌گیری.

هر چند که کار هر کس نیست خرمن کوفتن، مصرع بعدش هم مهم نیست چون دیگر وقت فارغ التحصیلی است و باید بروی دنبال چند تا امضاء وهمان مسیر همیشگی‌ نوبت وصف و....مدرکت را هم که گرفتی شاید بروی سربازی شاید بروی سرکار. در هر صورت ربطی به مطالبی که خواندی ندارد و اگر آشنا داشته باشی همه چیز حل است شاید باید یک رشته «آشنایابی» توی دانشگاه‌ها داشته باشیم فکرکنم خیلی طرفدار پیدا می‌کند و بسیار مفید هم می‌باشد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
بعضی از حرفاتو قبول دارم بعضی هاشو نه ... اینکه نسبت جمعیت دخترا تو دانشگاه بیشتره درست ولی طرز گرفتن جزوه رو نع ... من برعکسش رو مشاهده کردم ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
بعله منم موافقم
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
دقیقا... البته به صورت نسبی نه مطلق...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
احساس پوچی کردم وقتی خوندم ))))))):...ممنون
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
salam mahtab commentet ro khondam az khande terkidam dokhtar bebakhshid nemikhastam ye hamchin ehsasi behet dast bede!!!!!!!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
کمی تا قسمتی واقعیت!
hamta
hamta
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
اتفاقا ما که تو کلاسمون همش دخترا از پسرا جزوه میگیرن.... البته ما از دخترامیگیرم بوخودا!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
اصلا تو دامنه لغات پسرا چیزی به اسم جزوه وجود نداره که....داره؟
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
تا حدی موافقم
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
منم همین طور..................
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
بدن میخونم
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٢
٠
دانشجو میمیرد ، دانش نمیپذیرد ...!!!! و من الله توفیق !!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
دمت گرم :)
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
قررررررربونت علیرضا جان ... ^_×
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
خیلی طولانیه بعدا میخونم!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
حساس نشو! حساس ! حساس ! نه بابا دانشگاه ما که اینجوری نبود که!!! ما برای چیزای دیگه ای میرم دانشگاه حالا نوشتم چند وقت دیگه میاد رو سایت :))
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
هیچ وقت از کسی جزوه نگرفتم
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
می دونید چرا شماها اینجوری هستین ؟!!! چون مثل ما بدبخت ها برای دانشگاه رفتن زجر نکشیدین . من الان اول دبیرستانم اما مثل یک بچه کنکوری درس می خونم وتازه زمانی که می خوان از ما امتحان بگیرند از سوالات کنکور سال های قبل استفاده می کنند وجدای از همه ی این ها ما تو برنامه ی درسی مون یه درس به نام نحوه ی نگارش پایان نامه ی دانشگاهی داریم که آخر سال شرط قبول شدنمون تو این درس نوشتن یک پایان نامه است !!!اگه شما هم مثل ما این درس هارو گذرونده بودید الان عاشق درس خوندن تو دانشگاه بودید.
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
ما که هنوز تجربه نکردیم
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
والا ما رو که پوست کردن تو دانشگاه!!!!!!!! منم شخصا به مرکز جزوه تبدیل شدم!باید خودم انتشارات بزنم اصلا!!!!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات