آزاده‌ای تنها...
شعر عاشورایی

آزاده‌ای تنها...

نویسنده : h_danesh

آن روز گویا لحظه‌ها را بسته بودند// درهای مردی و وفا را بسته بودند

شب باوران، راه بلا را باز کرده // اما عبور از کربلا را بسته بودند

در پیله‌ی پندار دنیا خفتگانی // بال و پر پروانه‌ها را بسته بودند

تا القمه می‌تاخت شیر اما شغالان // راه سمند باد پا را بسته بودند

وقتی که تیغ کفر بر بازوی دین خورد // عیّوقیان دست دعا را بسته بودند

آزاده‌ی تنها که یاری خواست از قوم // دونان دو چشم اعتنا را بسته بودند

نامردمی بنگر که با تیر سه شعبه // حلقوم طفلی بینوا را بسته بودند

ای کاش خورشید محرم سر نمی‌زد // گردونه‌ی ارض و سما را بسته بودند

اسب زمان پی می‌شد و با رای یزدان // چشمان تقدیر و قضا را بسته بودند

ای کاش محشر ناگهان آغاز می‌شد // طومار این دارِ فنا را بسته بودند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٠
٠
٠
شهر قشنگی بود...ممنون
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٠
٠
٠
ببخشید اشتباه تایپی بود :)
Vania
Vania
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
قشنگ بود:) ممنون...فقط علقمه با عین هست نه الف
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
کمپین نه به خودرو ایرانی!

همان دو شرکت معروف

٩٦/٠٢/١٠
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
درس های سفر!

خرس گنده قنداقی

٩٦/٠٢/٠٩
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
لعنت به جنگ

پاهایش

٩٦/٠٢/٠٩
برای تو می نویسم

دختر فالگیر / قسمت اول

٩٦/٠٢/١٠
تبلیغات
تبلیغات