در پیچ و خم وام
شعر

در پیچ و خم وام

نویسنده : h_danesh

ما وام ندیدیم که بی درد سر آید // یا از ید یک بانک چنین کار برآید

مشتاقی اگر بهر مهیّا شدن وام // ضامن بِبَر و سفته و چک تا خبر آید

ضامن شده یک گوهر نایاب در این عهد // آن هم گُهری کز دل بحر خزر آید

بهر کمک وام بگیران سیه روز // ضامن چو منیر از دل شمس و قمر آید

از خضر طلب عمر و ز ایوب طلب صبر // شاید پس از این صبر زمان ظفر آید

هی پول بگیرند و تو را سر بدوانند // تا وام بگیری، پدری از تو درآید

هرگاه شود موقع پس دادن آن باز // پس لرزه تو را از کف پا تا کمر آید

وامی که نپردازی و تأخیر نمایی // دنبال تو مأمور به تیر و تبر آید

بهر طمع قرعه کشی پول بگیرند // از این شب واهی چه امید سحر آید

از پول تو سرشار شود جیب مدیران // از کیسه‌ی او وام نجومی بدرآید

بی خانه من و بهر بنای شعب بانک // از زیرِ زمین یک شَبِه برجی دگر آید

بانک از نفس شریان سود ستاند // اما به من از بازدم او ضرر آید

بانکی که به قرض الحسنه کار نماید // بانکی است که از عهد عتیق و حجر آید

چون بانک به سرمایه گذاران بدهد وام // جهد من و تو در طلبش بی ثمر آید

باید هدف بانک بُوَد خدمت مخلوق // تا لایق شاگردی خیرالبشر آید

گفتیم اگر ناله‌ی ما را شنود کس // امید که در سنگدلان کارگر آید

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
اتفاقا همین الان خبر۱۳ گفت به بازنشسته ها وام سه میلیونی میده خخخ
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام ما که ندیدیم شما اگر میدانید آدرس بدید تا بدانیم
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
هعییییییی
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٧/٢٧
١
٠
خیلی خوب بود هم مـــوضوع و هم قافیه های هماهنگ و ریتم تقریــــبا تــــراز فقط بیت12 بانک از نفس شریان؟؟؟؟ یا مشتریان؟ بانک از نفس مشتریان سود ستاند//اما به من از بازدم او ضرر آید اگر اشتباه می کنم و منظور دیگه ای داشتین لطفا توضیح بدین.. ممنــــــــــــــااااتم
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٧/٢٩
١
٠
مشتریان درسته ممنون از دقت نظرتون در تایپ اشتباهی صورت گرفته
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٨/٠٢
٠
٠
بازمممم ممنااااااانم :))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات