اندر احوالات ما و خنگولک شهرنشین

اندر احوالات ما و خنگولک شهرنشین

نویسنده : هورام

«موسی کو تقی» یا به قول شهری‌ها «قمری» که اصلا این اسم سوسولی به قیافه‌اش نمی‌خورد. یعنی ساده لوح‌تر و یا راحت برای‌تان عرض کنم خنگول‌تر از این حیوان خودش است و بس. به گمانم پرنده اسکول هم  در مقابل این بزرگوار لنگ خود را پهن می‌کند. و ایشان را در خنگولی پیشکسوت خود می‌داند.

علاقه زیادی به ساخت مسکن دارند و این سیخ و خاشاک جمع کردن از خصوصیات بارز این دوست عزیز می‌باشد. از وجنات این بزرگوار کاملا پیداست که علاقه و مهر و محبت فراوانی نسبت به خانواده دارند. نامبرده دو چشم به صورت دکمه سیاه دارد که شما در یک نگاه متوجه سادگی و مظلومیت این حیوان خواهید شد.

اگر شما به مدت سی دقیقه در یک جا ساکن بایستید، کم‌کم شاهد خواهید بود که سر مبارک‌تان را برای ساخت مسکن مناسب دیده‌اند و کم مانده دست زن و بچه را بگیرند و زندگی شیرین بدون دغدغه خود را آغاز کنند.

موسی کو تقی‌ها و یا به قول برادرزاده جان موسی تقوی‌ها جزو دسته پرندگان به حساب می‌آیند ولی با وجود داشتن دو بال در دو طرف خود، علاقه زیادی به پیاده روی در معابر دارند و حتما شاهد این قضیه بوده‌اید که هر چه شما به راه خود ادامه دهید، سوژه مورد نظر علاقه‌ای به پرواز نشان نمی‌دهد و تنها گام‌های خود را با شتاب بیشتری بر می‌دارد. در کل هر وقت میلش بکشد از آن‌ها استفاده می‌کند.

بنده خودم بارها و بارها با این موجودات برخورد فیزیکی داشته‌ام. درست یک‌سال پیش یک پرنده تزئینی برای پرده اتاق خود خریداری و نصب نمودم. یک روز در آشپزخانه مشغول آشپزی بودم که ناگهان صدایی شبیه به گروپس به گوشم رسید؛ آقا چشمتان روز بد نبیند حیوان نامبرده انگار که عشق گمشده خود را پیدا کرده باشد با سرعتی قالب بر هشتاد کیلومتر خود را به پنجره اتاق کوبانده و جان به جان آفرین تسلیم نموده بود!

در خلقت این حیوان عجیب در مانده‌ام. اصلا این تقوی‌ها خلق شده‌اند که برای من ماجرا درست کنند و موجبات شادی من و شما را فراهم کنند. یک روز دیگر به تماشای تلویزیون مشغول بودم که باز هم صدایی شنیدم، دور تا دور خانه را گشتم تا عامل صدا را پیدا کنم و خسته از گشتن دوباره روی کاناپه پهن شدم و سرگرم تلویزیون. از آنجا که آدمیزاد است دیگر؛ نیاز به قضای حاجت نمودیم که متوجه شدیم ای دل غافل چرا هواکش سرویس کار نمی‌کند و آچار بدست وارد سرویس شدم اما نکته مهمتری نظرم را به خود جلب کرد. تعدادی خرابکاری پرنده؟ آن هم در سرویس بهداشتی خانه؟ عجیبا... بعید می‌دانستم کار پرنده‌ای باشد، اما آنطور که بنظر می‌رسید قطعا متعلق به خودش بود. مطمئن بودم که لوله هواکش به صورت اِل و  سرش رو به پایین است. اما چگونه؟

لحظه‌ای جای شرلوک را در کنار خود خالی حس کردم. آقای خانه را صدا کردم تا این‌جا خودش وارد عمل شود و بشود قهرمان داستان. پیچ‌های هواکش را که باز کردیم با صحنه‌ای بسیار عجیب رو به رو شدیم. پر پرنده! من که ناامید از زنده بودنش بودم بدنبال پارچه‌ای سفید و پلاستیک راهی آشپزخانه شدم. صدای خنده همسر و دعواهایش با یک شخص سوم مرا کنجکاو به در توالت رساند.

ای حیوان تو در منزل ما چه می‌کنی؟ آن هم بی دعوت؟ تقی شما در هواکش توالت ما چه میکند؟ اصلا این تقی کیست که تو بیچاره را آواره هواکش توالت ما کرده؟ همین را میخواستی؟ حالا جواب زن و بچه‌ات را چه می‌دهی؟ خجالت نمی‌کشی که خانواده را ول کردی و بدنبال رفیق بازی در هواکش توالت‌های مردمی؟ برو و این دم پر پر شده درس عبرتی شود برای تو...

و در جواب تمامی این سوال‌ها تنها یک پاسخ شنیدیم. نامبرده بادی به غبغب انداخت و با حالتی طلبکارانه که گویی ارث پدرش را خورده‌ایم گفت: «هو هو هو هو هوم؟» که ترجمه‌اش همان سوال معروف است: «موسی کو تقی؟»

و راهش را کشید و از پنجره آشپزخانه خارج شد و به دیگر همنوعانش به جستجوی تقی پیوست!

============ 

پ.ن: به فکر مسکن این پرنده‌ها باشیم. حیوان‌های بی آزاری هستند، فقط کمی خنگ‌اند و طبیعتا دست خودشان نیست، با آن‌ها مهربان باشیم همانطور که با آن‌هایی که خود را به خنگی زده‌اند مهربانیم :)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
وااااااااااااااایییییییییییییی عالی بود،کلا پوکیدم...منم تو خلقت این موجود دوس داشتنی موندم..فک کنم ما آدما اوبوهتمونو از دس دادیم آخه وقتی از کنارشون رد میشیم انگار نه انگار که باید بترسن فقط خیلی بی تفاوت از کنارمون رد میشن.خداقوت...
هورام
هورام
٩٥/٠٧/٢١
٠
٠
کم مونده وقتی از کنارمون رد میشن واسمون سر تکون بدن...:) متشکرم
mamzi
mamzi
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
خیلی خوب بود :)) ایول..کلا این پرنده ها واسم خیلی مهمن :D
هورام
هورام
٩٥/٠٧/٢١
٠
٠
ممنونم از شما...من که کلا تقوی صداشون میزنم😊
mamzi
mamzi
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
موسی تقوی :)) اسم جالبیه :D
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
من از بچگی فکر میکردم اسم اینا رو از رو حضرت موسی ع و امام تقی ع گذاشتن برا همین ارادت ویژه ای بهشون داشتم! :)) نمیدونم چرا اگه یه جا مشغول دونه خوردن باشن سعی میکنم یه جوری رد شم که نپرن! موسی اسم خودشونه و از خودشون سوال میپرسن کو تقی یا به تمام مخاطبینشون میگن موسی؟ :))
هورام
هورام
٩٥/٠٧/٢١
٠
٠
در نوع خودشون پدیده ان واقعا... والا منم نفهمیدم فقط میدونم دنبال تقی شون میگردن که خیلی وقته ولشون کرده رفته:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
تهرانی ها به اینا میگن " یا کریم " مشهدی ها می گن " موسی کو تقی " یک عده که نمی دونم کین میگن " قمری"!! بعدشم ینی چی شهری ها میگن فلان ؟ مگه مشهد شهر نیست ؟ روستاس ؟ :))) در مورد سوژه ی بامزه ای نوشته بودین :)
هورام
هورام
٩٥/٠٧/٢١
٠
٠
نه یا کریم ها کلا از دسته ی اینا جدان... و صداشون و آوازشون به نسبت بهتر از ایناست:) ممنون دوست خوب😊
minoo_moozari
minoo_moozari
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
الهی ای جانم تقی جان و شما خیلی زیبا جذاب بود بازم برامون بنویس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠