مهرِ غم افزا
شعری سروده خودم

مهرِ غم افزا

نویسنده : سلیمان حسنی

همه از مهر گویند و من‌ از قهر 

چه ‌آمد بر سر خوبان‌ این‌ شهر

ز جمع کودکان یک دبستان 

فزون ‌از نیمه‌اند از مستمندان

کسی‌ حالا به‌ فکر دیگری ‌نیست

و یا در خانه‌ها نان‌آوری نیست

بمیرم هفت باری٬ بین هفته

ز دردی که درون دل نهفته

برای رنگ زرد دانش آموز

برای فقر و درد خانمان سوز

برای پای بی کفش گروهی 

که کرده‌ در دلم ‌غم ‌را چو کوهی

برای او که گفت آقا کجایی

حسن بیهوش‌ شد از بی‌غذایی

ندارد دفتر و فرم و کتابی

کتک‌ از اوستا٬ خورده حسابی

چرا٬ چون در کف صاف مغازه

نوشته چند خطی، بی‌اجازه 

دل ‌حامی‌ چنین ‌پر درد و رنج‌ است

برایش دفتری مانند گنج است

فدای آن که دست خیر دارد

نگه٬ بر مشکلات غیر دارد

خدایا٬ درد مردم را دوا کن

ز فقر و رنج٬ آنان را رها کن 

نباشد آه و حسرت بین آنان

و یا شرمنده بهر لقمه‌ای نان

همه٬ سرزنده و مسرور باشند 

ز فقر و دردمندی٬ دور باشند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
سروده هاتون بسیـــــــــــــــار زیبان.....خداقوت.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
سلام:ازمحبت شما ممنونم.خدایارتان بادایام راتسلیت میگویم
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
خیلی شعر تاثیر گذاری بود، غم نشست روی قلبم. آمین میگم به دعاهاتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
سلام جناب فروزان:ازحضورولطفتون سپاسگزارم.انشاءا...که همواره سلامت وپاینده باشیدوغم نبینید
Vania
Vania
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
چقدر غم داشت شعرتون... همه ی سختی های معلمی بنظرم در مقابل این موارد هیچه..واقعا سخته دیدن این چیزا...من هم آمین میگم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
سلام:تشکرمیکنم ازلطفتون.واقعاهمینطوره بادیدن این مشکلات خستگی واندوه مان تشدیدمیشه.خدا به فریادهمهٔ درماندگان برسد.ایزدیکتاپناهتان باد
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
خیلی خوب بود موفق باشین انشاا...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات