اگر سه دست داشتم!یا اگر دستانم روی سرم بودند

اگر سه دست داشتم!یا اگر دستانم روی سرم بودند

نویسنده : f_ramezanali

از زمانی که به خاطر دارم خانم جون مرا یک سر و سه دست صدا می‌کرد. محله‌مان پر از پسر بود. پسرهایی هم سن و سال خودم. بعد از ظهر که می‌شد دوچرخه قرمز رنگم را برمی‌داشتم و بازی می‌کردم. همه‌مان شبیه هم بودیم. مثلا همین همسایه کناری‌مان احمد. چهار دست داشت که دوتای آن روی زانوهایش و دوتای دیگرش کنار گوشش روییده بودند. یا همین هوشنگ که سه دستش از میان ابروانش بالا آمده بودند.

همه‌مان رفیق بودیم. چه هوشنگ، چه احمد و چه من که سه دستم از میان موهای پرپشتم بالا آمده بود. در یکی از صبح‌های جمعه با صدای کامیون بلند شدم. از پنجره بیرون را نگاه کردم. امیر بعد از سال‌ها که خانه‌شان را به خاطر کار پدرش جابجا کرده بودند برگشته بودند. امیر با همه‌مان فرق داشت. او تنها دو دست داشت و هر دو دستش هر کدام از شانه‌اش درآمده بودند! او با همه‌مان متفاوت بود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات