آیا به عهدم وفا کردم؟
چند خطی از عمرو بن قَرظه انصاری / مداحی و سخنرانی برای سومین شب محرم

آیا به عهدم وفا کردم؟

نویسنده : سایت جیم

دار دنیا را می بینی؟ پدر در رکاب پیامبر جنگیده بود. در احد. بعدها در صفین سردار لشگر علی (ع) شده بود. مدتی حاکم فارس بود و بعد از فوت، اولین کسی بود که در کوفه برایش نوحه سرای کردند. اهل مدینه بود و از قبیله خزرج. بعدها در کوفه ساکن شد فرزندانش همانجا رشد کردند. حالا بعد از گذشت سال‌ها، فرزندان هم راه خود را پیدا کرده‌اند. عمرو بن قرظه انصاری و برادرش علی بن قرظه. حالا که دوران، دوران حسین (ع) است اما یکی این سوی میدان و دیگری آن سو. دو برادر حالا در دو سپاه روبروی هم قرار گرفته اند. اگر پدر بود چه می‌گفت؟ 

عمرو راه حسین را برگزید. از کوفه به کربلا آمد. شد مامور مذاکره با عمر سعد. عمر سعد دست یاری که به سویش بلند شده بود را رد کرد. عذر و بهانه آورد که خانه‌ام خراب می‌شود. ملکم را می‌گیرند. امام گفتند بهتر از آن را به تو می‌دهیم. قبول نکرد.

وقت جنگ شد. ابن قرظه رجز می‌خواند. رجز که نه، شاید داشت جواب ابن سعد را می‌داد. می‌جنگید و می‌گفت «دونَ حسین مِهجَتی وَ داری»: که جان من و همه خاندانم فدای حسین.

حالا انگار فقط مانده بود تا جواب سوالش را بگیرد. همان یک جمله سوالی که از او در تاریخ مانده؛ «أوفَیتَ؟»: آیا به عهدم وفا کردم؟... بعد از آن همه تیر که با سر و سینه از حسین (ع) دور کرده بود، حالا تنها زنده مانده بود که سرش در دامن امام باشد و بشنود که: «آری، تو در بهشت پیشاپیش من هستی.» و چه بشارتی بالاتر از این!

آن سوی میدان اما، برادری بود که فریاد می‌زد و امام را مسئول گمراهی برادرش و قتل او می‌دانست. فریاد می‌زد و انتقام می‌خواست. امام فرمودند: «خدا برادرت را گمراه نکرد بلکه او را هدایت کرد و تو گمراه شدی.»

وای اگر راه گم کنیم. وای اگر بیراهه برویم و به خیال‌مان مستقیم‌ترین راه را یافته‌ایم. وای اگر نفهمیم آن‌جا که حسین در صحنه است، اگر در صحنه نباشی قافیه را بدجور باخته‌ای.

===

پ.ن: در ادامه شما را به گوش دادن دو مداحی و یک سخنرانی زیبا دعوت می‌کنم. (برای دانلود روی عکس کلیک کنید)

روضه حضرت رقیه (س) - حاج محمود کریمی

من از غصه دوریه تو دلگیرم - حاج سید مجید بنی فاطمه

حیات انسانی در دوران ظهور - حجت الاسلام عالی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
مرسی جیم :)
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات