پسرم به فدایت...
چند خطی از بِشربن عُمَر حَضرمی / مداحی و سخنرانی برای دومین شب محرم

پسرم به فدایت...

نویسنده : سایت جیم

فکر کردی او نمی‌دانست فرزند یعنی چه؟ به خیالت خدا اصلا چیزی به اسم عشق پدر و فرزندی توی وجودش نگذاشته بود؟ چرا؛ خوب می‌دانست. خوب می‌فهمید. خیلی خوب. جگر گوشه‌اش بود. هروقت و هرجای دیگری اگر بود، حتما خودش را به آب و آتش می‌زد تا خاری به پای فرزندش نرود. تا غمی به دلش ننشیند. اما این‌جا نه هرجایی است. این‌جا قاعده‌ها فرق می‌کند. هزاری هم که همه فرمول‌ها و مختصات و قائده‌ها را حفظ و بلد باشی، این‌جا باز عقلت کم می‌آورد. این‌جا عشق فرمانروایی می‌کند. و چه عشقی بالاتر و والاتر از حسین(ع)؟ کجای عالم مادری را دیده‌ای فرزند به قتلگاه بفرستد؟ در کدام معادله می‌گنجد آزادت کنند که بروی و تو خود پای ببندی به ماندن؟

اهل یمن بود، هم ولایتی اویس. شهره به عبادت و جنگاوری و شجاعت. آیین دلدادگی را خوب بلد بود. چون اویس که به عطر محمد راهی مدینه شد، بوی حسین او را مدهوش و مست به سوی خود کشاند، به کربلا.

شب بود یا روز عاشورا، خبر دادند که ای بِشر، فرزندت در سرزمین ری اسیر شده است. پدر بود. خب باید می‌رفت. می‌رفت جگر گوشه‌اش را آزاد می‌کرد. اما، بی‌تاب نشد. نرفت. تنها گفت: «پسرم را و خودم را نزد خداوند به امانت می‌گذارم. امیدوارم خدا اجر این مصیبت را به ما بدهد. هرگز دوست ندارم که فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم.»

امام که فهمید فرمود: «خدا تو را رحمت کند. من بیعتم را از تو برداشتم. برو و برای رهایی فرزندت تلاش کن.» 

من اگر بودم چه می‌کردم؟ یحتمل بار و بندیلم را جمع می‌کردم. راهی می‌شدم. حسین خودش اجازه داده است. بیعت برداشته است. این‌جاست که می‌بینی عقل زانو می‌زند جلوی عشق. آن هم عشقی چون حسین. بِشر ماند تا لحظه آخر. گفت: «درندگان بیابان مرا زنده زنده پاره کنند اگر دست از تو بردارم و تنهایت بگذارم. چنین کاری ممکن نیست.» امام پنج جامه به ارزش هزار دینار به او بخشید تا به عنوان فدیه فرزندش بپردازد و آزادش کند. آری، این عشق یک طرفه نیست. که حسین نیز شیدای یاران خویش بود.

صبح عاشورا، بِشربن عُمَر حَضرمی در حالی‌که رجز می‌خواند، با دلی امیدوار به دیدار پروردگار، جان در راه معشوق فدا کرد. 

========

پ.ن: در ادامه شما را به گوش دادن دو مداحی و یک سخنرانی زیبا دعوت می‌کنم. (برای دانلود روی عکس کلیک کنید)

بسم الله به نام کربلا - عبدالرضا هلالی

دل بی تاب اومده چشم پر از آب اومده  - سید مجید بنی فاطمه

دیوونه منه عاشقی که دلخونه منم - محمود کریمی

عمل کم ولی با تقوا - سخنرانی حجت الاسلام رفیعی 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n.dahji
n.dahji
٩٥/٠٧/١٢
١
٠
جانم فدای حسین(ع) خسته نباشید.
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٢
١
٠
ممنون بابت زحماتی که میکشین..و اینکه افرادی رو نام میبرین که کمتر کسی بهشون توجه کرده......سپــــــــاس..خداقوت.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
اطلاعات خوبی بود... مرسی
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
خیلی خیلی خیلی ممنونم:) اجر همه با سیدالشهدا و بانو زینب:) در ضمن این مداحی آقای کریمی رو آقای مطیعی هم خوندنش....متناش خیلی شبیهه و خب اونم قشنگه:) در کل بازم ممنون و اگه کمکی هم از دست من برمیاد تو این کار خوب از صمیم قلب در خدمتم:)
Vania
Vania
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
حتما تو هم می تونی..مثلا اگه کتاب خوبی خوندی درباره امام حسین(ع) معرفی کنی یا مثلا یه مطلبی درباره اون افرادی که قبلا جزء یاری امام علی بودن امام تو کربلا رفتن تو لشگر یزید بنویسی. یه تحقیق بکنی و ببینی چرا اینطوری شدن...یا مثلا میدونستی بعضی ها هم بودن که برخلاف این یارای شیدا، حتی وقتی خود امام دعوتشون کرده قبول نکردن.یا مثلا رفتن و گفتن برمی گردن اما دیر اومدن و کار از کار گذشته بود..یکیشون طرمّاح بوده..یکی هم که امام خودشون میفرستن دنباالش و نمیاد اسمش الان یادم نیست.اینارو هم میشه نوشت.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
چقدر من هلالی رو دوست دارم... عالی بود، مداحی از هلالی بازم بذارید.
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات