دلتنگی‌ پاییزانه

دلتنگی‌ پاییزانه

نویسنده : h_rezazade

چقدر آمدن پاییز شبیه صدای قدم‌های تو بود 

ملتهب، مرموز، دوست داشتنی...

چقدر هوای پاییز شبیه دست‌های توست 

نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف! 

چقدر صدای خش خش برگ‌ها شبیه صدای قلب من است 

که خواست، افتاد، شکست...

چقدر این پیاده‌روها پر از آرزو من است 

نارنجی یک‌دست، پر از آدم‌های دست در دست، مست...

چقدر پاییز شبیه دلتنگی‌ست، شبیه کسی که بود، رفت کسی که دیگر نیست .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عقیقی
عقیقی
٩٥/٠٧/٢٣
٠
٠
عالی بود،
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
قابلی نداشت
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٢٣
٠
٠
چقدر قشنگ ...
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٧/٢٤
٠
٠
:) سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات