آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم!
صورت آشنا

آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم!

نویسنده : banu69

این همه می‌رویم مهمانی، عروسی، جشن، مسجد، ختم، درمانگاه، فروشگاه، بانک، خیابان، زیارت، سیاحت، بازار و هزار چیز دیگر اما چرا یک‌بار هم پیش نمی‌آید که من خیلی اتفاقی فقط در حد چند ثانیه، تورا ببینم و نگاه کنم. می‌دانی؟ بعد از این همه وقت هنوزم هم توی خیابان‌ها لابه‌لای آدم‌هایی که هرکدامشان می‌روند پی زندگی ودغدغه‌های خودشان، دنبال صورت آشنا و معصوم تو می‌گردم. حتی برای آن پیرهن چارخانه خیلی خاصت هم دلتنگم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/٠١
١
٠
این پیراهن چارخانه خیلی تو نوشته هاتون میاد، شبیه اسم رمز شده :)
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
خب اون بود که همش چارخونه های قشنگ میپوشید....واین تنها خاطره ی قشنگ من از اونه😢😢 ممنونم بخاطر خوندن این مطلب موفق باشین
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
ممنون برای این توصیفات زیبا، سلامت باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٩/٠١
٠
٠
یاد پیراهم چارخونه ی خودم افتادم
پربازدیدتریـــن ها