چه وقتی باید راضی شد؟!
آیا شرایطی که اکنون دارید مطلوب است؟

چه وقتی باید راضی شد؟!

نویسنده : sjalal

می‌خواهم در مورد رضایت و بسنده کردن به شرایط خودمان و جامعه صحبت کنم، برای بیشتر ما اتفاق افتاده که در شرایطی از خود می‌پرسیم آیا این شرایطی که اکنون دارم مطلوب است و بهتر از این شرایط برای من فراهم نمی‌شود؟ که بعضی وقت‌ها به این سوال پاسخ مثبت داده‌ایم و گاهی اوقات پاسخ منفی.

به نظر من هم همیشه شرایط‌مان یکسان نیست که همیشه پاسخ‌مان یکسان باشد. بستگی دارد به نوع شرایط و همین‌طور نوع مقوله. گاهی اوقات شرایط فعلی نتیجه شرایط قبلی است یعنی این شرایط فعلی می‌توانست طور دیگری باشد. چه خوب، چه بد که نتیجه عمل درست یا اشتباه ما در گذشته است که اگر این‌طور باشد و ما ناراضی باشیم مقصر خودمان هستیم که در گذشته اشتباه تصمیم گرفته‌ایم البته نه کاملا و نه همیشه ولی درصدی از اشتباه مسلما متوجه خودمان است.

ولی اگر شرایطی غیر قابل پیش‌بینی باشد، نباید خودمان را مقصر بدانیم. چون در آن نقشی نداشته‌ایم، چون در زندگی عوامل غیر قابل پیش‌بینی همیشه وجود دارد. یاد داستان شخصی افتادم که از خانه‌اش سرقت شد و می‌گفت: خدا را شکر که خودم سالم هستم با این‌که اموالم به سرقت رفت.

اما در مسایلی که جای پیشرفت وجود دارد، داشتن رضایت به معنای سکون و توقف است. مثل مسایل علمی و صنعتی که در هر مرحله‌ای که رضایت کامل باشد، از رقابت با دیگران باز می‌مانیم. به عنوان نمونه شما حتما از وضعیت خودرو و قضیه آتش گرفتن پژو 405 اطلاع دارید.

به هر حال مهم این است که تا جایی که می‌توانیم پیش برویم و هرگز از خود توقع بیش از حد توان‌مان نداشته باشیم و ایده‌آل گرا و رویا پرداز نباشیم که در غیر این صورت باعث ایجاد یأس در خودمان می‌شویم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
هی.....................بله.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
سلام: حرف منهم همان فرمایش شما در سطرآخر است.متشکرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٣
١
٠
سلام با اندیشیدن به ایده آلها و پرورش رویاها بوده است که زندگی ما این روزها نسبت به گذشته با آسایش بیشتری روبرو است
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلام:رؤیاهای هر فرد اگر متناسب با توانائیها باشدهم دسترسی به آن محتمل تر است وهم اگر به واقعیت تبدیل نشد موجب سر خوردگی ودلسردی نمیشود،چراکه خیالپردازیهای محال موجب خیلی مشکلات میشود.مثلا اینکه یک پیرمردسن بالا که سوادندارد آرزو کندکه جراح مغز شودحداقل باید 30 سال بخواندالبته اگر قبول شود.آرزوهای او باید به نسبت سن وتوانائی ومهلت باقیمانده از عمرش باشد.شاید استثناهائی هم پیدا شوندوبطور عام نه.متشکرم
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
ممنون از مطلبتون
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
درسته در زقابت با خوذمون نباید رضایت داشته باشیم تا زمینه ی پیشرفتمون بشه.مرسی.مطلب خیلی خوبی بود.
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٢
٠
٣
:|
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
بله ... اينجور موقع ها خيام خوب شاعري ميشه :) چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست/چون هست به هر چه هست نقصان و شکست/انگار که هر چه هست در عالم نیست پندار که هر چه نیست در عالم هست...
hamta
hamta
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
یه کوچولو آرمان گرا بودنم بد نیستا :) ممنون :)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
انسان سیری ناپذیره و هیچ وقت رضایت کامل نداره. فقط ارزو دارم راه درست واسه رسیدن به ارزوها انتخاب بشه چون هدف راه رو توجیح نمیکنه... انشالله واسه رسیدن به ایده المون رضایت خدا رو هم در نظر بگیریم. موفق باشید
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
سلام آرزو و رضایت خدا وقتی تلاشی از سوی ما نباشد اصلا کارساز نیست
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
O_o
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
O_o
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
ممنون بابت مطلبتون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
سلام اینکه بخاطر تصمیمات اشتباه، خود را تنبیی نماییم بدترین ظلمی است که در حق خود کرده ایم
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
باید از تصمیمات اشتباه تجربه بیندوزیم سپس خود را ببخشیم.نظر خوبی بود ممنون.
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
تا جایی که می‌توانیم پیش برویم و "هرگز از خود توقع بیش از حد توان‌مان نداشته باشیم و ایده‌آل گرا و رویا پرداز نباشیم" !!! مخالفم با این قسمت !
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات