چرا سالمندان رو می‌ریزین تو آسایشگاه‌ها؟
یادداشت‌های آقای تاریکفکر

چرا سالمندان رو می‌ریزین تو آسایشگاه‌ها؟

نویسنده : محمدعلی محمدپور

از آنجایی که امروز روز جهانی سالمند است، تصمیم گرفتیم ستون امروز را به این عزیزان اختصاص بدهیم و درباره‌شان بنویسیم. در این لحظه ننجونم فرمودند: «پیر شی ننه!» قابل ذکر است ننجون بنده، اینجانب را در این یادداشت همراهی خواهند کرد. خب همانطور که می‌دانید همه‌ی ما یک روز سالمند خواهیم شد. در واقع منظورم این است که اگر از پس مشکلات زندگی، تورم، انفجار نُت 7، جاده‌ها، پرایدها، ریزش یهویی خیابان و خطاهای پزشکی به سلامت بیرون بیاییم به سالمندی می‌رسیم. سالمندی هم مثل همه‌ی پدیده‌های دیگر دارای مزایا و معایب و شرایط ویژه‌ای است که با تدبیر و امید می‌توان آن را به یکی از شیرین‌ترین دوران‌ زندگی بشر تبدیل کرد که البته ننجون اشاره می‌کنند کم گوی و گزیده گوی چون دُر پسرجان، پیریه و هزار درد و مرض.

اما از مزایای این دوره این است که در همه‌ی مکان‌ها بسی شما را احترام می‌کنند. وقتی در خیابان راه می‌روید همه به حق شما احترام می‌گذارند و مثلا ماشینی که از کنارتان می‌گذرد هرگز نمی‌گوید: «هی پیری حواست کجاست؟» یا وقتی در عابربانک کارتان را کُند انجام می‌دهید کسی نچ‌نچ و غرولند نمی‌کند پشت سرتان. یا فکر کن وقتی در مترو و اتوبوس هستید همه جای‌شان را به شما می‌دهند و خودشان را به خواب نمی‌زنند و با گوشی‌شان خود را سرگرم نمی‌کنند. ننجونم اشاره می‌کنند در یکی از موارد نزدیک بوده ایشان را نصف کنند بس دو نفر اصرار کرده‌‌اند جای‌شان را به او بدهند و با هم تعارف کرده‌اند. تا باشد از این نصف شدن‌ها. نه یعنی منظورم این است که در تعارف جای‌تان به مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها رعایت حالشان را بکنید به علت پوکی استخوان توان مقاومت در برابر این همه کشمکش را ندارند.

یک مرحله‌ای از سالمندی هم هست که شما همه‌ی فرزندان را عروس و داماد می‌کنید و چفت در را می‌بندید و می‌نشینید وسط خانه «من مانده‌‌ام تنهای تنها» را با خود می‌خوانید. بچه‌های‌تان هم هر سه ماه یک‌بار در حالی که می‌آیند به شمعدانی‌ها و کاکتوس‌ها آب بدهند، چشم‌شان به شما می‌افتد و حالتان را می‌پرسند. یا حتی ممکن است کارشان یک جایی گیر کرده باشد و نیاز به مدارک شما داشته باشند و بیایند ازتان خبر بگیرند. شنیده‌ام یک قانونی در چین هست که اگر بچه‌ها دیر به دیر از پدر مادرشان خبر بگیرند از اعتبار مالی‌شان کم می‌شود و جریمه می‌شوند. ننجون می‌گوید اگر به من بود این‌جا هم آن قانون را پیاده می‌کردم و یارانه‌‌ی کسانی که به پدر و مادر پیرشان سر نزنند را کلا از بیخ قطع می‌کردم.

اما یک مرحله‌ی پیشرفته‌تر از تنها ماندن‌تان وقتی است که بچه‌ها می‌‌خواهند خانه پدری را بکوبند بروند بالا. بنابراین از آنجایی که به فکرتان هستند و می‌‌خواهند شما خودتان راحت‌تر باشید می‌فرستندتان آسایشگاه سالمندان. در این لحظه ننجون دارد فریاد می‌زند: «چرا سالمندان رو می‌ریزین تو آسایشگاه‌ها؟ چرا سالمندان رو می‌ریزین تو آسایشگاه‌ها؟» خلاصه شما را می‌اندازند خانه سالمندان و یک شهریه‌ای را هم واریز می‌کنند و از آنجایی که فکر می‌کنند کلا همه چیز با کاروان است ببخشید همه چیز با آسایشگاه‌ست سال به سال هم بهتان سر نمی‌زنند. که خب جای اعتراض ندارد چون شهریه‌ی آسایشگاه را به موقع می‌پردازند!

به هرحال با همه‌ی این اوصاف توصیه‌ای که در پایان دارم این است که سالمندان خانواده را تا هستند مورد احترام قرار دهید و حسابی بهشان خدمت کنید. البته آن‌ها هم قول می‌دهند که از این به بعد دندان مصنوعی‌شان را شب‌ها جای مشخصی بگذارند و نروند بیاندازند داخل پارچ توی یخچال که ما بی‌هوا نصفه شب برویم بنوشیمش!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/١٠
٠
١
نمیشه خانه ی سالمندان فقط سالمندان بی سرپرست رو بپذیره؟اونایی که کسی رو ندارن...بنظرم اینجوری بود بهتر بود. اقا این فرهنگ باید برچیده شه:|یا مثلا خانه ی سالمندان هم یه جایی بود مثل مهدکودک که اونایی که شاغلن و میگن نمیتونن پیش پدرمادرشون بمونن ببرنشون اونجا و باز عصری یا ظهری برگردوننشون خونه...
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/١١
١
٠
خوب شاید بعضیا نتونن از پدر و مادرشون خوب نگه داری کنن... اونطوری که من شنیدم اونجا بهتر نگهداری می کنن
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/١١
٠
١
اگه کسی میتونه به بهونه خوب نگه داری کردن بچشو بذاره بهزیستی پدر مادرشم بذاره سالمندان،بعدم واااقعا فکر میکنید بهتره؟یه هتل پنج ستاره هم چندروز بیشتر واسه ادم جذابیت نداره،هرکس خونه و خانوادشو میخواد...نگهداری کردن چیه؟ادم پدر مادرشو بندازه گوشه خونه روزی سه وعده غذا بهشون بده و دیگه کاری باهاشون نداشته باشه بهتر ازینه که ببره سالمندان یعنی که سربارن.اونام روزی صدبار ارزوی مرگ کنن که انقد سربار نباشن و هزینه رو دست بچشون نذارن...
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
نگهداری از پیرمرد و پیرزن هایی که کسی ندارن رو می فهمم، ولی اینکه من نمی تونم پدر و مادرم رو نگهداری کنم رو هیچ جور نمی فهمم، هیچ جور!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
هی.... من که وقتی به دنیا اومدم بابابزرگا و مامان بزرگم فوت کرده بودن :|
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
خداوند رحمت شون کنه.
سعید آقا
سعید آقا
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
این کلمه «ننجون» بدجوری منو یاد یک نفری میندازه...
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
داداش اسمش رو نبر که دردسر میشه :))
مریم عزیز اله
مریم عزیز اله
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
فک کنم آقای حیاتی بودش که گفته بود یه دفعه رفته بوده و لیوان آبی رو خورده که توش دندون مصنوعی بوده!!! چندش آوره
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
واقعا هم چندش آوره :|
یاسی
یاسی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
مثل همیشه خیلی خوب بودش آقای محمدپور... تیترش از همه بهتر
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
شما لطف دارین مثل همیشه :)
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
روز سالمند رو به کابینه ی دولت یازدهم تبریک میگم
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
این بود برجام؟ این بود دستاورد دولت تدبیر و امید؟ ما همه دلواپسیم :|
زهره_براتی
زهره_براتی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
سلام یه بار دوران دانشجویی رفتم خونه ی سالمندان بغض خفه کننده ای داره .. کاش هیچ وقت همچین جاهایی به وجود نمیومد !
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
خفه کننده و بغض آلود فضاییه، کاش اینجوری از بزرگترها دور نشیم، از اشتباهات و حماقت های زندگی مدرنه...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
اا نگا نگا! تاریکفکر زیر تیتر رو ندیدم، نشناختم، دیر به خوندن این مطلب نائل شدم!! البته نسل ما نسلی هست که شاید این مشکلات رو نداشته باشه، چون شاید اصلا خیلی ها به مرحله ی بچه دار شدن نرسن! اون وقت بچه ای نیست که ببرشون خونه سالمدان! فکر کنم سالمندای الان حداقل یکی رو دارن که بهشون " بی توجهی کنه ... ! "
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
لطف دارین البته :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
سالمندی یک واقعیته ...سالمندی با مریضی همراه ئه ..پذیر ش مسئولیت سالمندان جدای وظیفه ی فرزندان دقت میخواد .باید این نهادینه بشه ..حالا در مورد سالمندان بی سرپرست قضییه جداست ...اما وقتی سالمند سرپرست داره بردن ش توی خونه ی سالمندان یعنی زندانی کردن .....مطلب شما خوب و منطقی بود ....
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
ممنون :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
خب وقت نمیکنن، آخه بچه‌ها باید به بچه‌هاشون برسن،‌ اما شاید ندونن که ممکنه بعدا بچه‌هاشون هم به بچه هاشون برسن!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨