محکومیت از دست نرفته!

محکومیت از دست نرفته!

نویسنده : هکمط

تا به حال محکوم شده‌اید؟! زندانی چطور؟

وقتی که زندانی می‌شوی میان تمام محکومیت‌های آزمایشی‌ات! و گاهی حتی از کوچکترین حقوق اولیه یک محکوم هم محروم می‌شوی. گاهی برای روزهای متمادی نور در سلول تنت نامتلالو می‌شود!

حالا محکومیتت هر روز تمدید می‌شود و تو هر روز بیشتر از دیروز مجبور به تمام نگفته‌ها و ننوشته‌ها می‌شوی.

بین خودمان بماند که در تاریکی تمام حس جاودانگی‌ات را بر روی دیوار نمور و نامتناهی و تو در توی شکنجه‌گر سلول ترک خورده مغزت نوشته‌ای!

...

می‌رسد روزی برای آزادی یا  این‌که روزی می‌آید که تمام این تردیدها تمام این آزادگی‌هایت بدون این‌که کسی خوانده باشد یا بخوانیش بر روی این دیوار تا ابد العمر محصور بماند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٥
٠
٠
:/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/١٦
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات