مردها هیچ چیز ندارند!

مردها هیچ چیز ندارند!

نویسنده : زهرا- خسروی

از صفر شروع کردن توی ذات زن‌هاست! نه این‌که جُربزه بخواهد و مَردها نداشته باشند، نه، درکش خیلی هم سخت نیست، فقط که نباید مردها قائدهِ بلد ماجرا باشند، زن‌ها هم بلدند چطور بشوند ارتفاع! راستش همه چیز از آن‌جا شروع شد که یک روز فهميدم زن‌ها بعد از دست دادن چطور بلدند ماجرا را هضم کنند، چطور بلدند بشکنند و خرده شيشه‌هاي‌شان را سرهم کنند. آن روز فهمیدم زن‌ها همه چیز دارند!

از صفر شروع کردن یعنی همه چیز داشتن؛ زن‌ها می‌توانند بروند قهوه بخورند، منتظر بمانند تا فالگیر براي‌شان از آینده بگويد، نه این‌که باور کنند، نه بلدند چطور مخ‌شان را گول بزنند؛ زن‌ها بلدند موهای‌شان را تا بیخِ گوشواره‌شان بزنند و رویش رنگ بنفش را باحوصله بمالند! می‌توانند ناخن‌هايشان را تا ته بجوند و جلسه بعدِ مشاوره به آن‌ها پیشنهاد لاک تلخ بدهند! زن‌ها می‌توانند خودشان را مشغول قابلمه‌های مانده توی سینک کنند، بروند دوره‌های آشپزی ایتالیایی! بروند کلاس شنا، بروند گیتار یاد بگیرند و عاشق سنتور زدن هنرجوهای کلاس بغلی بشوند، می‌توانند مشغول درست کردن پازل‌های هزار تکه شوند! برای پرت کردن ذهن‌شان سودوکو حل کنند، حتی تهش اگر این‌ها جواب نداد می‌توانند حااامد پهلانِ گوش بدهند با قُرِ اضافه! 

دلم بدجور به حال مردها می‌سوزد، مردها هيچ چیز ندارند؛ ناتوانی در (شروع کردن از صفر) یعنی نداشتن هیچ چیز! مردها در این مواقع فقط بلدند خودشان را با کارشان خفه کنند؛ فقط بلدند از دکه روزنامه فروشی کِنت قرمز بخرند و بشوند کِنت کِش حرفه‌ای! می‌دانید مردها ته تهش... دلم نمیاید... راستش مردها تهش گریه می‌کنند و این اوجِ فاجعه است!

روراست بگویم مردها نمی‌توانند از صفر شروع کنند و چه کسی غیر از خودشان می‌فهمد یعنی چه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
اون قِرِ اضاف ست ببخشید اشتباه تایپی بود:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
:/
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/١١
٠
٢
بسیار خوب:-)
mobina
mobina
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
بله واقعیت اینه
mobina
mobina
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
بله حقیقت همینه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/١٠
٠
١
ما هم که نظرمون رو دادیم :) ^_^
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٧/١٠
٢
٠
نوشته خیلی خیلی خوبی بود اما به نظر من مرد ها هم از صفر حتی از منفی شروع می کنند و اتفاقا خیلی بهتر از زن ها...اما شکسته شدن و از نو ساخته شدنشان مثل زن ها نمود عینی و ظاهری ندارد که آی عالم و آدم من موهایم را کوتاه کرده ام یا ناخن هایم را می جوم یفهمید که شکسته و در حال بازسازی از صفرم.. مرد ها هم می شکنند مردها هم از صفر شروع می کنند مردها هم از نو خودشان را می سازند اما شکستنشان را کسی نمی بیند تا دل خانواده و بقیه نلرزد...از درون و در درون خودشان می شکنند
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
موافقم
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
درود بر وحیدمان
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
" و چه کسی غیر از خودشان می‌فهمد یعنی چه؟" دقیقا برای همین مفهمومیِ که شما نوشتید :)
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
صد درد صد با حرف وحیدخان موافقم:-)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
اگه این جمله ای که اشاره کردین در پایان مطلب منظورش کامنت من بود که مشخصا با همین جمله کل مطلبتونو نقض کردین :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
دقیقا همین منظور روداشتم که کسی متوجه نشد،تمام نوشته رو به سمتی بردم که همه دوستان فکر کردن تیتر مطلب عین مطلب رو بازگو میکنه و دقیقا درهمون جمله اخر تیرخلاص زده میشه و کل متن برمیگرده! جمله اخر من معنیش اینِ که مردها هم بلدند منتها پنهانی ،مخفی،بی داد و قال ،به یه شکل متفاوت! حالا به نظرتون کار درستی بوده اینطور نوشتن یانه ؟
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
من توی متن از صفرشروع کردن رو معنی میکنم منتها جوری که خانم ها رو پررنگ تر توی این امر نشون بده! و اقایون رو ناتوان! ولی،ولی همون جمله اخر یعنی چی؟ یعنی چی که خودشون میفهمن ؟ یعنی چی که نمیتونن ولی خودشون فقط میفهمن! اگه تونستم منظور رو برسونم که فبها درغیر این صورت متن ضعف نوشتاری داره،ممنون که خوندید:)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
توی متن توانایی زن ها و ناتوانی مرد ها رو خیلی شدید نشون دادین و خیلی هم در موردش توضیح دادین با جملاتی مثل: از صفر شروع کردن توی ذات زن‌هاست///دلم بدجور به حال مردها می‌سوزد، مردها هيچ چیز ندارند؛ ناتوانی در (شروع کردن از صفر) یعنی نداشتن هیچ چیز و ... /// و جمله اخر اگر تلاشی بوده برای زدن تیر خلاصی و برگردوندن کل مفهوم متن به نظر شخص م تلاش نامفهوم و ناقصی بوده...خود من از جمله آخر اینطور برداشت کردم که مرد ها خودشون هم به این که نمی تونن از صفر شروع کنن واقفن و هیچکس مثل خودشون نمی تونه درک کنه این چقدر سخته!!! البته من قلم شما رو می پسندم و از خوانندگان مطالبتو.ن بودم هستم و خواهم بود اما برداشت اولم قبل از توضیحاتتون این بود که این مطلب بوی تعصبات فمنیستی میدهد در این حد!!! ممنون از توضیحاتتون
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
بله با توضیحات شما و اقای علوی فهمیدم اگه هدفم این بوده که جمله اخر متنو برگردونه باید جملات بدنه متن هم هم سوی اون میبودن ونه خیلی تند حتی برعکس هدفی که منظور من باشه:)
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
؛)
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
به خدا همین لبخند بهترین جواب ممکنه.یه عقايدي باید واسه خود آدم بمونه!
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
البته ک اینطوره... خودم هم میدونم ک
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
: |
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/١٠
١
١
از کارآفرین برتر کشور در سال 87 پرسیدند با چند میلیون سرمایه شروع کردی؟ لبخندی زد و گفت: 300 میلیون بدهی داشتم! (این برای اون جمله آخرتون!) *** در کل، وقتی اینجور متن ها رو می بینم و میخونم، خیلی ناامید میشم! متاسفانه کم هم نیستند! امیدوارم یه روزی همه ی ماها از این مسائل پیش پا افتاده فراتر بریم. ولی یه سوال؛ شما خانما که انقدر دنیاتون قشنگه و فوق‌القاده‌ست و دنیای آقایون، حتی به گردش هم نمی‌رسه، چرا انقدر سعی دارید، خودتون و دنیاتون رو با آقایون مقایسه کنید؟! تا حالا دیدید یه آقا، بخواد برای تشریح دنیاش، اون رو با دنیای خانما مقایسه کنه؟! ** بذارین ی مثال بزنم: مردم ایران، از اون صفای مدارس ابتدایی، یاد میگیریم هر روز بگن مرگ بر امریکا، مرگ بر امریکا. هر جا هم که می رسن باز همینو میگن و دائما اوضاع ایران، با اوضاع امریکا، مقایسه میشه. تو هر زمینه‌ای. ولی مردم امریکا، چقدر ایران رو می شناسن؟ یه مستندی تهیه شده بود، از مردم امریکا میپرسید:«ایران کجاست؟» خیلیاشون اصلا نمی دونستند، بعضیا گفتن تو افریقاست، یکی دو نفر هم گفتند همسایه عراقه! یعنی اصلا نمی دونستند ایران کجاست و مردمش چجوری اند!
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
کاملا مشخصه که تا چه حد نگاهتون به نوشته سطحیه ؛ توی نوشته من رَدی از صفر شروع کردن برای کار و شغل و درآمد زده نشده ، بطنِ نوشته کاملا حِسّی و اگر با دقت خونده باشید من "آنقدر سعی" نکردم بگم خانم ها اِل و بِل اند و خوب و شاد و دنیاشون رنگی رنگی ! برای مقایسه نکردن آقایون من جوابی پس نمیدم و این به ذهنیت و اعمالی که خودشون ترجیح میدن انجام ندن مربوط میشه! من مقایسه نمیکنم و صرفا نگاهم رو به اتفاقای اطرافم مینویسم و هرچی این اتفاقات گسترده تر بشه برای من جالب تر میشه نوشتن در موردش و به قولِ شخصِ جنابعالی مقایسه کردنش. و اینکه چه خوب میشه یاد بگیریم از واژه سخیفِ "متاسفم" برای هم استفاده نکنیم و اعتراضمون رو به این شکل نشون ندیم !
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
خب سیصد میلیون بدهی برای یه مرد، یعنی نهایت فاجعه! شما یه متن راجع به مردا نوشتید ولی نمی‌دونید که هیچ‌چیز مثل داشتن قرض و بدهی( وابستگی مالی) نمی‌تونه غرور یه مرد رو بشکنه! حتی حدیث‌های زیادی در این رابطه هم هست. احساسات و عواطف که فقط عشق و عاشقی و شکست عشقی نیست! ** اما راجع به کلمه‌ی متاسفانه؛ این تاسف کلی بودش. حقیقت اینه که توی جامعه ما، آدمها با چند رفتار اشتباه از همون بچگی بزرگ میشن. نژادپرستی و ملی‌گرای افراطی بودن (ناسیونالیسم)، دختر و پسر بودن، توهین و تهاجم به افکار و ادیان مخالف صرفا به این خاطر که مثل ما نیستند و چند تای دیگه. اینا چیزایی که تو جامعه بوده و هست. خودِ من تا بیست و یک، بیست و دو سالگی ملی‌گرای افراطی بودم. حتی یه مدت، قصد داشتم «سره‌گویی» رو یاد بگیرم و تا جایی که ممکنه، حرف بزنم. خب این تقصیر من نبود. وقتی یکی از بزرگ‌ترین شاعرای کشور می‌گه :« هنر نزد ایرانیان است و بس!» دیگه نمیشه از اشخاص عادی، خرده گرفت! چنین جامعه‌ای که چنین افکاری رو پرورش میده، واقعا جای تاسف داره! ** و این‌که شما می‌گید من نخواستم بگم که بهتره و کی بدتر؛ اتفاقا دقیقا همین کار رو کردید. این جمله‌های متن شماست :« آن روز فهمیدم زن‌ها همه چیز دارند!» ،« از صفر شروع کردن یعنی همه چیز داشتن؛ زن‌ها می‌توانند»، « دلم بدجور به حال مردها می‌سوزد، مردها هيچ چیز ندارند؛ ناتوانی در (شروع کردن از صفر) یعنی نداشتن هیچ چیز»، « می‌دانید مردها ته تهش... دلم نمیاید... راستش مردها تهش گریه می‌کنند و این اوجِ فاجعه است!» و بیشتر از همه‌ی اینها، عنوان مطلب‌تون! این جمله‌ها همه‌شون «قضاوت» شخص نویسنده هستند و نه «صرفا بیان آن چیزهایی که هستند.»
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١٠
٠
١
نقد این طوریش خوبه در عین چیدن جملات با ملایمت اشکالات و ضعف نوشته رو گفتن ! من نتیجه گرفتم تعریفی که از نوشتن قضاوت توی ذهن من بوده احتمالا اشتباهِ ولی بازهم میگم صرفا دید من به چندتا سوژه بوده و ساختن یه یادداشت کلی! حالا اگه قضاوت بوده و به شکل اشتباه من عذرخواهی میکنم.
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
بار اول هم خیلی معمولی و خونسردانه، نظرم رو نوشتم. حتی دو، سه بار نظرم رو خوندم و بعضی کلمه‌هایی که موج منفی و عصبی داشت رو تغییر دادم که سو برداشت نشه! ولی خب یه مشکل این بود که ذات خود این بحث، یکم چالشی بود. مشکل دیگه اینکه، من خیلی وقته زیاد بحث رو ریز نمی‌کنم و کلیات رو میگم. ممنونم از نقد پذیری‌تون.
Far!de
Far!de
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
قشنگ بود :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
ینی حتی اونایی که موافق نیستن هم خودشون رو برتر دونستن یه جورایی و حرفی مثل برداشتی که میکردن و دوست نداشتن زدن! به نظرم اعتراض فقط اینجوریش قبوله که بگیم نمیشه گفت همه ی زنا مثل همن و همه ی مردا هم مثل هم و بیاین حتی فراتر جنسیت بریم که بگیم هرکی روش خودشو داره حتی! و اینکه شاید از صفر شروع کردن و نکردن زیاد توصیف خوبی نبوده. مثلا مینوشت بلدن بهتر لذت ببرن از زندگی و یه دنیای شاد برا خودشون بسازن، بهتر بود شاید! و راجع به متن به نظرم قضیه اینه ک زهرا نخواسته بگه ما عالی ایم و مردا بد! نگفته که اصلا تلاش بلد نیستن مردها و از اینجور حرف ها. حتی اخرش گفته فقط خودشون میدونن ک تو دلشون چیه. اتفاقا تو کار که اقای علوی مثال زدن گفته خیلی هم خوبن. فقط تو مشکلات احساسی و جهان بینی و این جور چیزا منظورش این بوده به نظر. صرفا اومده از دید خودش گفته که به جای هی غصه خوردن برا چیزی، زنا اینجورین که ذاتا بلدن چجور خودشون رو مچ کنن با چیزی و لذت ببرن از ماجرا. فقط دلش سوخته که چرا باید بیش از حد غمگین شن الکی. گفتین میشکنن تو خودشون و دوباره سر پا میشن. بله. شاید برن تو یه چیز دیگه هم موفق شن ولی کمرشون تا شده و دیگه درست نمیشه. به نظرم حرف زهرا این بوده... و با توجه به یه سری نمونه ها از خودشم حرف در نیورده... فقط چیزی که دیده رو گفته... و همونطور که گفتم میتونه این به کل جهان برنگرده...
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
برچسب بشه به نظر من ؛ ممنون:)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
خانم فوفانو، بهتون پیشنهاد میدم نظری رو که در جواب خانم خسروانی دادم و این متن رو در کنار هم بخونید : http://jeem.ir/article/blog/23968
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
خب؟
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/١٠
١
١
در واقع نوشتتون خیلی قشنگ بود..چیزی که من فهمیدم اینه که شما گفتید زن ها حتی وقتی به ته خط می رسن سعی میکنن به زندگیشون ادامه بدن و تلاش میکنن خودشونو روحیشونو حفظ کنن ولی مردها نمیتونن انقدر قوی باشن،انگار قفل میشن،انگار یه چیزی مثل یه زخم باز همیشه تووی دلشون میمونه،معتاد میشن!و گریه...کاش بتونن گریه کنن خیلیاشون همین رو هم نمیتونن انجام بدن.خب درست گفتید زن ها خیلی بهتر میتونن عواطفشون رو مدیریت کنن.ولی مردها مثلا وقتی سرکارشون مشکل دارن توو خونه هم قیافشون اویزونه گاهی حتی به بچشونم نمیتونن روی خوش نشون بدن.
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
:)))) خعل خب
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/١٠
٢
١
ضمنا جدای این مقوله که بررسی تفاوت های دو جنس همیشه مورد علاقه بوده از هر لحاظی،این مقایسه توو ذهن خانوم های ایرانی بیشترم هست.دقیقا از استدلال همون دوست عزیز که خواستن نتیجه بگیرن طرف ضعیف تر همیشه در مورد بالا دست خودش صحبت میکنه میخوام نتیجه بگیرم که دقیقا همینطوره.چون،توو جامعه ی ما همه و همه معتقدن جنس برتر جنس مرده و کامنتشون هم موید این طرز تفکرشون هست.فقط نمیفهمم چرا این انقدر مایه ی افتخاره آقایونه و چرا وقتی یه نوشته در مورد نبود مساوات مینویسیم این بار میان میگن نه کی گفته تساوی نیست؟!!بلاخره رومی یا زنگی؟یا نکنه به هر جهت که بر وفق مرادشون بود!؟ما که نفهمیدیم!
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠٧/١٠
١
١
درسته شاید (شاید!) این موضوع توی جامعه ما بیشتر از جوامع دیگه باشه، ولی باید پرسید که این عقیده، ریشه‌ش از کجاست؟! یکی از دوستام می‌گفت:« زنا رو دیدی وقتی بچه‌ی یکی از فامیلاشون به دنیا میاد؛ اگه پسر باشه، با یه حسرت و شوقی به هم میگن:« ماشالا بچه‌ش پسره!» ولی دختر باشه، با یه حالت ترحم و دلسوزی میگن:« بچه‌ش دختره؟!» و نیشخند میزنند به هم.** توی داستان اول کتاب «زن زیادی» دقیقا و با جزییات همین مسئله بیان شده.(و داستان «طلب آمرزش» از «صادق هدایت» که توصیه می‌کنم اگه دوست دارید، ریشه‌ی خیلی از مشکلات بانوان در جامعه‌ی ایرانی رو بشناسید، حتما این دو دستان رو بخونید. داستانن ولی عین واقعیت و بدون هیچ اغراقی بیان شده‌اند.) حالا این چیزیه که از خود شما شروع میشه و به خودتون بر می‌گرده! ** اما راجع به مثال من، چیزی که خب توجه نکردید این بود: کاملا مشخصه که جامعه امریکا، یه جامعه آرمانی نیست! ولی مردم جامعه امریکا، خوب و بد جامعه‌شون رو با هم قبول کردند. نقاط ضعفش رو شناختند و باهاش کنار اومدن و روی نقاط قوتش متمرکز شدن. حالا قرار نیست هر جا کم میارند، بندازن گردن یه کشور بیگانه. ولی خب ایرانی‌ها یاد گرفتند که «بالاخره یکی سنگ انداخت جلو پام. وگرنه که من زمین نمی‌خوردم!»
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
همینجوری داره تعداد موضوعات بیشتر میشه!!!بحث ایران و آمریکا کنار،من هیچوقت طرفدار این اخلاق های ایرانی و فرافکنی ها نبودم و نیستم.در مورد کشور قطعا از ماست که بر ماست.شما در مورد نفس مقایسه کردن گفتید که غلطه؛منم گفتم اولا همیشه توو زمینه مرد و زن جالب توجه بوده ثانیا بیشتر خانم ها مقایسه میکنن چون بیشتر حقوق اوناست که پایمال میشه.حالا چه حقوق قانونی باشه چه اجتماعی چه فرهنگی و چه در سطح خانواده.بحث سوم ریشه اش کجاست؟معلومه که ریشه اش از تربیت مادران این سرزمین بوده.منم منکرش نیستم ولی مدافع حقوق زنان دهه ی سی و چهلم که آقایون جلال آل احمد و غیره درباره اش نوشتن نیستم.مادربزرگ من شاید دلش برای بچه ی پسری قنج بره ولی مادر من نه.و ماهایی که مادرهای فردا باشیم هرگز این افکار جاهلی رو به بچه هامون یاد نمیدیم...«بلاخره یکی سنگ انداخت جلو پام وگرنه که من زمین نمی خورم.»...یه موقع هست شما دنبال مقصرید یه موقع هست شما به یک وضعیت یا رسم و فرهنگ و تفکر غالب معترضید.من اعتراضمو با رفتارم و عملم هم نشون میدم ولی با قلمم هم مطمئن باشید که نشون میدم.و شمایی که فقط دارید قلم منو میبینید هیچوقت نمیتونید نتیجه بگیرید که پس من یه آدم شکست خورده ام که ضعف هامو قبول نکردم و از طرفی فکر می کنم مردها خیلی شرایط ایده آلی دارن و میخوام بی ارادگیم رو گردن تبعیض جنسیتی و مردها بندازم(من نوعی).اون جمله ی طلایی آخر کامنتتون یه قضاوت اشتباهه که معمولا(شما رو نمیگم،کلی عرض میکنم)تووی متن های فمنیستی وقتی آقایون میخوان بگن خیلی هم اوضاع واسه خانوم ها خوب و عالیه و اصلا چه تبعیضی، چه کشکی ،این حرفا چیه ؟جمعش کنید! ازش استفاده میکنن.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٠
١
٠
به نظرم لازم نبود به مردها ربطش بدین.چون ربطش بی منطقه.همون خصوصیاتی واسه خانم ها فرمودین به تنهایی خوب بود و اسمش هم میشد : "زن ها همه چیز دارند"...
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
دوستان همه چیزو گفتن..ممنون از متنتون :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
من همه نظرات رو خوندم اگه پنج تاانگشت شبیه هم بود اونوقت همه مردها شبیه همن وهمه زنها مثل هم . زهرا خانم نظر شخصی خودشون روگفتن ومنم نظر شخصی خودم رو بعضی از خانمها کارهایی انجام میدن که به نظر من اشتباست واون مقایسه کردن ومقایسه شدنه.پس بیاین همه رو بایک چوب نزنین. لطفا باتشکر از همه آدمهای فهیم این مرز وبوم
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
شما؟
فائزه
فائزه
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
چ خوب بود :)
آتش آتشروان
آتش آتشروان
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
من کاملا مطلب رو درک کردم و باید بگم عین حقیقته نظرتون درباره مردها
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
سلام:فکرکنم منظورشون ازقوی تربودن خانمها ازلحاظ احساسی و عاطفی بوده است که درسته خانمها قوی تر هستند امامطلق نیست بستگی به شخص داردخیلی خانمها هم هستندکه با یک شکست عاطفی دچار مشکلات فراوانی میشوندهمانطورکه آقایان اینگونه اند.اینطور بحث ها خوبه.درودبرشما.
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
ممنون که خوندید استاد ،نظر خودمنم همینه واقعا اینجور متنای چالشی احتیاجه!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی هم عالی (و عالی تر وقتی نظرات زیر کامنت آقای قوام بهش اضافه میشه!)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤