فرزندی با یک پدر و دو مادر!

فرزندی با یک پدر و دو مادر!

نویسنده : A_Emadi

خبری آمد از بلاد کفر و اجنبیان بی‌حیا به این شرح که: «نخستین کودک با سه والد متولد شده است!» به این صورت که به علت نقص ژنتیکیِ مادر، پزشکان هسته تخمک او را به جای هسته تخمک اهدا کننده گذاشته‌اند و بارورش کرده‌اند و کودکی به دنیا آمده است با یک پدر و دو مادر!

بنده از اعماقِ قلبِ متحیّرم. امیدوارم این اتفاق در کشور ما و همینطور به کل در دنیا فراگیر نشود. که اگر بشود چه شیر تو شیری(!) خواهد شد.

اصلا این چه ابتکاری است؟! پزشک محترمِ خلاق؟ شما خودت را بگذار جای آن بچه! تمام عمرت به مشکل می‌خورد.

مثلا در زمان نوزادی دعوای شباهتت به طرف پدر یا مادر سه طرفه خواهد شد! دخترخاله از مادر شماره یک‌ات می‌گوید: بینی‌اش را! به‌به! دقیقا مثل ما قلمی است! (درحالی که همان آدم برای غذا خوردن، مثل داش مشتی‌های دهه پنجاه که سبیل‌شان را بالا می‌زدنند تا قاشق وارد حلقوم مبارک شود، باید بینی را متمایل به بالا نگه دارد!)

و بعد از او مادر بزرگ از مادر شماره دو ات به شیونی جامه درآیانه از میان جمعیت چنگت می‌زند و می‌گوید: که نوه شیرینم را بدهید! مگر نمی‌بینید چشمانِ آهویی‌اش را از ما به ارث برده؟!

و در این گیر و دار طفلکی‌ها خانواده تک پدرت! (بدون توجه به این که کدام عضو تو به آن‌ها رفته!) مظلومانه سعی در تمام کردن دعوای خانواده‌های مادرانت می‌کنند!

یا مثلا بزرگتر که شدی سر کلاس درس معلمت می‌گوید فلانی بلندشو مادرت آمده دنبالت! و تو می‌گویی اگر مادر شماره دو است نمی‌آیم! ته دیگ ماکارونی دیشبش را به من نداد! و هم کلاسی‌هایت هِرهِر و کِرکِر از خنده روده‌هایشان را بالا می‌آورند !

اصلا این‌ها را بیخیال دکتر جان! فکر کن اگر خدایی نکرده، زبانم لال، رویم به دیوار کسی به مادرِ آن کودکِ بی نوا بی‌احترامی کند آن فحش دوتا حساب می‌شود؟! و آن بچه بخت برگشته مجبور است برای جبران دوتا فحش آبدار بر زبان بیاورد؟! این چه کاری‌ست که خود را مسبب گناه می‌کنی برادر من (یا خواهر من)؟!

اصلا بیا ایران ببین چقدر خوب خیلی‌ها می‌روند پرورشگاه، یک بچه را می‌زنند زیر بغل‌شان و می‌آیند. و همین بچه‌ها بزرگ می‌شوند و طی اتفاقی پدر و مادر واقعی‌شان را پیدا می‌کنند و می‌روند برنامه ماه عسل! دکتر جان دست از این کار بکش و در عوض سعی کن در تلویزیون کشورت یک ماه عسل راه بیندازی و مردمت را از این برنامه پر از اشک بهره مند نمایی!

البته من می‌دانم هرچه بگویم کار خودت را می‌کنی! مگر شماها چقدر می‌خواهید پیشرفت کنید؟! قدری هم مثل ما استراحت کنید و از سکون لذت ببرید! 

دکتر جان! من خانه بیکارم. بیا پیش من استراحت کن! و از کلاماتم بهره ببر...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
خخخ
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
:)))
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
جالب بود. ولی خب تهش یک مقدار موضوع عوض شد. از این واقعه دور شدی و به پیشرفت اشاره کردی. ولی خب در کل لذت بردم.
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
ممنون که لذت بردی.اره اتفاقا تهش شد موضوع بحث امروز :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
موفق باشی
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون.همینطور
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
:دی
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٥
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤