فنجان فال...
شعری سروده خودم

فنجان فال...

نویسنده : محمدرضا مهدیزاده

چشمان خیس من در بند راز تو

آهنگ قلب من آواز ساز تو

من گشته خیره در فنجان فال تو 

شاید رسد به من٬ احوال حال تو 

هر دم ز شوق پرید؛ پلکم به اشتباه 

مهمان قلب من؛ شاید رسد ز راه 

بادی خزیده تا٬ بر من زند سری 

هر خش خشی که شد گفتم تو بر دری

من غرق در تبم٬ دارو تو بی‌وفا 

وابسته‌ات شدم٬ کردی مرا رها؟

شطرنج عشق من در مات و کیش تو

چوپان گله‌ای٬ من بچه میش تو

در فال قهوه‌ات من کرده‌ام اثر

زین کوچه‌های شب تنها نکن گذر 

شب‌های بی‌مرا خواهی سحر کنی؟!

یا سمت کلبه‌ام شاید سفر کنی؟!

سیمای گل رخت٬ زد چالشی رقم 

برگرد؛ قلب من٬ لنگر زده به غم

(محمدرضا مهدیزاده)

پ.ن: اولین شعر موزون من / اواخر تابستان ۹۳ / کتابخانه قزوینی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
یادش به خیر. دوران قزوینی. خوب دورانی بود. حیف که گذشت. شعر خیلی خوبی بود. تبریک میگم.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
حسین قزوینی عالی بود ؛ لطف داری موفق باشی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
قشنگ بود:-) ( قالبش هم بین غزل بود و مثنوی و بعضی جاها قافیه از دستت در رفته)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
قالبش مثنوی بود چون ما او موقع مهارت گفتن غزل نداشتم ؛ قافیه هاشم شاید نمیدونم؛ مرسی چشمات قشنگ دیده موفق باشی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
آقای مهدیزاده ،تبریک میگم طبع شاعریتون عالیه.موفق باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
لطف دارین شما خیلی ممنون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/١٤
١
١
پس چرا قبلا اسمت راد بود؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
رادا اسم هنری بود ٬ وخیلی قضیه اسم هنری من پیچیده اس تصمیم گرفتم چون نمیشه توضیح داد استفاده نکنم ازش ؛ ممنون از شما
آلاء
آلاء
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
چقدر خوووووووب:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
خیلی ممنون از شما ؛من بعد از این شعر٬ یه مثنوی دیگه هم گفتم و گذاشتم کنار شعر رو ؛ الان بعد از دوسال شروع کردم دوباره؛و یه شعر غزل گفتم امیدوارم اون هم اومد دوست داشته باشین
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
موفق باشید بسیارزیبا
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٨
٠
٠
خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید ؛ شما هم موفق باشید :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
بله بسیار زیبا :) به عنوان اولین شعر موزون ایرادات خیلی کمی داشت:) موفقیات
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
بله چون نوشتم شعر اول خود شعر رو گذاشتم اصلاحش نکردم:)از شما چه پنهون یه شاعر گفت اگه اینا شعر های اول ات بود که پدیده بودی ٬ ولی همه ی اون شعر های ترانه و سپیدی که میگفتی حسابن و هنوز میتونست شعر هات بهتر باشه و درنظر بگیر مثل پروین تو بچگی شعر نگفتی(گفتم اولین شعرمه گفت : چندسالگی گفتی؟ انگار یه بشکه آب یخ بریزن روم خخخ) یعنی حسابی حالم رو گرفت بی انصاف:))ممنون که خوندین و شما هم موفق باشید انشاا... :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨