هر کسی که بازی‌های رایانه‌ای را تجربه کرده باشد، از اشتیاق رفتن به مرحله بعد به خوبی آگاه است. اشتیاقی که باعث می‌شود ساعت‌ها یک جا بنشینیم و بدون توجه به گذر زمان، موانع یا دشمنان مجازی را یکی یکی پشت سر بگذاریم. اگر از فردی که در حال یک بازی رایانه‌ای است و برای برنده شدن تلاش می‌کند بپرسیم که بعدش چه خواهد شد، بسیار محتمل است که بگوید «به مرحله بعد خواهم رفت» و اگر درباره مزیت مرحله بعد بپرسیم ممکن است درمورد فضاها و امکانات جدید آن بشنویم.

زندگی معمولی آدم‌ها هم کمابیش همین طور است. ما از مرحله‌ای به مرحله دیگر رفتن را پیشرفت یا شکست تلقی می‌کنیم و با تلاش یا بدون آن، در انتظار رفتن به مرحله‌ای هستیم که بنابر معیارهای نه کاملاً عقلانی‌مان، مرحله بالاتر است. برخی برای ساخت رویاهای خود منتظر ازدواج می‌شوند، برخی واحدهای درسی را بدون هدفی مشخص پاس می‌کنند تا زودتر وارد مرحله فارغ التحصیلی یا مرحله تحصیلی بعد شوند، برخی نیز مدام کار می‌کنند و پس‌ انداز تا وارد مرحله ثروتمندی شوند. اما اگر مترهای ما از فرهنگ و حرف آدم‌ها و امثال این‌ها پیراسته شوند، شاید در بسیاری از موارد بتوان اسم این پیشرفت‌ها یا شکست‌ها را صرفا دگرگونی گذاشت: جا به جاییِ نه لزوماً ارزش‌باری از مرحله‌ای به مرحله دیگر.

فارغ از همه دلایلی که این دست ‌و‌ پا زدن‌‌ها، برای درنوردیدن و طی کردن سلسله‌وار مراحل مختلف، ممکن است داشته ‌باشد، گمان می‌کنم یکی از مهم‌ترین دلایلِ این پویاییِ کاذب باید فرار از فکر کردن به پاسخ مهم‌ترین سؤال‌های زندگی باشد. سؤال‌هایی مانند این که: در پایان زندگی‌ام می‌خواهم در چه جایگاهی باشم؟ هدفم از بودنم چیست؟ سبک من برای زندگی کردن چه خواهد بود؟ ممکن است بیان این سوال‌ها به درستی صورت نگرفته‌ باشند و یا مهم‌ترین سؤال‌های زندگی هر شخص متفاوت با دیگری باشد، اما نکته مهم این است که هرکس، هنگام خلوت با خود و تأمل در مورد نحوه زندگی‌اش، خواهد دانست که چه پرسش‌های مهم بی‌جوابی دارد که با گرفتار کردن خود و سوار شدن بر جریانی که بسیاری از آدم‌ها نام آن را پیشرفت گذاشته‌اند، از مهیا کردن پاسخ صحیح سرباز می‌زند و برای دل خود «خوشی» فراهم می‌کند.

آن چه که باعث شده‌ تا نسبت به ارزش‌گذاری مراحل مختلفی که طی کردن‌شان رسم زمانه شده مطمئن باشیم، برخی پیش‌فرض‌ها و باورهای پنهان هستند. اگر این پیش‌ فرض‌ها را، حداقل برای خودمان، صراحت بخشیم، شاید راحت‌‌تر بتوانیم در مورد این‌که آیا طی مرحله‌ای خاص، در مسیر زندگیِ مطلوبِ ما، ضروری، ممکن، یا مضر است، تصمیم بگیریم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
(: بعله دگ
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
ضمن خوش آمد گویی به شما ، برای ورود به جمع جیمی ها ... و همینطور تبریک بخاطر انتشار اولین مطلبتون ... امیدوارم موفق باشید :)
zi_kh
zi_kh
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
سپاس موفق باشید
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٨/٢٥
٠
٠
بسیار عالی موفق باشید.
zi-kh
zi-kh
٩٥/٠٨/٢٩
٠
٠
سپاس ازخوندن و نظرتون. موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠