ترمک داریم شاه نداره
خرده ریزه‌هایی برای تازه واردها به دانشگاه

ترمک داریم شاه نداره

نویسنده : مریم نیک‌پور

فقط خدا می‌داند از روز اولی که مُهر «کنکوری» بر پیشانی‌تان خورد تا همین الان چه بر شما گذشته و چند شب را نخوابیده‌اید یا در خواب دانشگاه و رتبه کنکور و انتخاب رشته و... بوده‌اید، اما حالا دیگر درِ دانشگاه بر روی شما باز شده و در دلتان کارخانه قند و شکر برپاست. درست در حالی که پدر و مادر پیش در و همسایه و فامیل و آشنا با شما پز می‌دهند به مقام والای ترمکی رسیده‌اید، همراه‌مان باشید تا با این جایگاه ویژه بیشتر آشنای‌تان کنیم!

 

ترمک چیست؟

نامبرده موجودی دوپاست که از دبیرستان وارد دانشگاه شده و در ترم یک به تحصیل می‌پردازد، ترمک‌ها عموما لباس‌های تر و تمیز و اتو کشیده دارند که بوی نو بودن‌شان از هزار فرسخی به مشام‌تان می‌رسد و قیافه آن‌ها درست عین یک علامت سوال متحرک است که هی از این راهرو به آن راهرو می‌روند و تا شما را می‌بیند می‌پرسند: ببخشید کلاس 132 کجاست؟ یا ببخشید دانشکده معماری کدوم طرفه؟ در مواردی هم دیده شده که سوال کنند: ببخشید الان کدوم طبقه دانشگاهیم؟ یا الان دکمه 2 آسانسور بزنم میره طبقه 1 یا 2؟ 

 

انتقام از ترمک‌ها 

حالا که با ترمک‌ها آشنا شده‌اید ممکن است شما یک ترمک باشید. یا ممکن است در اطراف خود ترمک‌های زیادی را ببینید، اگر دانشجو هستید، بدانید و آگاه باشید در بخشش لذتی نهفته است که در انتقام نیست. پس خواهشا به ترمک‌ها رحم کنید و برای یک‌بار هم که شده است ترمک‌ها را سرکار نگذارید و با اذیت کردن آن‌ها خوش نگذرانید، در این کار رستگاری نهفته است. (می‌دانم اذیت کردن ترمک چه کیفی دارد و اصلا دانشجو لحظه شماری می‌کند که مهر ماه برسد و ترمک‌ها بیایند دانشگاه. و در این بی‌تفریحی یکی از تفریحات سالم ... ، ولی شما که نمی‌خواهید ویراستار به خاطر نشر بدآموزی مطلب را حذف کند؟) 

 

آقا اجازه؟

خب ترمک‌های عزیز از آن‌جایی که شما از شر دانشجوهای ترم بالایی در امان نمی‌مانید پس توصیه‌های ما را آویزه گوش خود کنید تا کمتر سوتی بدهید و ترمک بازی در بیاورید.

هر ترمکی باید بداند، دانشگاه دفتر ندارد، ناظم هم ندارد، اصلا کلا هیچ‌کسی ندارد! فقط یک حراست گردن کلفت دارد و بس. پس برای ساعت ورود و خروج، غیبت کردن، پیچاندن کلاس و... توسط کسی بازپرسی نمی‌شوید، فقط ممکن است استاد حذف‌تان کند و مجبور شوید واحد را دوباره بردارید. وقتی از کلاس بیرون می‌روید نیازی نیست از استاد اجازه بگیرید آرام از سر جایتان بلند شوید و بدون این‌که کسی متوجه شما شود و نظم کلاس بهم بخورد از در آخر کلاس بیرون بروید یا اگر موبایل‌تان زنگ می‌زند و نمی‌شود اصلا جواب ندهید و ضروری است سریع بروید بیرون و بیایید بدون این‌که حواس بقیه را پرت کنید.

 

زنگ تفریح داریم؟

در مدرسه بین کلاس‌ها زنگ تفریح وجود داشت، می‌رفتید یک دوری در حیاط مدرسه می‌زدید، چیزی می‌خوردید، هوایی به سرتان می‌خورد و با بچه‌ها غیبت معلم‌ها را می‌کردید. در دانشگاه چیزی به نام زنگ تفریح وجود ندارد فقط یک جمله‌ای هست که هی دانشجو پشت سر هم به استاد می‌گوید، این جمله طلایی «خسته نباشید استاد» است که یعنی: «تو رو خدا برو بیرون از کلاس دیگه بسه خسته شدیم تایم کلاس بعدی را هم تموم کردی!» البته این جمله طلایی در طول ترم را استاد با ندادن نمره آخر ترم جبران می‌کند اما بعد از این‌که استاد کلاس را تمام کرد تا تایم کلاس بعدی وقت دارید در مورد همکلاسی‌های خود غیبت کنید!

 

و خداوند سلف را آفرید

آقا جان در مدرسه اگر در چشم‌های معلم زل می‌زدید و چیزی می‌خوردید خواهشا از این‌کارها را در دانشگاه نکنید، نه تنها سرکلاس چیز خوردن زشت است بلکه در محوطه دانشگاه هم زشت است و خداوند سلف را آفریده است برای این‌که شما آن‌جا چیزی بخورید، از غذای دانشگاه نگویم که واژه‌های برای وصفش کم‌اند، اگر می‌خواهید به مشکلاتی همچون زخم معده، خونریزی معده، تهوع شدید، مسمومیت و ... بر نخورید از همان روز اول دانشگاه تکلیف خودتان را با غذای دانشگاه مشخص کنید و دورش را خط بکشید!

 

خوابگاه یا نمازخانه؟

به داشنجو فشار می‌آید، کمرش زیر بار این همه درس خم می‌شود و باید اول و آخرش یک جایی بخوابد، الان که دیگر مثل قدیم نیست استادها هم زرنگ شده‌اند، نمی‌شود در کلاس خوابید، هی می‌آیند بالای سر دانشجو و کشف‌اش می‌کنند، پس وقتی به مسجد و نمازخانه دانشگاه می‌روید و با جمعیت زیادی مواجه می‌شوید که خواب هستند لطفا آرام نمازتان را بخوانید و مزاحم خواب‌شان نشوید. این مکان قابلیت‌های بیشتری نسبت به یک نمازخانه یا مسجد در جایی دیگر را دارد، به صورت همزمان نقش کتابخانه، سلف، تریا و خوابگاه را اجرا می‌کند.

 

ترمکی عاشق

آمده‌ایم دانشگاه درس بخوانیم! این جمله را روزی سی مرتبه با خود تکرار کنید و بدانید که هشتاد درصد ترمک‌ها ترم اول دانشگاه عاشق می‌شوند. به خدا دانشجوها اسب سوار سفید رویاهایتان نیستند، دانشگاه هم جای کادو ولنتاین آوردن نیست، از طرفی دیگر همان بردپیت‌های ترم یک را اگر ترم‌های بعدی ببینید به زور مهران رجبی هم نیستند، پس خواهشا درس‌تان را بخوانید و دور عشق و عاشقی دانشگاهی را خط بکشید چرا که حاصلی جز مشروطی ندارد! حواس‌تان باشد شما قرار است چهارسال در این محیط زندگی کنید و مطمئنا ورودی‌های خود را در همه این چهارسال می‌بینید، پس مواظب رفتارهای‌تان باشید تا خدای نکرده در دانشگاه انگشت نما نشوید، درست است که حرف مردم را باید گذاشت در کوزه، اما انسان عاقل و باهوش خودش را در جایگاهی قرار نمی‌دهد تا مردم اجازه آن را پیدا کنند که در مورد او حرف بزنند یا برایش قصه ببافند.

 

رستگار شوید

گذشته از همه شوخی‌هایی توصیه‌های ما را جدی بگیرید تا رستگار شوید، برای همه شما دانشجوهای تازه وارد ترمکی آرزوی موفقیت و طی کشیدن پله‌های ترقی را داریم باشد که دکتر و مهندس آینده مملکت شده و شب نون و بوقلمون بخورید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٧/٠٧
٢
٠
لپ مطلب این بود که اگر کرمک ندارید به ترمک ها کار نداشته باشید
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
واقعا جمله تحسین بر انگیزیه خخخ
آتش آتشروان
آتش آتشروان
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
بعد از این‌که استاد کلاس را تمام کرد تا تایم کلاس بعدی وقت دارید در مورد همکلاسی‌های خود غیبت کنید!
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
مزاح بود
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
تو راه برگشت هم توی اتوبوس سر و صدا نکنید لطفا! میخوایم بخوابیم :|
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
چه نکته مهمی آقا ساکت باشین دیگه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
یاد اون روزا بخیر....
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
:))
یاسین(رضی الله عنه)
یاسین(رضی الله عنه)
٩٥/٠٧/٠٨
١
٠
خخخخخ این دست شویی رفتن یا بطور کلی، خروج بدون اجازه از کلاس رو نمیتونم هضم کنم :/ حاضرم برا دسشویی رفتن، نیم ساعت صبر کنم تا کلاس تموم شه، ولی مثه ** سرم رو نندازم پایین و برم بیرون پی: / اوه اوه! من این متن رو دیر خوندم خخخخخ دیروز یه آبمیوه و کیک گفته بودم دستم، همینجوری راه می رفتم و میخوردم :/ هِی همه چپ چپ نگام میکردن ! :))) / مطلب بامزه ای بود و مفیدالبته!! :) خدا قوت
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
ممنونم ؛ آره هر کسی یک نظری داره من که کلا حاضر نیستم از کلاس به هر دلیلی برم بیرون چون بعدش که میای داخل یکهو همه کله های کلاس میچرخه سمتت
Far!de
Far!de
٩٥/٠٧/٠٨
١
٠
عجب متنی بود😂 منم نمیتونم بدون اجازه بیرون رفتن رو هضم کنم یا حتی اینکه توحیاط دانشگاچیزی نخورم :/کار سختیه خب :/ ادم گشنش میشه چیکار باس بکنه ؟؟لباس های نو واتو کشیده 😂 عاشق شدن 😂😂😂 کلی خندیدم ...دست مریزاد 👌
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
فریده بگو که خودتی کامنت گذاشتی؟ چطوری همدانشگاهیییی
Far!de
Far!de
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
گمونم منو اشتباه گرفتی مریم جان بافریده خانوم دیگه ای ک عضو سایتن 😀
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
و خداوند سلف را آفرید خیلی خنده دار بود ... ممنون خانم نیک پور /// مارو با اتفاقات آینده آشنا کردین
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
خواهش میشه:))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤