یادت هست؛

وقتی که فال حافظ گرفتیم؟

نوشته بود؛

فصل «پاییز»، فصل عاشقی شماست...

و من و تو چقدر خوشحال شدیم از این فال...

انتظارها کشیدیم

تا برگ‌های درختان را

زرد ببینیم 

و پاییز رسید...

الان فصل پاییز است...

و دست‌های ما از یکدیگر دور است...

شاید حافظ فکرش را هم نمی‌کرد

که ما از هم زود دور شویم؛

حالا فصل «پاییز» است..

و من تنها... 

تنها در پیاده رو خیابان...

تنها نشسته بر روی نیمکت پارک....

تنها در میان خش‌خش برگ‌های پاییزی...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
:)
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
؛)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
قشنگ بود...
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
سپاس
پربازدیدتریـــن ها
من هیچوقت نفهمیدم

مشکل دقیقا چیست؟

٩٦/١١/٢٣
یا بنا کن فیلمی در خور ما

یا مکن با فيلمسازان دوستی

٩٦/١١/٢٢
با چاشنی سوتی

اولین جلسه موفق

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

روی مرز هالیوود

٩٦/١١/٢٣
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
آرامش و لبخند

از پری تا پری

٩٦/١١/٢٣
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
از دانشگاه رفتن و نگاه دیگران

يك ترم بعد

٩٦/١١/٢٣
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
انقلاب تدریجی

اصلاح یا انقلاب؟

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨