فکر کن که سنگی سالیان سال حتی از همان زمانی که شهابی بود فروزان به سمت زمین، انتظار تو را کشیده باشد تا روزی زیر پایت بلغزد و تو را با خود به قعر شکافی ببرد و دستت را سفت در میان بگیرد و رها نکند، مگر این‌که در بن بست گذشته و حال و آینده، زندگی تو را به خود بخواند. و تو روزها در اسارت کوهستان، گذشته‌ات را ذره ذره به قضاوت بنشینی و اعتراف کنی به دوست داشتن‌هایی، به اشتباهاتی، به کوتاهی‌هایی و... حالت را دریابی و تنهایی‌ات را و انعکاس صدای خودت در کوهستان را که می‌گوید جز خودت کسی نجاتت نمی‌دهد؛ و تصاویری در ذهنت نقش ببندند از آینده‌ای که نجات می‌تواند تو را به سمت تحققش راهی کند. و تو به خاطر جبران حفره‌های زندگی گذشته‌ات، دست اسیرت را در اکنون جا می‌گذاری تا آینده ذهنت را با دست دیگرت به چنگ بیاوری .

و گاهی تنگناهایی در زندگی حکم همان سنگ 350 کیلوگرمی را دارند که باید تلاقی سه زمان را برای فرد پدید آورند تا کشش دوباره با زندگی پدید آید. حتی به قیمت از دست دادن‌هایی و فقدان‌هایی. 

* فیلمی محصول 2010 با بازی جیمز فرانکو، بر اساس داستان واقعی زندگی کوهنوردی به نام آرون رالستون، به کارگردانی دنی بویل (کارگردان میلیونر زاغه نشین)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
چ هیجان انگیز و درد ناک... نیفته این اتفاقا واسه تلنگر ما ایشالا
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
تو شبکه نمایش دو سال پیش دیدم..یکم دلخراشه..تو یکی از سکانس ها برای اینکه یک روز دستش اویزان بین سنگها مونده ، خسته میشه و دستش را قطع میکنه! حتی اگه دستش را مانع نمیکرد سنگ رو سرش افتاده و مرده بود! و مقصر این ماجرا کنجکاوی و بلدم بلدمی بود که از اول سفر به بیابانی ناشناخته به خود تلقین میکرد، و جدایی از گروه برای تجربه بیشتر باعث شد 127 ساعت تو این گودال بیافته و بلاخره نجات پیدا کرد،
mobina
mobina
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
ولی فیلمش قشنگ بود
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
ولی معرفی افسانه و توضیحات من هم خوب بود
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠