ماییم و جهنم زمین...

ماییم و جهنم زمین...

نویسنده : گل برگ :)

دوباره یک صبح دیگر. باز چشم‌ها را باز نکرده ماراتن شروع می‌شود. بگیر تا نگرفته‌اند. بخور تا نخورده‌اند. گاهی بدزد تا ندزدیده‌اند. باز اگر نخوری میخورندت. اگر ندري می‌درندت. گرگ نباشی گرگ می‌شوند برایت. نسوزاني آتش‌ات می‌شوند.

حالا این وسط، یک عده‌مان شده‌ایم هیزمی که همه برای سوزاندن لازم دارند، و طعمه‌ای که می‌گذارند تا قبل از دریده شدن‌شان دریده شود. شده‌ایم دزد بی خبر از همه جایی که بگيرندمان و با ما سرگرم شوند و بقیه، زندگی همه را بالا بکشند. شده‌ایم سپر بلا... شده‌ایم از همه جا درمانده...

خداجان؟ خب سیب‌اش را که حوا چیده، همکاری‌اش را هم که آدم کرده، اولین برادر کشی دنیا را قابیل کرده، آن‌وقت قابیل را نمی‌دانم؛ بقیه‌شان ولی لابد راهشان را کشیده‌اند رفته‌اند بهشت.

می‌گویم نمی‌شد رحمانيتت را نشان دهی، ببخشی‌شان؟ آن وقت توی بهشت قابیل شاید هابیل را نمی‌کشت اصلا، که حالا بعضی‌هامان شویم قاتل‌زاده! خب تا این شیطان وامانده هست، شاید هم مي‌کشت. شاید هم هابیل قابیل را...

خب این‌ها به ما چه مربوط اصلا؟ اصلا مگر خود تو یاد پيامبرانت نداده‌ای گناه یکی را پای هزار ننویسند؟ پای ده هزار؟ صد هزار؟ میلیاردها؟ یادشان داده‌ای مگر نه؟

اصلا نمی‌شد همان اول یکی بزنی پس گردن ابلیس بیاندازی‌اش به سجده؟

تو که به همه چیز عالمی، نمی‌شد ابلیس را اصلا خلق نکنی؟

حالا این‌ها را نخواستی که نشده، می‌شود لااقل لطف کنی بیایی زمین و ببینی چطور داریم به گناه نکرده توی جهنم زمينت مي‌سوزيم؟!

می‌دانی میان این همه سوختن، فکر سوختن آن دنیا تا چه حد می‌تواند دردناک باشد؟ جهنم آن دنيا، خودمانيم، زیادی بی‌انصافی نيست؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
عالی خانم کشمیری ... اینا همش سوالاییه ک وقتی مردیم جوابشون رو میفهمیم/ ولی شاید اون موقع دیگه دیر شده باشه برای مایی ک تو جهنم دنیا سوختیم و شاید بریم برای سوختن در جهنم آسمان ها _ قشنگ بودع با اجازه کپی ؛)
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی لطف دارین آقای صنعتی:)ممنون از حضورتون:) اختیار دارید متن من دربست در اختیار شما:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
این پروژه رو قبل از این ک تو تخته بگم داشتین یا با حرف من رفتین سراغش :)
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
نه اون موقع من این مطلبو تو صف انتشار داشتم:) همون موقعم گفتم شما مطلب منو لو دادین! به فاطمه سادات منافی هم گفتم اتفاقا:) کلی خورد تو ذوقم:(
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
نمیدونم در برابر متنت چی بگم ...در میان واژگان و کلمات چیزی پیدا نمیکنم تا متنتو توصیف کنم :)))) برات بهترینارو از خدا خواستارم...موفق باشی عزیزم :)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
: عههههههه
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
سلام به فرزانه عزیز دلم:) نظر لطفته:) خوشحالم که خوشت اومده:) منم همون بهترین ها رو برات میخوام:) ایشالا تو رو هم اون بالابالا ها ببینم:) مرسی از حضورت:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
سلام گلم :)سپـــــــاســــــــــــــ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٣
٠
٠
اسمان بار امانت نتوانست کشید //قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند/موفق باشین
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
سلام:) ممنون از حضورتون:) همچنین:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣