نو غزل / شعر
شعری سروده خودم

نو غزل / شعر

نویسنده : A_Emadi

بارها خلوت من عطر تو را شامل شد

و که چون خود نبدي خلوت من مشکل شد

نبدي در نظر و هم نبدي در سر و کوي

کاش مي‌شد که از اين خاطره‌ها غافل شد

و که هر جنبل و جادو که زدم هم نگرفت!

که به عکسي ز تو اين سحر و دعا باطل شد

کاش مي‌شد که تو رخت از دل من برکني و

نه! چو اين نو غزلم سمت تو را مايل شد

کاش مي‌شد که به کينه به تو گويم حرف و 

ز فراغت به جز اين عشق به دل حاصل شد

و که حتما نشود اين غزلم چون «نظري»

تو ولي بين که چو من عاشق تو «فاضل» شد؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
«و که چون» یعنی چی؟
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
"کاش میشد که ازین خاطره ها غافل شد"...خیلی هم زیبا،ممنون و خسته نباشين:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون از شما :)
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
قشنگ بود فقط همین «و که» ها تو ذوق میزد به نظرم:-)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون . "و که" خیلی سپاس از نقدت :))))
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
اینجا به معنیِ : "و دیگر به این خاطر که" استفاده شده :/
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
موفق باشین
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
همینطور :)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام برای منم جالب بود کلا یه جورایی من در آوردی :) موفق باشید
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
کلا شعر یعنی "من درآوردی"! .... حالا بعضی ها درآوردنشون خوب میشه ... واسه من خوب در نمیاد :)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
سلام:طبع شعرتون قوی وعالی است فقط برای سرودن بایدکمی حوصله وصبرداشته باشیدباکمی تفکرکلمه های تکراری کم وواژه های دیگرجایگزین شده وشعرتون زیباترمیشود.برایتان آرزوی موفقیت وسلامتی دارم.
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
:)))
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
قشنگ بود
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
ممنون :)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
زیبا بود
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/١٠
٠
٠
نظر لطفتونه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥