نماینده مجلس!
بررسی موشکافانه یک پیشنهاد مخوف

نماینده مجلس!

نویسنده : محمد عبداللهی

پلیس راهنمایی و رانندگی خودرویی گران قیمت را متوقف کرد. طولی نکشید که افسر پلیس کنار خودرو رسید و گفت: «چه خبره آقا؟! هیچ میدونی چند کیلومتر در ساعت میروندی؟» راننده‌ی خودرو که پشت فرمان هم کت و شلوار پوشیده بود با لحنی پر از غرور گفت: «مگه چی شده؟ میدونی من کی هستم؟  یه نماینده‌ی مجلس!»

افسر پلیس گفت: «شما که قانونگذارید باید بیش از همه به قانون احترام بذارید.»

راننده با نادیده گرفتن حرف افسر گفت: «من نماینده ی مجلسم و هر کاری که بخوام می کنم. کاری هست که بخوای برات انجام بدم؟»

افسر کمی تامل کرد و گفت: «آره... یه کار هست که فقط به دست شما انجام میشه.» راننده با لبخند رضایتی گفت: «بگو، کاری نیست که من نتونم انجام بدم.»

افسر خودش را به گوش راننده نزدیک کرد و گفت: «همسرم چند روزیه که قهر کرده و رفته خونه‌ی پدرش، برای آشتی کردن هم شرط گذاشته که من یه نماینده ی مجلس رو ببرم تا کفشهاش رو توی کوچه لیس بزنه! حالا ترجیح میدی یه نماینده مجلس باشی یا یه راننده‌ی عادی که قراره جریمه بشه؟!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
خدایی اگر به یک نماینده مجلس قانون گریز از این دست این رو بگی؛ می بردت یک جایی که عرب نی انداخت!
ناشناس
ناشناس
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
البته اونایی که بخاطر اینجور حرفا ادم رو میبرن جایی که عرب نی انداخت مطمئنن مجلسی ها نیستن ..کسای دیگن ..خخخخخخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
به خاطر همینه که من همیشه احترام نماینده های مجلس رو دارم. احترام همشون رو!!!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
کاربر ناشناس. منظورتون رو فهمیدم. میخایین سفری داخل گونی داشته باشید؟!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
ینی چی عرب نی انداخت؟؟؟
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
ضرب المثل " آنجا که عرب نی انداخت " معمولا در جایی استفاده می شود که می خواهند سرنوشت نامعلومی را برای کسی توصیف یا ترسیم کنند در دوران گذشته که از ساعت و حساب نجومی در شبه جزیره ی عربستان خبری نبود، وسعت و همواری بیابان و عدم وجود قلل کوه در این منطقه مانع از آن بود که بتوان ساعت و زمان دقیق شب و روز را تعیین نمود و مردم برای انجام مناسک و عبادت های خود ، نمی توانستند که آیا هنوز روز است و یا غروب شده است. کوهی هم که آخرین شعاع خورشید را در قله ی آن بتوان دید در آن حوالی مطلقا وجود نداشت. در آن هنگام افراد مخصوصی بودند که برای آن که معلوم کنند که آیا هنوز اثری از خورشید موجود است یا نه، ان افراد بیرون از آبادی ها نی ها ( یا نیزه هایی ) را تا آن جا که می توانستند به هوا پرتاب می کردند و اگر اشعه خورشید به نیزه برخورد می کرد آن ساعت را هنوز روز و در غیر آن صورت غروب به شمار می آوردند. از آن جا که این " نی پرانی " در بیرون از آبادی و در صحرا و بیابان انجام می گرفت، عبارت " آنجا که عرب نی انداخت " را امروز برای کنایه از جایی که متروک و فاقد آب و آبادی است به کار می گیرند و به جای گفتن " برو به جایی که برنگردی " از آن استفاده می کنند. و با گفتن " رفت آنجا که عرب نی انداخت " ناپدید و گم و گور شدن و یا وخیم شدن وضع کسی را توصیف می کنند.
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
من جای اون پلیس بودم فقط برگه ی جریمه رو میدادم و حرفی نمیزدم. سکوت بهترین کاره:-)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
سکوت چیه؟! سکوت اینجور آدم ها رو جری تر می کنه.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
با این نماینده‌های خسته چیکار دارید آخه؟ بنده های خدا یه گوشه نشستن کاری به کسی و چیزی ندارنن که!! فقط یه آب باریکه ای باشه....
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
بهترین نظر سال!!!
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
و البته دلفین ها پرواز میکنند :) نماینده تو ایران تعریف دیگه ای داره ... اصن یه وضعی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
نماینده ها مثل سکه اند . دو رو دارن. روی اول قبل از رای آوردن هستش . خیلی دلسوز. خاکی . ...اما بعد از رای آوردن دیگه تعریفی نیستن!!!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
اشکال نداره محمد آقا آرزو بر جوانان عیب نیست:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
آره این یه سکانس از فیلم تخیلی در ایران بود. "شاید برای پلیسها هم اتفاق بیافتد!!!"
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
خیلی باحال بودش داستانش... ایول
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
افسانه است و افسون!!!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
وجدانن اونم ترسید و گفت: نه نه همون جریمه تو بنویس که کلی کار دارم؟! آیا این مامور اتکت (همون یارویی که اسم و فامیلشون رو روش نوشته!) نداشت رو لباسش؟ :))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
مهم نیست چی گفته بعدش. مهم اینه که له شده!!! اتیکت داشته ولی ترس نداشته.
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات