عکس دو نفره
#بغض#خیالات#خوشبختی

عکس دو نفره

نویسنده : هادی حسن زاده

وقتی یکی رو دوست داری و میدونی که بهش نمیرسی، تنها کار هر شبت میشه مرور عکس های مجازیش، هر شب هر شب کلی با دیدنش ذوق میکنی. آخه تنها چیزی که ازش داری همینه. اوج لذتش هم وقتی میشه که یه عکس جدید میزاره. با خودت کیف میکنی و میگی وای چقدر این شال آبیه بهش میاد.

هفته بعد که عکسش رو عوض میکنه به لبخندش لبخند میزنی. شب به شب به یاد قدیم و با ساختن کلی فانتزی از داشتنش، روز مرده‌ات رو زنده میکنی. یه شبایی هم یهو توی فکرت میگی میرم جلو ، میرم و کل جرئت و مردونگیم رو به کار می‌گیرم و بهش میگم دوست دارم. درسته که بازم نمیشه ولی باز با خودت میگی اینجوری حداقل تلاشم رو کردم و نشده...

توی این شب های پر فراز و نشیب و پر از تصمیم ها و نقشه های مختلف، همین شب‌هایی که کل توقع‌ات از باهاش بودن همین چندتا عکسه پروفایله. یکهو با یه عکس کابوس‌های هر شبت تعبیر میشه، عکس دو نفره‌ای که تو توش نیستی. واقعیتی که با کلی فکر و خیال و مزخرف از خودت پنهون کرده بودی رو با یه بغض توی گلوت حس میکنی!

نمیتونی بغضت رو بشکنی، نمیتونی گریه کنی، میدونی آخه اون میخنده، خوشحاله، آخه اون، خوشبخته. تو مجبوری توی بغض نداشتنش برای خوشبخت شدنش لبخند بزنی. اصلا شایدم، عشق یعنی توی بغض لبخند زدن.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠٧/٠٤
١
٠
اینجوری حداقل تلاشم رو کردم و نشده...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٧/٠٤
١
٠
عالی بود ...
سید علی
سید علی
٩٥/٠٧/٠٤
٠
٠
بنده سکوت میکنم.باشد که رستگار شویم.(ترجیحا بدون این #خیالات و #توهمات_امروزی)
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٧/٠٤
٠
٠
من میگم وقتی میدونید که نمیشه , همون بهتر که ادم شرمنده ی دلش شه و سکوت کنه . موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات