پول می‌گیرم و به حرف‌هایت گوش می‌کنم!

پول می‌گیرم و به حرف‌هایت گوش می‌کنم!

نویسنده : h_jahanshah

آدم‌هایی هستند که حاضرند پول بگیرند و در کنار دیگران راه بروند و درد دل‌های‌شان را بشنوند.

حتما شنیده‌اید یکی از شغل‌هایی که در کشورهای دیگر وجود دارد و مورد استقبال نسبی هم قرار می‌گیرد، کسانی هستند که سگ‌ها را بیرون می‌برند! یعنی صاحب سگ فرصت رسیدگی به حیوان خانگی‌اش را ندارد و در ازای مبلغی سگ را به فرد دیگری می‌سپارد تا او را بیرون ببرد.

اما چیزی که در این مطلب قرار است به آن اشاره کنیم، احتمالا خیلی خنده‌ دارد!

چاک مک‌کارتی بازیگر است، اما به هر حال به شغل دومی برای این‌که بتواند قرض‌هایش را بپرازد نیاز داشت.

او برای این‌کار سگ‌های دیگران را بیرون می‌برد، اما بعد از مدتی متوجه شد که تنها وظیفه گردش این سگ‌ها را بر عهده ندارد، باید آن‌ها را تمیز نگه دارد و اگر به چیزی نیاز داشتند هم فراهم کند که اصلا از این موضوع راضی نبود. از همین رو به دنبال کار جدیدی می‌گشت. در همین حین چاک ایده‌ای به ذهنش می‌رسد و با اینکه به نظر مسخره می‌رسد، اما او تصمیم گرفت کنار آدم‌ها راه برود! او به دیگران این پیشنهاد را می‌دهد که در ازای مبلغ ۷ دلار برای هر مایل (کمی بیشتر از یک کیلومتر) کنار آن‌ها راه برود، به حرف‌های‌شان گوش می‌کند و اگر بخواهند با آن‌ها مکالمه هم داشته باشد.

چاک حتی لباسی را برای این شغل طراحی کرده و به گفته خودش آن را بر تن می‌کند و در خیابان‌های لس آنجلس راه می‌رود تا مشتری‌اش را پیدا کند. البته او تبلیغات مختلفی را در فضاهای مجازی هم داشته و از این طریق هم مشتری‌های مشخص شده‌ای برای خودش دارد. نکته‌ای که جالب به نظر می‌رسد این است که این شغل مورد توجه قرار گرفته و علاوه بر چاک افراد دیگری در بخش‌های مختلف ایالت مشغول همین کار هستند؛ به نظر می‌رسد آدم‌ها از اینکه یک غریبه کنارشان راه برود و برایش بدون دغدغه صحبت کنند، احساس خوبی دارند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
یا خدا .. :|
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠١
٠
١
این اقاهه چه قیافه ضایعی داره، کی میاد با این، راه بره؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات