دیوانه شدن کار عجیبی هم نیست...
شعری سروده خودم

دیوانه شدن کار عجیبی هم نیست...

نویسنده : s_mohsen

جانا بنشین حرف دل اغاز بکن / یخهای همین فاصله را باز بکن

هی حرف بزن توطئه کن راه بیا / من میخرم ای جان تو فقط ناز بکن

هی روسریت را بتکان وقت نماز / یک آیه بخوان زیر لب از سوره ناز

تا صبح شوم غرق همین بندگیت / هی بو بکشم عطر تو را از سر آز

بانو تو که چشمان مرا میدیدی / هر لحظه شکوفه‌ای ز قلبم چیدی

آری تو بگو برای من هم جا هست / یک گوشه قلب تو به جای عیدی؟

بنشین دو سه تا شعر برات گفتم / یک شعر هم از صدای پایت گفتم

دیوانه شدن کار عجیبی هم نیست / وقتی که درون اینه به جایت گفتم:

میخواهمت انکار برایم سخت است / پوشیدن  افکار برایم سخت است

شاید بروم یک دو قدم بی تو ولی / با این دل بیمار برایم سخت است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
«من میخرم ای جان تو فقط ناز بکن» قشنگ بود :-)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
اره مرتضی جان شما فقط ناز کن:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
به به . عالی :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
به به مهندس:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
قشنگ بود آقای محسن ، تو بیت هفتم فکر می کنم(( برایت ))را برات نوشته بودید .اگر هم خبری هست مبارکا باشه :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
اره برایت درسته:)خبرم که خبر سلامتی:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
بسیار زیبا :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
:))
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
احسنت لذت بردم
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٥
٠
٠
ممنون:)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
عالی بود آقا محسن... خیلی شعرای شما خوبن
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنون سجاد خان لطف داری:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود... تازگی به کسایی که شعر میگن خیلی حسودی میکنم :( البته غبطه است ها! :دی
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنون:))...اصن منم به متنای شما حسودیم میشه! :دی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
اا بلاخره صلح کردین :))) . " هی حرف بزن توطئه کن راه بیا / من میخرم ای جان تو فقط ناز بکن" خیلی خوب بود مثل همیشه :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
بگیر نگیر داره سیماش!گاهی قطع و وصل میشه!باز منتظر یه زد و خورد باشین!خخ
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات