جمعه سیزدهم رجب سال سی عام الفیل، انسان از این‌جا آغاز می‌شود. فاطمه نه ماهه باردار است و درکنار کعبه ایستاده و زیر لب زمزمه‌هایی می‌کند، دیوار کعبه شکافته می‌شود و خداوند به استقبالش می‌آید و عشق از همین‌جا آغاز می‌شود.

در آغوش خدا به دنیا می‌آید، نه قبل و نه بعد از او هیچ کس «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ» در کعبه نشده بود، او از ازل بوده از همان هبوط آدم که ندای «لولاک یا محمد ما خلقت الأفلاک ولولا علی ما خلقتک ولولا فاطمة ما خلقتکما» در زمین پیچیده شد.

کودکی‌اش را به اجبار فقر خانه پدری در خانه نبی می‌گذراند، همان جا است که با «لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ» آشنا می‌شود و  در کنار بنده‌ای که به تعبیر خداوند «لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة»  است، رشد می‌کند و تعلیم می‌یابد.

آنگاه که نبی از سوی پروردگارش امر می‌شود: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» او هم همراه پیامبرش می‌ایستد و ندای «قولوا لا اله الله تفلحوا» سر می‌دهد.

کار رسالت که بالا می‌گیرد نبی خویشان خود را به ندای «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»  فرامی‌خواند، در آن جا هم  اوست که تنها یار و یاور پیامبر است، اوست که برای محمد(ص) می‌شود «أنت مني بمنزلة هارون من موسى».

پس از گذر از سختی‌های دوران تبلیغ و زندگی طاقت فرسا در شعب ابی طالب او که همواره مطیع و گوش به فرمان رهبر خود بوده است، نخستین بار مورد آزمایش قرار می‌گیرد؛ مشرکان که از پیشرفت اسلام به خشم آمده بودند کمر به قتل نبی بستند اما غافل از آن که: «وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»   پیامبر به اذن خداوند از نقشه کافران آگاه می‌شود و تصمیم به هجرت می‌گیرد، این‌جاست که او جانش را در راه رهبرش به خطر می‌اندازد و «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» و در بستر پیامبر می‌خوابد.

سال دوم پس از هجرت یار و برادر پیامبر دامادش هم می‌شود و بعد از این است که برای گسترش مرزهای توحید  زبانش در خانه و ذوالفقارش  در میدان نبرد مصداق «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» است.

سال دهم هجرت آفتاب عمر نبی کم‌کم رو به پایان است، در هنگامه آخرین سفر حج و روز غدیر  دستی که بالا می‌آید همان «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» است که تا ابد الدهر بر سر جهانیان است. در غدیر «من کنت مولاه  فهذا علی مولاه» کل جهان را فرا می‌گیرد و  چه کسی بهتر از او می‌تواند جهان را رهبری کند؟

او همان سوره انسان و انسانیت است از «هَلْ أَتَى» که انسان چیزی نبود بگیر تا «ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً وَأَسِيرًا» آنگاه که به مقام رضا برسد.

اصول و فروع دین علی است؛ او همان «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» است. همان که رکوعش: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون» است و  سجده‌اش «فزت و رب الکعبه».

علی مظلوم نیست او ظلم ناپذیر است، علی تنهاست که اگر نبود درد و دل‌هایش را با چاه نمی‌کرد. مرثیه‌های که بر مظلومیت مولا می‌خوانیم را باید برای خودمان بخوانیم، روزگار برای علی هنوز هم همان کوفه است. قرآن صامت‌مان را که گذاشتیم روی طاقچه تا مبادا کسی دستش بزند چه بر سر قرآن ناطقمان آوردیم؟ ما داریم کدام علی را می‌شناسیم؟ همان که تمام  اسلام بود؟ یا همان که احساس می‌کنیم حقش را خوردند و دم نزد؟

بس است دیگر این همه مرثیه سرایی. اشک‌هایت را پاک کن و سرت را بالا بگیر. دنیا به انسانیت علی، به عدالت علی، به رافت علی نیازمند است، وقتش رسیده است که عالم به علی و یارانش افتخار کند.

کفش‌هایت را بپوش و آماده باش، سلاحت را هم خود امام تامین کرده،  وضویت را بگیر و رو به قبله بایست. و بخوان و بخوان به نام خدای علی کتاب علی را...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٠
عِبادَاللّهِ، الاْنَ فَاعْمَلُوا وَالاَْلْسُنُ مُطْلَقَةٌ، وَ الاَْبْدانُ صَحیحَةٌ، بندگان خدا، اکنون عمل کنید که زبانها باز، و بدنها سالم، وَالاَْعْضاءُ لَدْنَةٌ، وَالْمُنْقَلَبُ فَسیحٌ، وَالْمَجالُ عَریضٌ، و اندامها فرمانبردار، و عرصه گاه کوشش و آمد و شد وسیع، و جولانگاه عمل پهناور است، قَبْلَ اِرْهاقِ الْفَوْتِ، وَ حُلُولِ الْمَوْتِ. فَحَقِّقُوا عَلَیْکُمْ نُزُولَهُ، پیش از آنکه فوت شتابان در رسد، و موت بر شما وارد شود. آمدن مرگ را حتم بدانید، وَ لاتَنْتَظِرُوا قُدُومَهُ. و (بى کار) به انتظار آن ننشینید. کتاب شریف نهج البلاغه /خطبه 187» عیدت مبارک
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
ممنونم مرتضی جان . آیه هایی که آوردی تکمیل کننده حرفای من بود سپاسگزارم
ساده
ساده
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
:-)
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام خیلی هم خوب ؛ انشاا... بشه واسه تنهای زمانه خودمون جبران کنیم اللهم عجل لولیک الفرج
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
احست آقا سامان. یاد نوشته های سه چهار سال پیش خودم افتادم. نوشته هایی که توش پر بود از آیات و روایات. خیلی زیبا بود. اجرتون با امیر المؤمنین
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
سلام . آمین
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
ممنونم جناب نادری تمام تلاشمو کردم امیدوارم مورد قبول حضرت امیر قرار گرفته باشه . یک انتقاد : به نظر من جیم تو روز عید غدیر کم کاری کرده و میتونست حداقل یکی از مطا لب مرتبط با این روزو بنر کنه . امیدوارم این کم کاری تو شماره این هفته تون جبران بشه
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید ... خیلی عالی و ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦