دستی که خدا بالا برد

دستی که خدا بالا برد

نویسنده : تبارک منصوری

ﻧﺒﻮﺕ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﻭﻻﯾﺘﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ، نعمت‌ها ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻤﺎﻝ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﮔﺸﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻧﻌﻤﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ، ﮔﻮﯾﯽ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺭﯾﺪﻥ ﮔﺮﻓﺖ. ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻠﻨﺪ مرتبه «علی» ﺍﻗﺘﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺪﻭﻡ ﻣﺒﺎﺭﮐﺶ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﮔﻮﯾﯽ ﻏﺪﯾﺮ ﺧﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺯﻣﯿﻦ شد ﻭ ﺯﻣﺎﻥ از حرکت ایستاد، ﻭ ﺑﺎﻟﻬﺎﯼ ﻣﻼﺋﮏ ﻓﺮﺵ ﺭﺍﻫﺶ گشتند ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﺯ ﻣﮑﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ.

ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﻥ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻭ ﺧﻼﯾﻖ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺵ رام شدند و خاشع. ﻋﺮﺷﯿﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻮﯾﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺭﻭﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺣﺴﻨﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﯾﺪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﮔﻮﯾﺪ.

ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ﺹ) ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺩﺳﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻋﻠﯽ(ﻉ) ﺗﺎ ﻋﺮﺵ ﺍﻋﻠﯽ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﻼﺋﮏ ﻭ ﺳﮑﺎﻥ ﺍﻟﺴﻤﺎﺀ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﻌﺖ ﺑﺴﺘﻨﺪ. و ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺳﺠﺪﻩ‌ﺍﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ شد ﮐﻪ ﻋﻠﯽ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ زمین می‌شود. ﺳﺠﺪﻩ‌ﺍﯽ ﺍﯾﻨ ﺒﺎﺭ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ. ﺳﺠﺪﻩﺍﯼ ﺑﻪ ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺴﻠﻬﺎ .

ﻭ ﻋﻠﯽ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﻻﯾﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺗﻬﺎﯼ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﮐﻪ ﻭﻻﯾﺖ ﻋﻠﯽ ﻭﻻﯾﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻮﻝ ﻭ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ .

ﯾﺎ ﻋﻠﯽ، ﻭﻻﯾﺖ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ «ﻋﺮﻭﺓ ﺍﻟﻮﺛﻘﯽ» ﻭ «ﺣﺒﻞ ﺍﻟﻤﺘﯿﻨﯽ» ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻤﺴﮏ ﻣﯽ‌ﺟﻮﯾﯿﻢ ﻭ ﺍﻧﻔﺼﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ.

ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﮕﺎﻫﺖ ﭘﺸﺖ ﭘﺎ ﺯﺩﻧﺪ. ﺗﮑﺒﺮ ﻭﺭﺯﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺩﯾﺪﻧﺪ. ﻭ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺼﺪﺍﻕ «ﻋﺎﺩ ﻣﻦ ﻋﺎﺩﺍﻩ...» ﻭ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻗﺮﺏ ﺍﻭﻟﯿﺎﺀ ﺍﻟﻬﯽ .ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻭﻻﯾﺖ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﻭ ﺣﺴﻦ ﺧﺘﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ.

«ﺍﻟْﺤَﻤْﺪُ ﻟِﻠَّﻪِ ﺍﻟَّﺬِﯼ ﺟَﻌَﻠَﻨَﺎ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻤُﺘَﻤَﺴِّﮑِﯿﻦَ ﺑِﻮِﻻَﯾَﺔِ ﺃَﻣِﯿﺮِ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﯿﻦَ ﻭَ ﺍﻟْﺄَﺋِﻤَّﺔِ ﻋَﻠَﯿْﻬِﻢُﺍﻟﺴَّﻼَﻡ»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
اوف... خیلی سنگین بودش ها :). عیدتون پساپس مبارک
تبارک منصوری
تبارک منصوری
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
تشکر ،عید شما هم مبارک
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
خانم منصوری بسیار زیبا بود. اجرتون با امیرالمؤمنین
تبارک منصوری
تبارک منصوری
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
لطف دارید...تشکر
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
سوگند میخورم که نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشتست ... عالی خیلی ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات