می‌خواهم از این پس همه از عشق بگویم!
مصاحبه اختصاصی جیم با محمد علی بهمنی مرد غزل ایران

می‌خواهم از این پس همه از عشق بگویم!

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

زینگ... زینگ... زینگ... زینگ...

+جناب بهمنی؟! تشریف ندارید؟ 

- سر آن ندارم امشب میزبان کسی باشم

چراغ را خاموش می‌کنم

کسی در خانه نیست

+ استاد می‌بخشید اما من از قبل با شما هماهنگ کردم. خودتان قبول کردید. فرمودید نمی‌توانید تشریف بیاورید من خدمت رسیدم.

- سر آن ندارم امشب میزبان کسی باشم

چراغ را خاموش می‌کنم

کسی در خانه نیست

+ بله استاد. متوجه شدم. منتهی جسارتاً فکر می‌کنم قرارمان را فراموش کرده‌اید. من از قبل با شما وقت مصاحبه گرفتم. فکر کنید... حتماً یادتان می‌آید. 

- میهمانی خواهم از ویران‌ترین دل تا شبی

میزبان او شوم در خانه مفروش چشم

+ سلام استاد. اختیار دارید. ممنونم با این‌که سرتان بی‌نهایت شلوغ بود قبول کردید که گفتگویی با هم داشته باشیم. به‌به.. چه حیاط باصفائی هم دارید. اگر اجازه بدهید همینجا بنشینیم و گفتگو را آغاز کنیم.

- حیاط ما یه غربیل

باغچه ما یه گلدون

خونه ما همیشه 

منتظر یه مهمون

+ شرمنده نکنید استاد. خیلی ممنونم از مهمان نوازی شما.

- تعارفیت به قلیان نمی‌کنم، دودی ست

که روشنش به یقین با زغال غم کردند

+ استاد! کسی حرف از قلیان نزد که! من اصلاً اهل این حرف‌ها نیستم به جان خودم. یک لیوان آبمیوه هم در این هوای گرم باشد من راضی‌ام!

- دو استکان بنشین رفع خستگی خوب است

دوباره در دلم انگار چای دم کردند

+ چای هم خوب است. مرسی.

 - بیا تا با هم از این کم بنوشیم

به یاد هم چرا؟ با هم بنوشیم

+ بله... بله... با هم. خیلی هم بهتر است.

- بیا دیگر مجالم نیست زین بیش

قناعت کن به برگ سبز درویش

+ چشم... چشم... خدمت می‌رسم الآن. ولی استاد دوستان می‌گفتند دست و دل بازتر از این حرف‌ها هستید که؟!

- خسیس نیستم اما به اهل ذوق ببخش

غزل غزل همه یاد و یادمانم را

+ اختیار دارید استاد. اصلاً چای هم از دست شما تفاوتی با یک آبمیوه دلچسب ندارد. بگذریم... اگر اجازه بدهید و سراغ اصل گفتگو. شنیده بودیم که یک مدت در بیمارستان بستری بودید؟ در حال حاضر در سلامتی کامل به سر می‌برید انشاءالله؟

- باور کنید حال و هوایم مساعد است

این شایعات شیوه بعضی جراید است

+ جدی؟! یعنی شایعه بوده و شما بیمار نبودید؟

- بدجوری دلواپس حال خودمم چیکار کنم؟

دردی دارم که با دوا والا مداوا نمیشه

+ استاد ناراحت‌مان کردید واقعاً. جسارتاً امکانش هست بفرمایید که چه مشکلی برایتان پیش آمده بود؟

- دلم گرفته، به خود قول داده‌ام اما

برایتان ننویسم چه با دلم کردند

+ چرا استاد؟ خب به ما هم بگویید.

- چه می‌کاوی ای دوست در چند و چونم

جوابی نمی‌گیری از آزمونم

مرا مثل یک عکس با خود نگهدار

چه کارست دیگر تو را با درونم؟

+ جسارت نکردم استاد. اما مخاطبان شما و اشعار زیبایتان حتماً نگران حال شما هستند. برایشان مهم است که بدانند حال غزل ایران چگونه است!

- تنها و دلگرفته و بیزار و بی‌امید

از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام

+ همه ما امیدوار هستیم که به زودی زود حال دلتان رو‌به‌راه شود.

- مدتی دلم با هیچ حرفی دیگه وا نمیشه

خیلی دلم وا شدنُ و دوس داره اما نمیشه

+ به هر حال همه ما برایتان در همه حال آرزوی صحت و سلامت کامل داریم. اصلاً اگر موافق باشید فضای سوال‌ها را عوض کنم. بفرمایید بگویید که چرا اکثر مردم شما را با غزل‌هایتان می‌شناسند. این ارادت شما به غزل دلیل خاصی دارد؟

- تغزل لهجه عشق است و با هر گویشی گویاست

+ رابطه شما با شعر نیمایی چطور است؟

- جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی ست

در آیینه تلفیق این چهره تماشایی ست

+ بله. حتماً تماشایی است. مخصوصاً که شما از سنین پایین هم با دنیای شعر و شاعری اخت شدید و به حتم تجربیات گران‌بهایی دارید. راستی استاد! خانواده شما در مقابل این قضیه که از سنین پایین شروع به شعر گفتن کردید جبهه‌گیری خاصی نداشتند؟

- پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم

شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده‌ام

+ خودتان چه فکر می‌کنید؟ دنیای شعر و شاعری برای خودتان چگونه است؟

- من ولی فکر می‌کنم هستم

خاصه وقتی که شعر می‌گویم

درکم این است شاعری یعنی

یک نفر ذوق دردسر دارد

+ آیا از این به بعد هم شاهد اشعار زیبای شما خواهیم بود؟

- می‌خواهم از این پس همه از عشق بگویم

یک عمر عبس داد زدم بر سر بیداد

+ بسیار هم عالی. اشعار عاشقانه شما همیشه لذت بخش بوده‌اند. استاد حرف پایانی را هم می‌گذارم به عهده خودتان. اگر حرفی دارید بفرمایید.

- حرفی برای گفتن اگر بود

دیوارها، سکوت نمی‌کردند

+ یعنی چیزی نمی‌خواهید بگویید؟

- من در این سکوت

بارها برایتان

شعر گفته‌ام

شعر خوانده‌ام

 حرف تازه‌ای به خاطرم نمی‌رسد

ورنه با تو حرف میزدم!

=======================

پ.ن: احتمالا در همان ابتدا متوجه شده‌اید ولی محض احتیاط باید عرض کنم که این مصاحبه خیالی بود و جواب‌ها همه از سروده‌های استاد محمد علی بهمنی انتخاب شده بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
خییییلی عالی بود محبوبه جان لذت بردم. واقعا خسته نباشی داره تلاشت :))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
مرسی فائزه، مرسی انرژی دادی :))
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
بسیار هم عالی و جواب های به جایی هم بود:) خسته نباشید:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
لطف داری مائده جان. تشکر :))
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
اونجا که حالشونو پرسیدید گفتند:با همه ی بی سر و سامانی ام //باز به دنبال پریشانی ام.
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
اینم میشد،منتهی به نظرم اونی که من نوشتم بیشتر به فضای کلی گفتگو میاد :)):-D
mhv
mhv
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
هم خوش قریحه گی داشت هم فان بود و هم حس طراوت داشت:)) یک مشکل کوچیک هم بود که در ده تا از سوالاتتون کلمه «استاد» آورده بودین.
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
راست میگین، چه زیاد شده! تازه دو تا دیگه هم هست!😓😅 مرسی. برای دفعات بعد حتما بیشتر دقت میکنم. :)))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود. شعرخوان نیستم در کل... باید یکم رو خودم کار کنم. شعر هم چیز خوبیه :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
مرسی. به نظرم هرازگاهی بخون فرانک. بعضی وقتا خیلی حال خوب کن ه :)))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
خانم عظیم زاده عالی بود ... به نظرم یه مصابحه هم با جناب حافظ ترتیب بدین :)))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
حرفتون من و واداشت به تصور یک گفتگوی واقعی... !!! ممنون. نوش جان :))
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
عااالی بود اصلا اولش فکر کردم واقعا مصاحبه کرده جیم با ایشون بعد که اومدم داخل کلی خندیدم و حال کردم با خوندن مطلب :)) شعر های آقای بهمنی عالین ... ممنون بابت این مطلب خوب :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
ممنونم ازت خاتون. انشالله یه سری ورژن واقعیش :))))
آلاء
آلاء
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٠
جالب بووووود!:)))))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
نوش جان :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٠
از دست تو محبوبه ! با خودم گفت این بنده خدا چطوری انقد سریع بیت ها رو جور می کرده :))) کار جالبی کرده بودی :) مثل همیشه درجه یک محبوبه جان :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
قربون داداش! :-D :-D :-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨