حق همسایگی / شعر

حق همسایگی / شعر

نویسنده : h_danesh

همسایه‌ی خوب واحد فوقانی // تو سبزتر از برگ گل بستانی

پا بر سر من داری و من هم هستم // شرمنده‌ی روی واحد تحتانی

چون فاصله‌‌ی من و شما یک سقف است // از خواب که می پرم تو هم می‌دانی

هر گاه که کودک گل‌ات می گرید // چشمان من از غمش شود بارانی

از برکت حسّ همجواری اما ناچار // اخبار شنیده می‌شود پنهانی

از بوی خوش آب و هوا می فهمی // همسایه‌ی گشنه می‌خورد بورانی

هرگاه که محفلی و سوری برپاست // یا خانه شده است مجلس مهمانی

خوش می گذرد به ما و لیکن شاید // حال زن همسایه بود بحرانی

نادیده گرفتن حقوق مردم // خود هست نمونه‌ای ز بی وجدانی

اکنون که به جبر روزگاریم همه // در هجمه‌ی آهن و بتن زندانی

خوب است که خلق و خوی هامان نشود // بی روح و سیاه و مرده و سیمانی

حق آنکه من و شما مقید باشیم // در فکر و عمل به شیوه‌ی انسانی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٥
١
٠
قشنگ بود و تلخ:-) با دیوارهای امروزی یواش هم حرف بزنی همه میفهمن چی میگیم:|
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٧/٠٥
١
٠
کاش فقط حرف زدن ها رو متوجه بشن :|
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٥
١
٠
قشنگ بود ..ممنون
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
بسیار ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٧/٠٨
١
٠
سلام برشما:بسیارعالی است.واقعیت دردناک جامعه اشکوبه نشین امروزی.خیلی خوب گفته اید.فقط بیت۵مصرع اول:(ازبرکت حس همجواری»اما«ناچار) اما اضافه است.حذف شودوزن بهترمیشود.باعذرخواهی.زنده وپاینده باشید
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
سلام عرض سپاس از حسن ظن تان به عرض می رسد نظرتان متقن است لذا باید به این شکل اصلاح شود: از برکت حسِّ همجواری ات هم حتما // اخبار شنیده میشود پنهانی با تشکّر
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات