ماه که کامل شد آن را به ریسمانی از ستاره‌های نقره‌ای متصل می‌کنم؛ از آسمان اجازه می‌گیرم  و مهتاب را میهمان زمین می‌کنم و می‌پرسم: چند هزار ماهه شده‌ای؟ خسته نشدی از این همه گردش؟! هی مهتاب می‌شوی و باز هلال و باز... تکرار مکررات!

تو و خورشید دست به دست هم داده‌اید و زمان، طلایی‌ترین امکان که زندگی را به آدم‌ها ارزانی می‌کند را وادار به حرکت می‌کنید! زمان را پیر کرده‌اید، اما فرسودگی در آفرینش شما وجود ندارد!

حسرت زمان مرده و اضطراب زمان هنوز نیامده، از دغدغه‌های همیشگی آدم‌هاست و بازگشت به گذشته و پیش بینی آینده از آرزوهایشان!

 ماه گفت: من و خورشید تا به حال همدیگر را ندیده‌ایم، البته که او از من قدرتمندتر است و انرژی گرمابخشش لازمه حیات موجودات است، اما من هرگز حسرت او را نخورده‌ام، چون ایمان دارم هر ذره‌ای در آفرینش خداوند، مکمل ذره دیگر است. «حسرت» یک جور بی‌اعتمادی به خالق است.

 ریسمان ستاره‌ها از هم گسست و ماه به آسمان رفت و ستاره‌ها هم. کاش من هم می‌توانستم همراه‌شان بروم! می‌بینید حسرت ما آدم‌ها تمامی ندارد!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
زیـبا :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
مرسی از شما و کلیک حضورتون:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
واقعا..... همه ی جهان هستی یه جورایی مکمل همن تا این چرخش همچنان ادامه داشته باشه ممنون از مطلبتون :))
f_yazdi
f_yazdi
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
خواهش میکنم؛مرسی که خوندینش.ممنون از کلیک حضورتون:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
نوشته زیبایی بود :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
ممنون جناب بزرگواری:)حجم کامنتها خیلیییییی زیاده،من برم تو افق محو شم :/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
خخخ :)) ... ناگفته نمونه که منم دلم براتون سوخت ، کامنت گذاشتم :)))
f_yazdi
f_yazdi
٩٥/٠٧/١٥
٠
٠
دستتون درد نکنه :/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/١٦
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات