«مامان من میخوام پیش شما بخوابم.از آدم بَده میترسم.»

بچه که بودم این جمله را زیاد می‌گفتم؛ یعنی راستش فکر می‌کنم همه بچه‌های دنیا حداقل یکبار این را گفته‌اند. حتی پسرها که شجاعند و گریه نمی‌کنند، مثل مردها، که من نمی‌دانم چرا نباید گریه کنند.

تصورش را بکنید کسی باشید که پسرهای شجاعی که گریه نمی‌کنند هم از شما بترسند و دختر بچه‌ها با اسم‌تان زَهره‌شان بترکد. تصور کنید «آدم بَده»اید. همان آدم بده که دروغ می‌گوید، نامردی می‌کند، عاشق جنگ است و می‌خواهد همه خوبی‌ها را تسخیر و به بدی تبدیل‌شان کند.

دردناک است. بچه‌های دیروز و نهایتا پریروز، که تا آن حد از دروغ گفتن و نامردی کردن و عاشق جنگ و بدی بودن می‌ترسیدیم، حالا شده‌ایم یک جماعت آدم بزرگ که دروغ می‌گوییم، نامردی می‌کنیم، گاها بدمان نمی‌آید جنگ راه بیاندازیم و بعضی خوبی‌ها به نظرمان مسخره‌اند.

شده‌ایم یک مشت «آدم بَده»، که نمی‌دانم به قصد تسخیر کدام خوبی باقی مانده و به راه انداختن کدام جنگ به راه نیفتاده، گوشه گوشه‌ی این کُره‌ی لَم یَزرَع -که هر چه خوبی در آن میکاری سبز نمی‌شود- پراکنده شده‌ایم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
بسیار زیبا _ تیتر عالی.////ممنون
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
لطف دارید:) ممنون از شما و حضورتون:)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
نمیدونم چرا ولی یاد این بیت افتادم نا خود آگاه : ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن خیری ندیده ایم از این اختیار ها ...
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
خیری ندیده ایم ازین اختیار ها..واقعانم...خیلی به جا بود:)مرسی که اینجایی:)
paariss
paariss
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
" ک هر چ خوبی در آن میکاری سبز نمیشود":)))
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
سبز نمیشه دیگه...مرسی از حضورت... :)
151
151
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
اصلأ شبیه بچگی هامون نیستیم :|
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
اصلا... انگار یه عده آدم دیگه ایم... ممنون از حضورتون:)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
هعییییییییییی آخ گفتی گلی:): عالی بود جانم ...!!!
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
واقعا هم هعیییی....عالی تو و حضورتین عزیزم:)))
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود بعد از چند ماه فک کنم 😀متداوم باشین
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون:) بله چند وقتی نبودم:)ممنون:)و دوباره ممنون از حضورتون:))
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٧/٠٢
٠
٠
مثل مردها، که من نمی‌دانم چرا نباید گریه کنند.؛گریه غرور م و به هم میزنه/// مرد برای رفع دلتنگی هاش گریه نمیکنه قدم میزنه(احسان خواجه امیری) خوب بود موفق باشین
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٢
٠
٠
من اگه بدونم شما آقایون با این مدل غروراتون به کجا قراره برسین خوشحال میشم:) ممنون از حضورتون:)
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٧/٠٢
٠
٠
هر چه بگندد نمکش میزنند وای از ان روز که بگندد نمک؛ مردم که گریه کنه که همه ی خونواده تو دلشون خالی میشه ؛ بعضی چیزا رو کلا شما خانوم ها متوجه نمیشین ؛ موفق باشین
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٣
٠
٠
شاید... ممنونم:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠