ته ته دلخوشی‌ها...

ته ته دلخوشی‌ها...

نویسنده : shamim_mostafazadeh

می‌دونی؟ یه ظهر جمعه تابستونی رفتیم جاغرق و تخت کنار آبشار نشستیم و جوجه کباب خوردیم با کره محلی و ته دیگ زعفرونی دوبل. عصرشم رفتیم بستنی بخوریم. از این بستنی میوه‌ای‌ها. البته فقط اسمش میوه‌ای بود چون اسکوپ‌هایی که انتخاب می‌کردم همشون طیف نسکافه‌ای و قهوه‌ای و شکلاتی و کاکائویی داشتن. بعد خوردن اسکوپ‌های سرد و مطبوع مغزدار رفتیم خرید. یه پیراهن خوشگل خال خالی خریدم که خال‌های ریزش روی چین‌های دامن، بیشتر با آدم حرف می‌زد. و بعدشم لواشک کیوی کنار جاده، می‌دونی؟ توی اون سال‌ها ته ته ته دلخوشی من همین ظهرهای جمعه بود که با چندتا عکس کنار آبشار و شکلک پشت عروسک‌ها و مجسمه خلاصه شد. اما الان ته ته دلخوشی‌های خیلیا معلوم نیست ...

آدم باید بفهمه ته ته ته دلخوشیش چیه، یه وقتایی انقدر بزرگ و مهم میشیم که ته ته دلخوشی هامون یادمون میره .

کاش یادمون نره... ترافل‌های رنگی بستنی‌ها همون ترافل‌های قدیمه ،. کاش یادمون نره سیب زمینی‌های سرخ کرده مامان همون قدر ترد و وسوسه انگیزه، کاش یادمون نره خامه‌های کیکی که روشو ناخونک می‌زدیم همون خامه‌های شیرین و نرم قبلاهاست، این ماییم که عوض شدیم، نه «حال خوب کن» هامون .

ته ته دلخوشی‌هاتون چیه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
ته ته دلخوشی من یه کتاب جدیده یا یه آهنگ جدید که از رستاک حلاج دانلود کنم یا یه شعر که از مصطفی مستور یا حسین غیاثی بخونم یا یه بسته شکلات تلخ:) نوشته ت آدمو تکون میده،مرسی:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٧
٠
١
منم همینایی که گلبرگ جون گفت ولی ورژن خارجی!
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
:) گلبرگ" جون "خوبه لیلی ولی راحت باش:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
با گلبرگ جون هم راحتم:)ولی برای راحتی شما میگم گلبرگ خوبه؟
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
داشتم میگفتم که ته ته دلخوشی من / تو این ایام شلوغ کار و درس شده گوش کردن به دو تا اهنگ/California high&million miles و جالب اینکه هر دو خواننده اون قسمت high را خیلی با احساس میخونن. مث رها شدن و ازادی بی حد و حصر
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
هر چی دلت می کشه بگو لیلی.منو گل گلی هم صدا میزنن! برام فرق نداره:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
الان من باید اتفاق محشری ک قبلا برام اتفاق افتاده و هرگز از زهنم خارج نخواهد شد رو بنویسم ( مثل شما ) یا اتفاقی ک میخام یه روزی برام اتفاق بیافته و بعدش دیگه کاملا دلخوش خواهم بود ؟
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
*ذهن! از نمره املای دبستانتون بپرسم جزو خط قرمزاتون که نيست؟
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
غلط ناشی از بی اعصابی و بی حوصلگی است ... لطفا غلط نگیرید مرسی اه /
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٧
٠
١
واقعا ایراد خوبی بود به متن!:)
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
لطفا اشتباه نوشتن همچین کلمه ای رو گردن اعصاب گردن شکسته تون نندازيد.مرسی اه:)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
مشه ب جای این حرفا جواب مو ره بدن؟
شمیم
شمیم
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
با سلام . هر دو موردش ... مقصود صحبت همان ته دلخوشی هاست . هم در گذشته و هم در آینده :-) و البته بهتر بگم .... دلخوشی های حال الان
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
کتاب~_~موزیک بی کلام~_~گلدون~_~شکلات سنگی~_~سیب زمینی سرخ کرده@.@ساعت~_~روسری های رنگی رنگی~_~لواشک و الوجه وقروقروت~_~کتاب فروشی رفتن و ذوق کردن^_^و..ببخشین دیه ته ته دل خوشی هام خیلی زیادن: )دی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام منم با نظر مریم سادات جون خیلی خیلی موافقم مخصوصــــــا با لواشکو آلوچه و گشتن لای قفسه های کتابخونه و کلـــــــی ذوق کردن .. مرسی از متنت:)قلمت مستدام:)))
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
جاغرق کجاست دقیقا؟
zi_kh
zi_kh
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
مطلب جالبی بود. یه سری اتفاقا میتونه واقعا حال آدمو خوب کنه اما بنظرم نشه اسمش رو دقیقا گذاشت «ته دلخوشی». نکته دیگه هم اینه که اتفاقای حال خوب کنِ زندگی آدم هم از یه جایی به بعد عوض میشه اما خاطره هاش شیرینن
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
ته ته دلخوشی من اتاق شلوغ و بهم ریخته ی کوچیک آبیمه.خیلی دوستش دارم!همیشه حالمو خوب میکنه.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
مطلب جالب و خوندنی بود :) ... راستی یادتون باشه معمولا ته دیگ های زعقرونی رستوران هارو با رنگ درست میکنن نه زعفرون :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤