خندوانه، دورهمی، کمپین‌های سازنده یا نقد اجتماعی

خندوانه، دورهمی، کمپین‌های سازنده یا نقد اجتماعی

نویسنده : h_rastegar

خیلی وقت است که عادت کردیم به نقد کردن اجتماع. همه این کار را می‌کنیم. توی همه برنامه‌های تلویزیون هم همین کار را می‌کنند. حتی سریال مسافران (به کارگردانی رامبد جوان) هم تا حدی همین بود. کمتر برنامه‌ای برای تغییر ایجاد شده بود. یکی از کارهای جدیدی که به طور جدی با خندوانه شروع شد کمتر شدن رنگ نقد اجتماعی بود. به جای آن بیشتر کمپین‌هایی رو می‌بینیم که مستقیما دعوت می‌کند به کار درست، خواندن کتاب، ساختن دکور با زباله‌های بازیافتی. درخواست‌هایی از مهمان‌ها برای انجام یک کار خوب.

اما خیلی‌ها هنوز دورهمی را ترجیح می‌دهند. بهتر است فقط نقد کنیم و چه بهتر که به آن بخندیم. تا دردش کمتر شود. آخر تغییر سخت است. مخصوصا این‌که بخواهد ما را تغییر بدهد و بهترمان کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/٢٧
١
٠
دید جالبی بود، آفرین به این نگاه... بعد از خوندن این متن بیشتر خندوانه رو دوست دارم.
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٦/٢٧
١
٠
ممنون که خوندید. فکر می کنم سئو جیم خیلی بد هستش. چون اصلا مطالبش تو گوگل نمیره
ساده
ساده
٩٥/٠٦/٢٧
١
٠
من که دورهمی رو به خندوانه ترجیح میدم.
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٦/٢٨
١
٠
تحلیل جالبی بود.به نظر من هم خندوانه خیلی خوبه حداقل تاثیرشو دارم میبینم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨