رد خون!
سمت چپ مغزم خوب کار نمی‌کند!

رد خون!

نویسنده : ahkiani

از صبحش همش سرت گیج می‌رود و چشم‌هایت سیاهی، ظهر که می‌شود حس می‌کنی از منتهی الیه سمت چپ مغز نداشته‌ات یک چیزی روان شده؛ می‌ترسی! می‌روی جلوی آینه می‌بینی تمام لباست خونی است! رد خون را که دنبال می‌کنی از دکمه سوم پیراهنت می‌گیری و می‌روی بالا، دکمه دوم، دکمه اول، می‌رسی به یقه، به سختی از گلویت بالا می‌روی، به لب‌هایت می‌رسی، رد خون آن‌جا یک لحظه قطع شده، می‌ترسی که نکند از دهنت خون آمده باشد. سرک می‌کشی، خودت را کش می‌آوری روی نوک پنجه پاهایت می‌ایستی، آهان ردش را پیدا کردی، لب‌هایت را دور می‌زنی و از آن‌طرف می‌روی! رد خون را می‌گیری و به دوتا سوراخ گنده می‌رسی، تازه به خودت می‌آیی که ای وای این که دماغ من است. دستت را می‌کشی روی سرچشمه خون، خشک شده!

دوباره حس می‌کنی از منتهی الیه سمت چپ مغز نداشته‌ات...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_maryami
S_maryami
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
اوه اوه چقدر حالش وخیمه این یا خدا یا امام زاده بیزن
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خدا شفاش بده!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
تخصص ایمانه، به ما مربوط نیست :))
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
الان ایمان تخصصه یا تخصص ایمان ه؟
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
خون دماغ خیلی باکلاسه مثل مایکا اسکافیلد توی فرار از زندان ...........خخخخخخخخخخخخخ
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
فیلمهای خاک بر سری؟!
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
فكر كنم زياد مخش آفتاب خورده
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
مخ نداشتش!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
به نکته ی خوبی اشاره کردید دوست عزیز ... بذارید براتون توضیح بدم ...
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
زیاد توضیح نده!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
هر چی شما بگی ...
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
آن دو حفره ی مرموز ... آن راه پر پیچ و خم و پر مو ... آن مواد چسبنده و سبز و زرد ... آه ... آه از این همه راه نرفته ...
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
مرسي از راهنماييتون واقعأ
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون به نكات ظريفي اشاره كرديد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
با تشکر از دکتر ایمان بابت این شفاف سازی!خیلی مچکر دکتر
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
!!!!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
جاااااااااااان ما!ینی جاااااااااااان ما نمیشه این عسک کاربریتو عوض کنی؟؟؟بجان خودم هروقت میبینمش کل صورتم خسته میشه!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
؟؟؟؟؟
golara-h
golara-h
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
نهههههه!عوض نکنی ها!!!خیلی دوسش دارم.سید بی سلیقه بازی در نیار .ببین چقدر نازه.تو به چشاش نگا کن .خخخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
بانو گل آرا هم میبینمش کل صورتم خسته میشه!خوشگله ولی تومخیه:)))))))
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
آقا منم کلافه میشم این عکسومی بینم
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
جالبناک بود ! ی مطلب هست از خون دماغ ، اگه بذارم سانسور میشه ، پس نمیذارم !!!!!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خدایی بعضی مطالب هم باید سانسور بشه!
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
رد خونتان دیگه چه بود!عکسش مطلب لو داد!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
/-:
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
چیزی شده؟
golara-h
golara-h
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خون دماغ دیگه!گندش میکنی!ولی اگه ادامه داشت از من به شما نصیحت به پزشک مراجعه فرمایید...
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
کی گندش کرده؟
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
جالب بود اگر چه نفهمیدم که نویسنده منظور مطلبش چی بوده..ولی دعا میکنم همه مریضا شفا پیدا کنند..
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
منظور نویسنده که خودم باشم چیز خاصی نبود.رد خونی رو گرفته بود که روی پیراهنش ریخته شده بود.!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
البته این نوشته من به قیچی عمو ادمین هم دچار شده!:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
قیچی ادمین گله، هر کی نخوره...
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اقای فروزان نوشته های من همچین خوب نیست ولی این نوع سانسور اصلا جالب نیست! یا متن رو کامل بذارید یا کلا نذارید! بعدشم اینجایی که حذف شده اشکالش چی بوده نمیدونم:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
من در دو قسمت کوچک از مطلب رو دست بردم که در عین توصیف زیبای شما، می‌شداز اون تعبیر دیگه‌ای کرد. و منظورم از تعبیر دیگه تعبیر جنسیه. بقیه تغییرات قطعا تغییرات ویراستاری بوده، از حذف محاوره نویسی ها بگیرید و تبدیل شون به معیار تا فعل های اضافه و صفت‌های بدون موصوف و جای مفعول و از این قبیل موارد
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
عذر خواهم جناب اقای فروزانفر! اول میخواستم جوابی به جوابیه شما ندم:) و باز هم تکرار میکنم که نوشته های من اصلا بدرد بخور نیستند که بخوایم سرش بحثی با شما اساتید داشته باشم:).شما ماشالله از نظر قلم و ذهن و ... برتر از من هستید! اون جای موی سینه رو قبول دارم شاید اون زیاد جالب نباشه ولی قسمت گودی لب رو دیگه ....:) این نوشته تو مجله همشهری داستان بدون کوچیکترین دخل و تصرفی حتا محاوره ای چاپ شد.! من همیشه فکر میکردم سایتهای اجتماعی از تغییرات حداقل ویراستاری به دور باشند! اینجا فکر نکنم روزنامه یا مجله باشه که بخواید تغییرات ویراستاری مورد علاقه و معیار خودتون رو توش اعمال کنید! از نظر محتوایی شاید حق رو به شما بدم که بازم برای اونم محل بحث هست ولی از نظر ویراستاری دیگه بذارید کاربر راحت باشه...!
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
راستش این حرف رو می‌پسندم که خیلی از فضاها الان دیگه قواعد ویراستاری رو اعمال نمی‌کنند. دوست داشتم در سایت جیم هم همین‌طور باشه. سایت جیم بعد از همفکری به این نتیجه رسید با توجه به این‌که تنوع نگارش در سایت ما بالاست (هر بلاگری یک سبکی داره) برای این‌که سایت یک انسجامی هم داشته باشه بیایم مطالب رو از نظر ویراستاری یک ظرف کنیم. بهتره که در تمام مطالب شما کاربرها با قلم های زیبا و متفاوت‌تون جمله: به تو که گفته بودم. همین طور که نوشتم نوشته بشه تا اینکه: ب تو که گفته بودم. یا به تو ک گفته بودم. یا گفته بودم به تو... حتما متوجه منظورم شدی. البته یک نکته رو هم نباید نادیده گرفت؛ اینجا بحث سلیقه من هم هست. چون یک نفر نوعی مثل من مطلب رو میخونه پس سلیقه خودش رو داخل مطالب اعمال میکنه. و من هم اشتباه میکنم. بعضی وقتها بعضی مطالب تغییراتی میکنند که صرفا به خاطر حال و هوای اون لحظه منه. البته من سعی میکنم این اتفاق حداقل باشه، ولی تا وقتی انسان پشت یک قضیه ای باشه، اشتباه هم هست :) به هر حال ممنونم بابت مطلب زیبات، که از نظر توصیف واقعا عالی بود و خود من هم از خوندنش لذت بردم.
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اقای فروزانفر با اینکه با بخشی از حرفاتون موافق نیستم مخصوصا با بخش سلیقه! چون الان اقای تقی دژاکام دبیر سرویس شهرستانهای کیهان کنارم نشستند و با ایشون میخواییم بریم مهمونی وقت ارزشمند شمارو نمیگیرم! بحث در این مورد رو به یه وقت دیگه و احتمالا فضای واقعیتر موکول میکنم! انشالله... ولی به قوی عادل فردوسی پور اجازه بدید قانع نشم:)) از حسن نظر شما و صبوریتون در جواب دادن به یه کاربر معمولی مثل من کمال تشکر رو دارم.
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٥
٢
٠
واااااااااااااااااااااای خون!!!!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
و خون زندگیست!
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
با حال بود
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣