چوب معلم خیلی هم گُل نبود

چوب معلم خیلی هم گُل نبود

نویسنده : محمدرضا امانی

برای نسل ما همه آن ذوق و شوق اول مهر، با اولین پس گردنی تمام می‌شد. همه آن دفترهای کاهی خط کشی شده. خودکارهای بیک که اسم‌مان را داخل لوله‌اش جا داده بودیم. پاک کن‌هایی که به عمد غلط می‌نوشتیم تا جادوی پاک کنندگی‌اش را ببینیم. کتاب‌های جلد شده با سلفون. مدادهای یک قد.

معمولا هم آن پس گردنی در همان هفته اول رخ می‌داد. وقتی که باید اولین انشاء را آماده می‌کردیم. اولین مسئله ریاضی را حل می‌کردیم. یا می‌رفتیم پای تخته و یادمان می‌رفت دشت با جلگه چه تفاوت‌هایی دارد. هر چند که رکورد سریع‌ترین پس گردنی هر ساله نصیب بنده می‌شد. آن هم برای دیر رسیدن یک دقیقه‌ای به شروع مراسم صبحگاهی. تاکید می‌کنم، فقط یک دقیقه.

مدرسه برای ما آدامسی بود که زود شیرینی‌اش را از دست می‌داد. چاره‌ای هم نبود. اجازه تف کردن‌اش را نداشتیم. باید هشت ماه و سه هفته باقیمانده را با همه بی‌مزگی و حتی تلخی آن جسم بی‌معنی در دهان‌مان سر می‌کردیم  و این وسط اگر گاهی می‌خواستیم برای رفع ملال کمی این آدامس را  باد کنیم، دَرق، یکی می‌زدند پس کله‌مان. اما شنیده‌ام این روزها اسانس‌های با دوام‌تری برای این آدامس استفاده می‌کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
چقدر ناراحت کننده :( واقعا خیلی بده که بچه ها با این دید برن مدرسه بنظرم باید محیط مدرسه رو جذاب کرد خصوصا تو مقاطع پایین یعنی همون دبستان . ایشالا از این به بعد زندگیتون مثل اون دامس هایی که توی رویا های بچگیمون هیچ وقت شیرینیشون تموم نمیشد :)
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
حداقل کاری که میشه کرد اینه که بچه ها رو برای مدرسه سلعت شش صبح بیدار نکنیم
ساده
ساده
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
مدرسه برای من یک معنی داشت، دیکتاتوری معلم ها، زورمون هم بهشون نمی رسید. نمی دونم چرا همیشه هم تو ابتدایی تو تصوراتم معلم ها رو تو حیاط مدرسه به صلیب می کشیدم خخخ
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
من که هر شب نقشه آتیش زدن ماشین معلم ها رو می کشیدم.
فکرالود
فکرالود
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
بعضی یا خیلی از معلم ها با این که تحصیلات دارند اما سطح درک بالایی ندارند متاسفانه. به امید اصلاحات بسیار جدی در همه ی زمینه ها در نظام آموزشی
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
غیر از دو سه تاشون اغلب از کمبود شدید شعور ما رو رنج می دادن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٢
مدرسه برای ما ادامسی بود که زود شیرینی اش را از دست میداد=) خدا رو شکر با اینکه اول مهر نزدیکه، نویسنده ای پیدا شد که مدرسه را تماما گل و بلبل نبینه و حقیقت 18سال زندگی ما دانش اموزای دیروز بگه
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
گاهی فکر می کنم خود زندگی آدامسیه که شیرینیش خیلی وقته رفته
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
:)) 12 سال رو تو مدرسه و 4 سال رو تو دانشگاه هدر میدیم، آخرشم هیچی به هیچی! من اگه تو مدرسه شاگرد زرنگه نبودم و اگه کلا دانشگاه نمیرفتم، هیچ فرقی با الانم نداشتم!! :(
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
ما نسل آزمون و خطاییم.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
واسه نسل ما هم شرایط خیلی با الان فرقی نداره ها
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
اصلن شما می دونی سیاه چال یعنی چی؟
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
همه ی تلخی های مدرسه با همه ی نامردیای معلما که گاهی عقده بود تو دلشون وقتی که تموم میشه تبدیل به خاطرات خوب میشه کاش برگردم و دوباره معلما همون خودکار رو لای انگشتام فشار بده با چوب بزنه اون موقع خیلی بهتر زندگی میکردیم😀
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤