گل‌ها هم حرف می‌زنند... گوش کن
مجموعه معرفیِ کتاب‌های طعم‌دار!

گل‌ها هم حرف می‌زنند... گوش کن

نویسنده : الهام یوسفی

 همه کتاب‌ها طعم دارند. اول باید ذائقه‌تان را کشف کنید. بعد هم کتاب‌ها را یکی یکی مزمزه کنید. این‌طوری می‌فهمید کدام‌ کتاب با ذائقه‌تان جور است و آن‌وقت کامل میلش می‌کنید. این صفحه در واقع مثل یک دیس پذیرایی به شما کتاب‌هایی برای مزمزه کردن تعارف می‌کند. کتاب‌های طعم‌داری که با آن روزهای‌تان را خوشمزه کنید.

 

کتابی با طعم سیب، با عطر گل‌‌های کمیاب  

هر انسانی برای بیان افکار و عقایدش و برای گرفتن ارتباط با جهان بیرون، نیازمند زبان است. زبان در واقع پل ارتباطی میان ما آدم‌‌هاست. زبان‌های مختلف و بی‌شماری در جهان وجود دارد که برای همین موضوع اختراع‌شان کرده‌ایم. البته که خیلی وقت‌ها پیش می‌آید دو تا آدم هم‌زبان، زبان هم را نفهمند که اینطور مواقع احتمالا یکی از طرفین زبان نفهم است. ولی پیش می‌آید دو تا آدم از دو تا فرهنگ و زبان، بهتر زبان هم را بفهمند. اما برخی زبان‌ها بین‌المللی‌اند مثل زبان بدن! برخی زبان‌ها هم خیلی اختصاصی و منحصر به فردند، مثل زبان گل‌ها. همان زبانی که «ویکتوریا» در رمان «زبان گل‌ها» با آن سخن می‌گوید. 

 

این داستان‌ از کجا آمده‌؟

 این داستان در واقع از دل یک پرورشگاه آغاز می‌شود. قصه دختری خاموش، ضد اجتماع و عجیبی به نام «ویکتوریا». داستان در چند زمان روایت می‌شود. شخصیت‌های قصه محدودند. موضوع زیاد پیچیده نیست. کتاب زبان گل‌ها برخلاف اسمش قرار نیست درباره گل‌ها به ما اطلاعات بدهد، اما کنار داستان زیبا و تلخ ویکتوریا، ما را با زبان ناشناخته و مفاهیمی که در هر گلی وجود دارد آشنا می‌کند. ویکتوریا یک دختر 18 ساله است که بعد از زندگی در پرورشگاه، و تجربه‌های تلخ و پیاپی در فرزندخواندگی، دیگر قادر به برقراری ارتباط با اطرافیان نیست. اما یک راه برای خودش کشف کرده، او با جهان از طریق معانی نهفته در هر گل صحبت می‌کند. او در پایان 18 سالگی، یک خیابان‌خواب است اما استعدادی نهفته دارد و البته رازی در زندگی گذشته‌اش که تنها یک نفر از آن با خبر است... گویا پای یک داستان عشقی و انسانی در میان است!

 

چرا نویسنده این داستان‌ را نوشته؟

«ونسا دیفن باخ» که از قضای روزگار نام فامیلش هم آدم را یاد یک گل می‌اندازد نویسنده کتابی است که توجه‌ خیلی‌ها را به خودش جلب کرده. بعضی‌ها او را قصه‌گویی مسحورکننده می‌دانند و برخی هم داستانش را بسیار دلربا و جذاب دانسته‌اند. ونسا، آمریکایی است و موسس شبکه کاملیا. شبکه کاملیا در واقع به وجود آوردن یک جنبش اجتماعی است برای حمایت کردن از جوانانی که مدت زندگی‌شان در پرورشگاه تمام شده و باید بروند دنبال شغل، خانه و استقلال اجتماعی، جایی بیرون از پرورشگاه. بچه‌هایی که عموما به خیابان‌گرد‌های تنها و شاید بزهکار تبدیل می‌شوند. 

 

نکات کلیدی برای مزه کردن این کتاب:

-کسانی که گل و گیاه دوست دارند در خواندن کتاب شک نکنند!

-همین اول کار بگویم که کتاب 390 صفحه است ولی آن‌قدر فونت و فاصله‌ها زیاد است که به نظرم اگر کمی صرفه‌جویی می‌شد، ناشر می‌توانست با 150 صفحه تمامش کند و بگوید خیرشو ببینی.

-زبان گل‌‌ها به 40 زبان زنده دنیا ترجمه شده و در ایران «فیروزه مهرزاد» آن را ترجمه کرده.

-اگر این کتاب را خواندید بدانید که یکی از پرفروش‌های نیویورک‌تایمز را خوانده‌اید.

-کتاب را نشر آموت منتشر کرده که این روزها زده است به ترجمه و چاپ داستان‌‌های خوب خارجی.

-در انتهای کتاب یک شگفتانه- همان سورپرایز قدیم- وجود دارد. یک «فرهنگ معانی گل‌های ویکتوریا». مثلا: اقاقیا: عشق پنهانی. ارغوان: خیانت، اطلسی: حضور شما باعث آرامشم است و...

-اگر کتاب را نخریدید حداقل قسمت فرهنگش را یک کپی بگیرید تا وقتی خواستید برای کسی گل هدیه ببرید بدانید چه معنایی پشت گلتان پنهان است.

-کتاب جان می‌دهد برای برنامه مطالعه در پاییز، وقتی بیرون برگریزان است شما دارید همراه ویکتوریا باغچه شگفت‌انگیز گل‌هایش را سرو سامان می‌دهید.

-مثل همیشه این سیب سرخ هم نوش جان...

این هم بخشی از کتاب برای آن‌ها که خواسته بودند: 

«گرانت پرسید: آیا تا کنون به شخصی گل رز داده‌ای؟ به او طوری نگاه کردم که گویی سعی داشت گل انگشتانه را به زور به من تحمیل کند. اصرار کرد: خرفه؟ مورد سبز؟ میخک؟

 برای اطمینان از اینکه  تعریف‌هایمان یکی است پرسیدم: اقرار به عشق؟ عشق؟ عشق خالص؟ سرش را تکان داد. نه، نه، نه. جوانه قرمز رنگ پریده‌ای را انتخاب کردم و هر بار یک گلبرگش را جدا می‌کردم.گفتم: من بیشتر از نوع خار گل صد تومانی هستم. گرانت گفت: مردم گریز، عصبانی، متنفر، برگشتم و گفتم: خودت خواستی!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
باید کتاب جالبی باشه...ممنون بابت معرفی:)))البته قیمت کتاب خییییلی موثره:دییی
e_yousefi
e_yousefi
٩٥/٠٦/٢٧
٠
٠
قیمتش 25 هزار تومنه
m.babaee
m.babaee
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
ممنون از معرفی کتاب چندروز پیش رفتم کتابفروشی کتابی و دیدم که با توجه به چاپ چهل و هفتم و متن کوتاهی از داستان در پشت جلد و مطالعه چند خط از ابتدای کتاب و تعریف هایی که توی اینترنت ازش دیده بودم تصمیم به خریدش گرفتم ولی بعد از خوندن چندین صفحه از کتاب همش از خودم میپرسیدم این کتاب چطوری مجوز چاپ گرفته!کلا تصمیم گرفتم کتابایی که اینجا معرفی میشه رو تهیه کنم ممنون که هستید
e_yousefi
e_yousefi
٩٥/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام. خوشحالم که به معرفی اعتماد می کنید. امیدوارم کتاب باب میل باشه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩