بیماری سیرابیشن ویتنام را فراگرفت!
طنزیات

بیماری سیرابیشن ویتنام را فراگرفت!

نویسنده : h_jahanshah

به همت دانشمندان عرصه دامپروی و سیرابی پروری، در سه ماهه اول امسال بیش از ۲۰۰۰ تن سیرابی به ویتنام صادر کردیم. آخه سیرابی! چه خبر شده؟ مگر جنگ شده آنجا؟

نمی‌دانم کی قرار است آسیب شناسی کنیم. متاسفانه تاکنون مسئولین سیرابی را به عنوان غذای ایرانی در سازمان ملل ثبت نکرده‌اند. اگر زبانم لال فردا سیرابی را به عنوان غذای ملی ویتنام ثبت کنند چه باید بکنیم؟ همین الان هم مهم‌ترین سوغاتی اسپانیا زعفران استهبان، مکزیک زیره کرمان و گینه بی سائو گز اصفهان است. فکر کنید از این به بعد هنگام پرداخت هزینه یک دست سیرابی، علاوه بر ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده و ۸ درصد سختی کار و ۹ درصد حق سرویس، ۲۴ درصد هم حق التالیف سیرابی برای ویتنام پرداخت کنید.

از آن بدتر چرا پیش از صادرات، فرهنگ سیرابی خواری را صادر نکردیم. متاسفانه از ویتنام خبر می‌رسد بیماری «سیرابیشن» فراگیر شده است. سیرابیشن، ناشی از افراط در سیرابی خواری است که مریض از سیرابی، سیرابی ندارد و همه را سیرابی می‌بیند و همه را سیرابی صدا می‌زند.

البته عیب چیز جمله بگفتی هنرش نیز بگو. اگر سیرابی را زودتر برای خود ثبت کنیم و فرهنگش را پیش از صادرات اشاعه دهیم، این اتفاق میمون و مبارک است و صادرات سیرابی به ویتنام از مهم‌ترین دستاوردهای برجام به حساب می‌آید. زیرا در دولت قبل ما حتی گوشت و جگر  گوسفند را هم صادر نمی‌کردیم چه برسد به سیراب شیردان. البته پیشنهاد می‌شود از صادرات کود غافل نشویم. کود ما کود مرغوبی است و همه دنیا به دنبال کود ما هستند.

مشکل اصلی جهان کود است

کود مرغوب و اصل محدود است

کود دنیا کثیف و آلوده است

نقل هر جمع کود ما بوده است

صادراتی عظیم در راه است

ای حلیمان، هلیم در راه است

(صابر قدیمی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
از این ثبت ملی کردن حالم بهم میخوره، همش جنگ و خونریزی که چی که این بگه فلان چیز مال مایه اون بگه نه مال مایه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
خوب نوشتی، مرسی
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
بامزه بود. عجب سوژه ای هستش
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨