خلخالیانه!
شعری سروده خودم

خلخالیانه!

نویسنده : hamid_kh

نشسته بود ولی پا به پای من آمد، و من هنوز در این جمله مات و حیرانم

دوباره موی بلندش ز روسری بیرون، اعوذ بالخود شیطان ز شر شیطانم

تو شنبه آخر اسفند لعنتی بودی، درون چشم تو اردیبهشت می‌خندید 

هراز، با تو مشاهیر تا معلم بود، تو ای شمال‌ترین خاطرات سمنانم

لبت همیشه پر از انقلاب بوده و هست، و بوسه‌های تو خلخالیانه اعدام است

پس از سقوط محمدرضا و آزادی(!) ، هنوز در صدد بوسه‌های پنهانم

قدم قدم همه جا کوچه کوچه گشت زدیم، و گشت بردن ما را به گور خواهد برد

اگر که مشکل ما شکل موی یار من است، ببند چشم خودت را نه موی جانانم

به حوزه‌های تو آمد دلم و فتوا داد که خمس موی تو از آن شعر من باشد

ولی دریغ که خمسش همیشه بیرون است، دوباره در پی فتوا میان قرآنم*

تو ای بداهه ترین شعر لب به لب بودن ، درون موی تو من واژه واژه غرق شدم

بدون دست تو شاعر نمی‌شدم هرگز، بدون وصف تو لطفی نداشت دیوانم

============

* به شعر «پای یک زن در وسط» بیت پنجم مراجعه کنید 

پ.ن 1: «مشاهیر» و «معلم» نام دو میدان در شهر «سمنان» هستند 

پ.ن 2 : آقای خلخالی رو هم میشناسین دیگه؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
یکی از افتخاراتم اینه که این شعر خیلی زیبا رو قبلا با شور و حرارت صدای خودت شنیدم و الآن هم دوباره با لذت خوندمش عالی بود حمید حرف نداشت:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
قربووووونننتتتتت برررررمممممممم :))))))))))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
:)ازون شعرایی بود که ادم شعرش میگیره و دوس داره بره شعر بگه همین الان:دی احسنت:)) عالی بود ..
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
نوش جان :)))))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود... :) فقط یه سوال داشتم! این شعرتون قافیه نداشت نه؟ پس میشه شعر نو؟ شبیه غزلی بی قافیه بود ولی :) یا شایدم یه جور جدید از شعره؟؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
چرا اتفاقا قافیه داشت فقط مشکل اینجاست که مصرع ها طولانین که اونم مشکل نیست یه نوع غزله دیگه :)) ... شما هر خط رو یه مصراع و بالطبع هر دو خط رو یه بیت بگیرین ، غزل بودنش رو درمیابین :))))))))))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
قافیه ها میشن : حیرانم ، شیطانم ، سمنانم ، پنهانم ، جانانم ، قرآنم ، دیوانم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
که اونا مصراع هستن!! گفتم اونا هرکدوم یه بیت هستن و قبل و بعد ویرگولها مصراعن!! چه جالب :دی ممنون :)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٩
٠
٠
شعر زيبا گفتن يك نعمت !! زيبا بود واقعا!!:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون از شما :))))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات