گواهینامه گرفتن؛ مزخرف‌ترین کار دنیا

گواهینامه گرفتن؛ مزخرف‌ترین کار دنیا

نویسنده : h_rastegar

یکشنبه چند هفته قبل بود. رفتم آیین‌نامه امتحان دادم و رد شدم. محل کار مرخصی گرفتم. هفته بعد دوباره یکشنبه را مرخصی گرفتم. این بار قبول شدم. آزمون شهری نوبتم نشد و افتاد هفته بعد. یکشنبه را مرخصی گرفتم. برای سومین بار. رفتم آزمون بدهم. فکر می‌کردم یک آزمون منطقی منتظرم باشد. گفته بودند ساعت ۱۰ بیایید میدان ۹۲.  ساعت ۱۰ رفتم و مسئول آزمون  با کمی تاخیر ساعت ۱۱:۳۰ آمد. چند دقیقه صحبت کرد و آزمون شروع شد. نصف جمعیت کم شد. مسئول آزمون برای نهار هم رفت این وسط و ما توی پارک بودیم.  ساعت ۳ بعد از ظهر نوبتم شد. توی پارک ۵۶ نفر منتظر بودند و من آخرین نفرها بودم توی لیست. سوار ماشین شدم. دور و برم را نگاه کردم. کمربند و... زدم دنده یک. کلاچ را تا نیمه ول کردم. طبق آموزش‌هایی که دیده بودم. توی سر بالایی بودیم. ولی فایده نداشت. ماشین راه نیفتاد. گفتم شاید دنده جا نخورده. دوباره خلاص کردم و زدم دنده. گاز دادم. هول برم داشته بود. چرا این ماشین تکان نمی‌خورد. داشتم تند تند فکر می‌کردم. برای سومین بار دنده زدم و کلاچ را تقریبا کامل ول کردم که ماشین راه افتاد. با یک تکان شدید. خلاصه با همچین ماشینی از پنجاه و شش نفر فقط شش نفر قبول شدند. و من متعجب که چقدر این آزمون احمقانه بود و چقدر روزهای من بی‌ارزش هستند و آخر این‌که این آدم‌های بی‌حساب کتاب می‌خواهند از ما آزمون بگیرند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/٠١
٢
٠
دقیقا... منم ثبت نام کردم. مربیم حتی تمرین هم نبرد منو! گفت برو آزمون بده رد بشی بعد! که دوباره پول واریز کنم الکی!! مردم کلا کلاهبردار شدن! بدبختی اینکه کل برگه م رو هم امضا کرده و دستم به جایی بند نیست که بگم منو تمرین نبرده! :(
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٠١
٢
٠
یادش بخیر
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٢
١
٠
من که بار سوم تو هوای بارونی ؛زمینا خیس و لیز بود که قبول شدم.:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٧/٠٢
١
٠
یادمه افسری که امتحان میگرفت اسم ها رو که میخوند؛میگفت نفر اخر باید دنبال ماشین بدوه!.خدا رو شکر من هیچ وقت نفر اخر نشدم. میگفت نفر اخر باید حاظر باشه تا ماشین واستاد بیاد سوار شه،یه خاطره بامزه ای هم از دوستم بگم،یکی از دوستای دبیرستانم که با هم رفتیم ثبت نام،روز ازمون استرس عجیبی داشت و هرکاری کردم حواسش پرت بشه و انقدر به امتحان فکر نکنه، نشد چون به نظر خودش استرس باعث تلاش و موفقیته،خلاصه روز ازمون افسر بهش گفت:شناسنامه و کارت ملی ،اتنا هم مدارکش را داد بعد افسره یه جیزی ازش پرسید هر وقت یادم می افته خندم میگیره گفت:شماره ملیت چنده؟ گفت:بخدا یادم نیس،افسره هم بدون اینکه ازش امتحان بگیره گفت؛برو هفته دیگه..ردی،تو با این استرس نمیتونی امتحان بدی و مطمعن باش اگه هم امتحان بدی رد میشی!:
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
راستی امروز قبول شدم. با اینکه ماشینش سر پیش قر قر یا بهتره بگم غار غار می کرد. ولی حداقل پدال هاش و دنده و فرمونش درست بود تبریک به همه
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات