تقدیر من همیشه چنین بوده...

و من همیشه دیر رسیدم شاید هر بار

با قطار قبلی باید می‌آمدم. وقتی که جامه دانم را می‌بستم.

پیراهنم به یاد تو تا می‌خورد و خواب اهتزازش را می‌دید.

وقتی رسیدم اما... آه!

با آن جنین خواب‌های هزاران سال چه باید می‌کردم؟

پیراهن من آیا باید به قامتش کفنی می‌شد می‌پوسید؟

تقدیر من همیشه چنین بود و شاید این طلسمی‌ست که تا همیشه دست نخواهد خورد.

روزی کنار رودی زنی کلید بختش در آب افتاد و آن کلید را شیطان‌ترین ماهی‌ها بلعید.

و سوی دوردست‌ترین دریاها گریخت و یک نفر

که پیشتر از من رسید صیاد شاه ماهی من شد و من دوباره دیر رسیدم.

قلاب من گلوی من را می‌درد و تو به هیات پریان در

آب‌های دور

تن‌ات را

می‌شویی.

(حسین منزوی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
چمدان کی شد جامه دان ما نفهمیدیم!! مرسی از شما بابت این متن (یا شایدم شعر سپید!)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
ممنون از حضورتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات