در‌ نبود بهترین خاله

در‌ نبود بهترین خاله

نویسنده : Farah_Naz

دلم‌تنگ توست. ای مهربان‌ترین. ای بهترین. ای دورترین.

تنگ‌دستان گرمت. گرمای نگاهت. نگاه پر از حرفت و حرف‌های شیرینت.

همه‌ می‌دانستیم یک روزی آن بیماری که گریبانت را سفت گرفته بود، تمام می‌شود و ما همه خوشحال و خندان خواهیم شد از گذشت آن روزهای پر از نگرانی و اضطراب.

آن بیماری تمام شد ولی تو هم همراهش تمام شدی. و حالا ما گریه می‌کنیم به یاد آن روزهایی که تو کنارمان بودی، هر چند بیمار.

عادت کردم که اصلا به آن روزها فکر نکنم. تو الان سالم و سر حال در شهر خودت و در خانه‌ی باصفا خودت داری زندگی می‌کنی. فقط کمی سر من و تو شلوغ شده که نمی‌بینیم هم را. شرایطش پیش نمی‌آید..

عیدها من مسافرتم، وقتی برمی‌گردم تو می‌روی سفر و این‌طوری می‌شود که هم را نمی‌بینیم وگرنه تو که هستی... مگر نه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
تسلیت میگم خانم اسکوئیان...
Farah_Naz
Farah_Naz
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنونم‌جناب صنعتی..
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
خدا رحمتشون کنه، یاد خالم افتادم:'(
Farah_Naz
Farah_Naz
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنونم..خدا خاله ی شما رو هم رحمت کنه..
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٢٧
٠
٠
خاله ها موجودات عزیزی هستن...تسلیت میگم ..
Farah_Naz
Farah_Naz
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
آره واقعا...ممنونم
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٢٧
٠
٠
ان شاء الله با حضرت زهرا محشور باشن و خدا بقیه عزیزانتون رو زیر سایه امنش براتون حفظ کنه ...
Farah_Naz
Farah_Naz
٩٥/٠٦/٢٨
٠
٠
آمین..ممنونم‌از دعای زیباتون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣