جلال آل احمد گفتنی نیست
نگاهی به زندگی جلال آل احمد در سالروز درگذشتش

جلال آل احمد گفتنی نیست

نویسنده : الهام حبشی

هر گاه در جست‌وجوی کتابی به کتابخانه‌ای پناه می‌برم و چشمم به نام او می‌افتد، سست می‌شوم و می‌گویم این بار جلال بخوانم، دفعه بعد سراغ کتابی که به قصدش آمدم می‌روم. کتاب را ورق می‌زنم و همراه مدیر مدرسه، مدیر می‌شوم و مصائب ناپیدای مدیر یک دبستان دور افتاده را درک می‌کنم، خسی می‌شوم و با جلال هم صدا لبیک گویان در میقات گم می‌شوم و از یاد می‌برم تلخی سفر به ولایت عزرائیل را، از آن‌جا مستقیم به روستای اورازان می‌روم و از رنجی که می‌بریم تا سپیده صبح پلک روی هم نمی‌گذارم  و احساس زنی را پیدا می‌کنم که زیادی است، اما نون والقلم آن‌قدر آرامم می‌کند که هر بار با عبور از مقابل تابلوی بزرگ خیابان جلال آل احمد، آرزوهایم جانی تازه می‌گیرند و ایمان پیدا می‌کنم دلم چه می‌خواهد، دلم به نان اندک قلم رضا می‌دهد تا به اندازه خیابان های تاریخ وسعت پیدا کنم و با تمام شدنم احساسِ جلال شدنِ، جلال را تجربه کنم. 

 

جلال از کدام نقطه تاریخ شروع شد؟

جلال آل احمد آذر سال 1302 چشم به دنیا گشود اما آغاز حقیقی او از داستان «زیارت» شروع شد و تا سال 1346 با داستان «نفرین زمین» ادامه پیدا کرد. عمر کوتاهی کرد و در همین بازه اندک عقاید و روش‌های متفاوتی را تجربه کرد. مسیر زندگی آل احمد هرگز عادی و یکسان پیش نمی‌رفت، او که در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمده بود گاه مرد خدا بود، گاه الگوی شجاعت و مبارزه با ظلم، مدتی توده‌ای بود و مدتی ضد توده‌ای، البته هرگز اسلام را نفی نکرد و جایگزینی برای آن نیاورد. جلال آل احمد از نزدیکان آیت الله طالقانی بود و دوستی نزدیکی با نیما یوشیج داشت.

 

جلال و سیمین دانشور

جلال در سال 1329 با سیمین دانشور، بانوی نامدار ایرانی که اغلب او را با سو و شون می‌شناسیم و دو سالی از جلال بزرگتر بود، ازدواج کرد و معروف‌ترین زوج ادیب ایران را شکل داد. این ازدواج علی رغم مخالفت پدر جلال صورت گرفت و به همین دلیل پدر جلال به قم سفر کرد و سال‌ها به خانه آن‌ها پا نگذاشت. جلال در وصف بانو دانشور این چنین می‌گفت که: «همسرم یار و یاور قلم است و اگر او نبود، معلوم نبود چه خزعبلاتی که از من به تحریر در نمی‌آمد، من هیچ اثری را قبل از مطالعه و نقد سیمین به چاپ نمی‌رسانم». پس از فوت این دو ادیب تصمیم‌هایی برای تبدیل شدن خانه‌شان به «خانه ادبیات ایران» گرفته شد اما هنوزه این فعل به مرحله عمل نرسیده است.

 

جلال از نگاه اندیشمندان غرب

مایکل هیلمن استاد ادبیات فارسی دانشگاه تگزاس جلال آل احمد را معروف‌ترین روشنفکر صحنه ادبیات ایران در دهه 60 می‌داند، فردی که محصلین تمام مقاطع او را مرد شجاع و سخنگوی دایره روشنفکران ضد رژیم پهلوی می‌دانستند که بدون هیچ وهمی سیاست‌های آن رژیم را زیر سوال می‌برد. و آنچه از جزئیات بر می‌آید، آن است که هیچ تحقیقی پس از جنگ جهانی دوم در عرصه ادبیات فارسی، بدون توجه به حضور آل احمد سودمند نخواهد بود. سهراب سپهری، اخوان ثالث، چوبک و حتی شریعتی با این‌که دایره مریدان گسترده‌ای داشتند و همتای او به حساب می‌آمدند اما هیچ کدام برای یک ایران شناس خارجی که خواستار  شناخت پیچیدگی‌های زندگی یک ادیب در ایران است، کافی نیستند.

 

جلالی که زود تمام شد 

قصه زندگی جلال در 18 شهریور سال 1348 در سن 46 سالگی به سر رسید. مرگ او شایعات زیادی به همراه داشت و متاسفانه یکی از آن‌ها مصرف نوشابه‌های الکلی بوده است. جلال با این‌که تمام حجم لیوان زندگی‌اش پر نبود و تهی‌هایی داشت اما نیمه پرش آن‌قدر درخشان بود که می‌شود قسمت خالی آن را ندیده گرفت. بعد از به پایان رسیدن داستان کوتاه زندگی جلال خیابان‌ها و مدارس زیادی به نام «جلال آل احمد» مزین شدند. هر ساله جایزه‌ای با عنوان «جایزه ادبی جلال آل احمد» به بهترین داستان نویسان اهدا می‌شود. آل احمد خوب و بد را با هم داشت اما در هر صورت محبوب خوانندگان خود بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
چه عکسای خوجلس. په مطلب خووبی. ممنون الهام جون از اطلاعات خوبی که دادی :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
قربونت عزیزم ^_^ خوبی از خودته :) خوشحالم که مورد پسند شما واقع شد :)
احد آتشروان
احد آتشروان
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
بله دیگه بلوار ایرج میرزای سابق که شد جلال آل احمد!(محل زندگی ما)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
زیاد از ایرج میرزا خوشم نمیاد، شعرهای زیادی ازش خوندم ، اون موقع که اسم خیابون عوض شد من نه جلال رو میشناختم و نه ایرج میرزا رو ، ممنون که خوندین جناب آتشروان و خوش به حالتون که هر روز اسم این ادیب بزرگ رو می بینین :)
احد آتشروان
احد آتشروان
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
و تشکر از مطلب شما
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
راستش خیلی درباره جلال نمی تونم اظهار نظر کنم اما اونچه که از اهل ادب شنیدم اینه که پس از انقلاب خیلی از جلال بهره برداری شد! و چالش هایی هم بین همسر جلال با بردارجلال پیش اومده. مثلا مستندی درباره زندگی سیمین دیدم که می گفت جلال الکل مصرف می کرده.حالا اینکه چقدر درست و چقدر غلط و اینکه اصلا چه قدرش به ما ربط داره بماند. خلاصه بنظرم انقدر راحت راجع به مجهولات تاریخی نباید حرف زد.لااقل بزاریم همون نقطه مبهمی در تاریخ بمونه.ممنونم. باعث شد دوباره حسرت بخورم که چرا انقدر کم جلال خوندم و میخونم.ممنونم.
احد آتشروان
احد آتشروان
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
زنش الکی نمیگه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
همونطور که جناب آتشروان گفتن؛ بانو دانشور در کتابی با عنوان " غروب جلال " نوشتند که : " جلال با اینکه برای بیماری که داشت نوشابه ی الکلی شدیدا زیان بار بود اما حاضر نمی شد اون رو کنار بزاره ، باکسی نوشابه ها رو خریداری می کرد و از من هم می خواست همراهیش کنم ، علاوه بر این اواخر بیشتر از قبل سیگار مصرف می کرد و همین ها علت مرگ زود هنگام جلال شد " اگر به کتاب های آل احمد علاقمند هستی من " نون والقلم " رو پیشنهاد میدم که بسیار شیرین از زندگی شرافتمندانه ی یک نویسنده صحبت کرده :) ممنونم که وقت گذاشتی نجمه ی عزیزم :)
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
من فقط میتونم بگم جلال آل احمد همیشه برام یک نویسنده بزرگه ..
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
و همینطور برای من :) ممنونم که ارزش گذاشتین :) سپاسگزارم :)
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
مختصر و مفید بود الهام جان موفق باشید :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
ممنون که مطالعه کردی و وقت گذاشتی نرگس خوبم :)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
منهای اینکه واسة خیلیا ایشون امروزه بیش تر ب نام يک خیابون یا در بعضی مواردی تاریخ ادبیات دبیرستان شناخته میشن اما کتاب های واقعا عالی دارن...:) بسیارررر مفید و عالی و اینکه ممنون!!!:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
بله خیلی از خود ما هم بسیاری از بزرگان رو فقط به عنوان نامی که روی خیابانی هست یا تاریخ ادبیاتی که مجبور هستیم می بینم و می شناسیم و فراموش می کنیم ...اما خیلی ها مثل خود من بعد از عبور از دوره ی دبیرستان سراغ این کتاب ها رفتم و بیشتر فهمیدم :) من امیدوارم که این اتفاق برای همه مثل من و شما و دیگر عزیزان دوستدار ادبیات بیوفته :) ممنونم مائده جان از شما که وقت گذاشتی :) خوشحال شدم از خوندن نظرت :)
naser_j
naser_j
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
ممنون از نوشته خوب تون، یه گزارش مختصر و مفید بود، حد اقل برای من یه تلنگر دوباره بود که چرا از این بزرگ مردان عرصه ادبیات خودمون غافلم! نمیخوام جلال رو با روایتی که در باره مصرف الکل یا جدال های همیشگی که با سیمین داشته قضاوت کنم چون زیاد به من مربوط نمیشه! فکر میکنم جلال رو با نوشته هاش قضاوت کنم بهتره، ممنون برای این تلنگر :) خدایش رحمت کناد!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
قابل شما رو نداشت، خوشحالم که مفید واقع شده :) من هم با شما موافقم اما برای اینکه زیاد مطلب ستایش آمیز نشده باشه گوشه ای از ایراد ها رو هم ذکر کردم که جانب دارانه نشه :) جلال همیشه برای ما جلال هست و ما هدف و رابطمون با این اشخاص آثارشون هست :) تشکر که وقت گذاشتین :)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
ما هم با جلال آل احمد هر روزه داریم زنگی میکنیم .. شهرداری نام ایرج میرزا رو به دلیل اینکه تشخیص دادن شاعری هجو گو بوده از روی خیابان ایرج برداشتم و استاد جلال آل احمد رو جایگزین کردند.. در هر حال ممنون بابت این مطلب.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
بله ایرج میرزا کمی تا قسمتی ابری شعر می گفته ، پس شما هم مثل جناب آتشروان جلال آل احمدی هستین :) باید بگم خوش به حالتون که هر وقت از خونه بیرون میاین اسم این بزرگوار رو می بینین :) ممنون بانو نوری که همیشه از وقت خودتون به مطالب من اختصاص میدین ^_^
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
از وقتی نویسنده ی سایت شدین مطالب کمی از شما تونسته من رو راضی کنه چون واقعا کیفیت کارتون اومده پایین. ولی این مطلب خوب بود. ان شاالله که روز به روز بهتر بشین
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
نمیشه گفت کیفیت پایین اومده چون این سبک " یادداشت " هست و من قبلا " دلنوشته_داستان " می نوشتم ، سعی می کنم چیزی بنویسم که مطابق میل شما و دوستان باشه :) ،خیلی خوشحال شدم که پس از مدت ها حضور شما رو توی مطالبم داشتم :) امیدوارم انقدر خوب بنویسم که همیشه راضی باشین :) ممنون که وقت گذاشتین :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
اتفاقا ترم پیش یه مقاله نوشتم درباره زندگی سیمین دانشور ، بخش هاییش که درمورد زندگی مشترکش با جلال آل احمد بود جالب و قابل تامل بود . ممنون بابت این مطلب خوب الهام جان :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
چقدر خوب :) پس شما اطلاعت خوبی در مورد زندگی این دو نفر دارین :) من هم ممنونم که وقت گذاشتی ^_^ گیس گلابتون خوبم :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
جلال ال احمد رو دوست دارم:) داستان های فوق العاده ای داره قلمش هم خیلی روون و دلچسبه:) مرسی الهام جون که اطلاعاتمو بیشتر کردی ^__^
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٩
١
٠
من هم جلال رو با رونی و شجاعتش دوست دارم :) مرسی غزاله جون که وقت گذاشتی دلبندم ^_^ از این بابت خرسند شدیم ^_^
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
١
٠
خب منم نمیدونستم جلال عزیز نوشیدنی الکی مصرف میکرده ...اما این چیزی از ارزشهاش کم نمیکنه ..همینطور که هیچ یک از حرفهایی که پشت سر صادق هدایت عزیز میگن .....خانوم حبشی پایان بندی شما انصافانه بود .....همه ی ادمها جز معصومین ..خوب و بد توی خودشون دارن ...نمیشه با یه رفتار شون از اونها بت ساخت و نمیشه با یه رفتارشون اونها رو نیست و نابود کرد .......ممنونم از مطلب خوبتون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٠
٢
٠
خوشحالم که تونستم انصاف رو رعایت کنم :) بله از ارزش های جلال چیزی کم نمیشه، به هر حال آثار جلال ارزشمند تر از این اوصاف هستند :) با کلمه به کلمه ی نظر شما موافقم :) البته من از صادق هدایت تنها دو اثر خوندم که خیلی غمگینم کرده اما باز هم در سبک خودش بسیار ارزشمند هست :) ممنون که مثل همیشه برای خوندن مطلب من وقت گذاشتین :) راستی شعر اخیر شما رو خوندم . بسیار زیبا بود :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٦/٢٠
١
٠
متاسفانه خیلی دیر شروع به خوندن آثار جلال کردم از چهار، پنج کتابی که از جلال خوندم "غرب زدگی" و "سفر به ولایت عزرائیل" رو بیشتر دوست داشتم، یکی از ظلم هایی که در سالهای اخیر به جلال شد این بود که اسم خیابون "ایرج میرزا" رو با دلایل مسخره به اسم جلال تغییر دادن، اگه به اون دلایل باشه که اول باید سراغ "سعدی" ميرفتن!!! مطلب خوب و مفیدی بود :) موفقیات :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
چرا متاسفانه! خیلی ها، از جمله خودِ من این کار رو دیر شروع کردیم " ولی شروع کردیم " :) ، در مورد مسخره بودنش نظری ندارم اما فکر نمی کنم ظلم محسوب بشه چون از نظر من انقدر آدم های بزرگ هستند که حقشون هست اسامیشون روی خیابون ها بره که ایرج میرزا بین اون ها حرفی برای گفتن نداره " از نظر من " ، سعدی ؟ خیابون سعدی که داریم!چندتا ؟ :ی تشکر که وقت گذاشتین " Good Luck Too " :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٢٠
١
٠
من مدیر مدرسش رو خیلی دوست دارم :)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٠
١
٠
من نون و القلم رو ^_^ اونم خوب بود البته :) ممنون از حضور همیشه سبزت محبوبه ی عزیزم ^_^
faezeh76
faezeh76
٩٥/٠٦/٢١
١
٠
دقيقا منم مثل شما هر وقت تصميم ميگرم كتاب ديگه بخونم با ديدن كتاباي جلال آل احمد تصميمم عوض ميشه به معناي كامل نويسنده شماره يك زندگيمه چون افكارش رو هم مي پسندم وتفكر فلسفي شو هم دوست دارم...ممنون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢١
٠
٠
یک جور صمیمت اصیل توی کلماتش هست، مثل نوشته های جمال زاد... راستش برای من شماره یک نیست اما توی لیست بهترین هام قرار داره و بسیار محترم هست :) ممنون که وقت گداشتی فائزه ی عزیزم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨