به نام ب.ز بزرگ
شعر

به نام ب.ز بزرگ

نویسنده : H_steven

به نام علف و به نام تو خرس

به نام همه آز و آواز حرص

به نام کسی که 3 میلیارد را

چنان خورد کو شد رها

به دنیا یکی نامور گشت زود

و شد «ب.ز» اما و لیکن چه سود؟

خدا عقل داد و عدالت سپرد

و او یک تنه حق ما را بخورد

به حق که ستوده ست او در جهان

خرد دارد و تیز و بز در نهان

به او داده‌اند حکم فرجام کار

که خشنود باشد و ما رستگار

تو دیدی که او گریه‌ها کرد سخت؟

و از کرده خود پشیمان نگشت

فقط گریه‌اش از سر پول بود

گرفتار لیکن که او غول بود

که مغلوب شد در بر او اقتصاد

به حق که خدا داد مظلوم داد

(ح.ت)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
خیلی خوب بود. ممنون.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
با تشکر از شما؛ ولی یه جوری بود!!
H_steven
H_steven
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
آره از وزن درست و حسابی ای برخوردار نبود این مشکل رو بزارید پای بی تجربه بودن بنده
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
تبلیغات
تبلیغات